تبليغاتX
دونده

صحنه اي از فيلم كشتزارهاي سپيدچهل و‌چهارمين جايزه بازيگري سينماي ايران از آنسوي مرزها به حسن‌پورشيرازي رسيد. اين جايزه به خاطر بازي وي در فيلم"كشتزارهاي‌سپيد" دومين ساخته محمد رسول‌اف در جشنواره فيلم دبي اهدا شد.

همواره بر اين اعتقاد بوده‌ام كه برخي از بازيگران سينماي ايران كمتر ديده شده‌اند و يقينا يكي از آنها حسن پورشيرازي است. بازيگري كه از تئاتر مي آيد و عليرغم اينكه خيلي دير به دنياي سينما وارد شده و حتي با نقش‌هايي كوچك (مثل مسافرکش مزاحم در بوی‌پيراهن‌یوسف یا دایناسور در کلاه‌قرمزی و ...) شروع کرده اما خیلی زود توانایی خود را به رخ کشید،سگ کشی و به آهستگی و صد البته میهمان‌مامان از دلايل اين ادعاست. پورشيرازي جزو بازيگراني است كه در تلويزيون هم به شدت موفق بوده و به كارهايي همچون نرگس از او مي‌توان اشاره كرد.شايد به دليل همين پركاري در تلويزيون باشد كه تا امروز تنها در ۱۰ فيلم به ايفاي نقش پرداخته و جاي خالي اسمش در تيتراژ كارگردانان بزرگ سينماي ايران خالي است.پورشيرازي از جمله بازيگراني است كه مي‌تواند با تكيه بر صداي خاص، انعطاف بدني و چهره متفاوتش بيش از اينها بدرخشد.

 خبر كامل از جشنواره فيلم دبي

 سجادپور: با هنرمندان فيلم‌هاي بدون مجوز، برخورد مي‌شود

 اظهار نظر حسن پورشيرازي

+ نوشته شده در جمعه 27 آذر1388ساعت 19:39 توسط بهمن عبداللهي |

جایی خوانده بودم که سرصحنه سریال "پهلوانان" عنایت بخشی در یک صحنه خسته‌کننده به حسن‌فتحی گفته "اينقدر درگير فيلمبرداري نباش،چيزي كه براي بيننده تلويزيون اهميت دارد بازيگر است و داستان". به نظرم خيلي هم بيراه نگفته بود چرا كه بازيگر در قاب تلويزيون مثل شعبده بازي مي‌ماند كه تماشاگر بايد بيرون كشيدن خرگوش را از كلاه او باور كند. بازيگر در يك اثر تلويزيوني مهمترين عنصر به شمار مي‌آيد و اوست كه بايد طوري به شخصيت روي كاغذ جان ببخشد تا بيننده فراري از مقابل اين جعبه جادو  محسور حركاتش باشد و در درياي داستان غرق شود.

بازيگران "گاوصندوق"به كارگرداني مازيار ميري اكثرا واجد اين ويژگي‌اند. ازفرهاد‌اصلاني،محسن‌حسيني و سيروس‌گرجستاني باسابقه گرفته تا حميدابراهيمي و سيامك صفري جوانتر و حتي سينا رازاني. هرچند به نظر مي‌آيد بيشتر آدمهاي داستان تيپ‌ هستند تا شخصيت،اما بازيگراني مثل اصلاني و گرجستاني به قدري با حساسيت كار را بر دوش مي‌كشند كه بيننده انتظارش را در محدوده همين وضعيت مسلط بر سيما پايين مي‌آ‌ورد و ترجيح مي‌دهد قيد بهره‌مندي از يك داستان پيچيده و بي‌نقص را بزند و به جايش از بازي‌ها لذت ببرد.هر چند بازيگران توانايي هم اينجا ديده مي‌شوند كه مي‌توانستند بهتر ظاهر شوند اما از ظرفيت‌هايشان استفاده نشده و مهمترين نمونه‌اش همين افشين هاشمي است كه غلامرضا را بازي مي‌كند. مشكل ديگري هم كه به چشم مي‌آيد چينش يا همان كستينگ است كه زحمتش را حبيب رضايي كشيده اما بايد گفت اين تركيب،نامانوس به نظر مي‌رسد. شايد به همين دليل باشد كه شاهد يك هارموني مناسب در ميان بازيگران اغلب تئاتري اين سريال نمي‌توان بود.درباره كارگرداني "گاوصندوق" مي‌توان خيلي حرف زد اما همين بس كه ميري مي‌توانسته از بازيگران بيشتر كار بكشد و برخي از آنها را به حال خود رها نكند.مثال نمي‌زنم خودتان بهتر مي‌دانيد.

+ نوشته شده در دوشنبه 23 آذر1388ساعت 11:25 توسط بهمن عبداللهي |

مسعود کیمیایی همان مسعود کیمیایی است، با همان خصلت‌ها و ايده‌هاي هميشگي."محاكمه‌درخيابان" هم بدون نوشتن نام سازنده روي تيتراژ متعلق به كيميايي است. بدون شك "آقا" در سالهاي سه دهه پيش كارگردان تاثيرگذاري بوده و اين سينما وامدار آثاري همچون قيصر و گوزنها خواهد بود اما در سالهاي اخير جز تكرار ايده ها و مولفه‌هايي ـ كه ممكن است دوست داشته باشيم يا نه ـ اتفاق تازه‌اي را نمي توان در حركت سينمايي كيميايي رو به جلو رصد كرد.

محاكمه‌درخيابان داستان رفاقت و نارفيقي، دروغ و صداقت، عشق و خيانت، آرامش و خشونت، عدالت‌شخصي و مفاهيمي از اين دست را براي بار چندم تكرار مي‌كند و مثل هميشه فيلمنامه‌نويس به جاي توجه به عناصر درام و روايت سينمايي درگير ديالوگ‌هاي دهن پركن شده است. تعدد شخصيت و آدمهاي تك‌بعدي كه نمي‌دانيم به چه كار داستان خيانت عروس به داماد يك‌لاقبا مي‌آيد از جمله مشكلاتي است كه باعث تشتت داستان شده. در اين ميان ايده‌هاي تازه‌اي هم در فيلم ديده مي‌شود همچون سياه و سفيد كردن رنگ و روايت شبه‌مدرن. اما اين ايده‌ها در برابر مولفه‌هاي تكراري مثل درگيري جلوي پرده سينما (اين بار سينماي خانوادگي)، هواركشيدن در اتوبان،تاكيد روي خرابه‌‌ها و ... آنقدر زياد است كه نگاه‌ اجتماعي دوربين به خيابانها اساسا فراموش شده و تماشاگر آثار كيميايي حتي از لذت ديدن يه كتك‌كاري تمام‌عيار هم محروم مي‌شود. به نظر مي‌رسد سازنده اثر چند پازل در ذهن داشته كه قرار بوده روي كاغذ و جلوي دوربين به يك اثر متفاوت مبدل شود اما چيزي كه روي پرده سينما رفته واجد اين هدف نيست. قرار بوده محاكمه‌اي در خيابان باشد كه شرايط اجتماعي امروز را مقايسه كنيم با آدمي كه نماينده آدم‌هاي بامرام و رفيق‌باز و استخوان‌دار ديروزي است و چون بي‌وفايي و دروغ و ناموس‌دزدي را بر نمي‌تابد به اعتبار همين مرام خطاكاران را محاكمه و به سزاي عملشان ـ كه گوش بريدن باشد ـ برساند اما همين آدم با چند دروغ متوالي قانع مي‌شود و مي رود پي عشقش!  كه قبلا در لباس سفيد عروسي تطهير شده بوده.پس آن محاكمه چه مي‌‌شود و اين خيابان به چه كار مي آيد؟در اين ميان اهميت نمي‌دهيم كه از بازي‌هاي بيادماندني آثار قبلي هم خبري نيست مگر حامد بهداد كه مثل هميشه خوب است. بد نيست از چاقو هم يادي كنيم كه بعد از ۱۱ سال (آخرين بار در اعتراض ديده شد) در فيلم مسعود كيميايي ظاهر شد و البته متوجه نشديم كه اين رجعت چه معنايي را دنبال مي‌كرد.

+ نوشته شده در سه شنبه 10 آذر1388ساعت 11:49 توسط بهمن عبداللهي |

شمس‌العماره سريالي ديدني بود كه خاطره‌اش به سختي از ذهن بيننده پاك مي‌شود.شايد نتوان اين مجموعه را بهترين اثر آپارتماني (اثري با لوكيشن محدود و چند خانواده) دانست اما بدون ترديد يكي از نمونه‌هاي باارزش كمدي خانوادگي در اين سالها و حتي ده سال اخير است. سامان مقدم كه براي دومين بار دست به تجربه ساخت اثري در مقياس تلويزيون زده موفق شده تا با گردآوري عناصري همچون داستان ساده، روايت جذاب،شخصيت پردازي،بازيگران مقتدر و طراحي صحنه اثري دلچسب ارائه كند كه هر شب بينندگان را به خود جلب مي كرد. جدا از اين مهمترين ويژگي و البته ارزش "شمس‌العماره" را در دوري اثر از لودگي و كمدي مبتذل بايد جستجو كرد. در واقع گروه نويسندگان كوشيده‌اند با استفاده از تقابل شخصيت‌ها و تضادهاي رفتاري آنها، ديالوگ‌هاي و كمدي موقعيت خنده را بر لب مخاطب بياورند.

شمس‌العماره هر چند كه "دايي جان ناپلئون" را ياد آوري مي‌كند اما ارزش هاي خاص خود را دارد و اين موضوع به بيننده كمك مي كند تا به دنبال كشف و شهودي تازه باشد و يكي‌اش قرار دادن خودش به جاي ليلا و بررسي خواستگاران مختلف است. يكي از نكات جالب مجموعه جهان‌بيني خاص آدمهاي داستان است كه از منظر خود به پيرامون نگاه و اين باور را تكرار مي‌كنند كه حقيقت مي‌تواند وجوه مختلفي به تعداد انسانهاي روي زمين داشته باشد. از جمله امتيازات اين كار مي‌توان به بازي‌هاي چشمگير آن اشاره كرد. فرهاد آئيش و مسعود رايگان كه مثل هميشه خوب ظاهر شدند.رويا تيموريان و مرجانه گلچين كه عالي بودند. امير‌حسين رستمي و ندا مقصودي كه بايد از چهره‌هاي خوش آتيه دانست و هانيه توسلي كه به غايت بازيگر خوبي است و حتي قوي‌تر از "ميوه ممنوعه" ظاهر شده است.اساسا بازيگران "شمس‌العماره" (البته به جز مليكا شريفي‌نيا) آنقدر خوبند كه بازي خوب مهرانه‌مهين‌ترابي به چشم نمي‌‌آيد.

شمس‌العماره، البته مثل ساير آثار تلويزيوني با ضعف‌هاي آشكار و پنهاني هم همراه است كه مشهودترينش محدوديت در نمايش برخي مضامين و موضوعات همچون عشق است.بيرون نرفتن دوربين از ساختمان ايده اي بوده كه مي توانست به كمك سازنده بيايد تا در اين فضاي محدود دست به خلاقيت بزند اما عليه خودش عمل كرده است. تكرار مكررات در برخي قسمت‌ها و پايان سرهم‌بندي شده هم از ضعف‌هايي است كه مي‌توان درباره‌شان بيشتر سخن گفت.

جهت اطلاع: بهمن عبداللهی مقام اول رشته خبر هشتمین جشنواره کتاب و رسانه (اصل‌خبر)

+ نوشته شده در یکشنبه 1 آذر1388ساعت 9:32 توسط بهمن عبداللهي |

اول – خدايش بيامرزد. امير قويدل را مي‌گويم، كارگرداني كه 17آبان درگذشت و ديروز سومين روز به خاكسپاري‌اش بود.مرگ او مثل هر عزيز هنرمند ديگري آزرده‌ام كرد. نمي‌خواستم از مرگ بنويسم چرا كه معتقدم هنرمند نمي‌ميرد بلكه زنده است چون اثرش تا جهان هست مي‌ماند و به او زندگي مي‌بخشد. مرحوم قويدل را از آثارش مي‌شناختم از برنج خونين تا ترن و بندرمه‌آلود و 6 اثر ديگرش. يكبار رفته بودم براي تست بازي در نقش اول "رخساره" كه دوستي اصرار كرده بود و قسمت نشد حضور داشته باشم (كه دوست عزيزم شهاب‌حسيني در اين نقش بيادماندني به سينما معرفي شد)از قويدل دلگير نشدم چرا كه به تقدير معتقد بودم و هستم. دو سال پيش در جشنواره فيلم رشد مشهد بار ديگر زنده‌ياد قويدل را ديدم و چند روزي باهم بوديم،چاي خورديم،سيگار كشيديم و توي استخر هتل شنا كرديم. به من گفت يك جايي ديدمت اما نگفت كجا و من هم يادآوري نكردم. گفت براي فيلم بعدي‌ام حتما پيشم بيا كه به‌درد جلوي دوربين مي‌خوري! اما بيماري و كهنسالي مجالي نداد تا فيلمي بعد از رخساره بسازد و قاعدتا اين داستان بازيگري پيشمان ماند و اجرايي نشد. خدايش بيامرزد آدم خوب و خونگرمي بود و حيف شد كه يكي از شاگردان ساموئل خاچيكيان را از دست داديم.

دوم - خدا جمشيد لايق را هم بيامرزد كه پنج‌شنبه چشم از دنيا بست و يادگارهايش را با ما تنها گذاشت. سلطان‌و‌شبان، روزي‌روزگاري‌، رگبار، دايره‌مينا و دهها فيلم و سريال ديگر. آخرين بار در مراسم تشييع خسرو شكيبايي ديدمش كه عليرغم ناتواني جسمي آمده بود با شاگرد خودش وداع كند و ما نمي‌دانستيم 15 ماه بعد هم خودش خواهد رفت.امروز از مقابل تالار وحدت و درميان اندوه هم‌دوره‌اي‌هايش به خانه ابدي رفت،خدايش بيامرزد.خداوند آراسته راهم بيامرزد،عباس شباويز تهيه‌كننده قيصر راهم.چه هفته بدي بود. سرشار از غم و مرگ و اندوه.

سوم - چهارشنبه گذشته رفته بوديم اولين نشست خبري عزت‌آلله ضرغامي كه بعداز 5 سال براي روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها گذاشته بودند. جلسه‌اي پر از اطلاعات و خبر و آمار،اما وقت كم بود و تعدادمان زياد. سوالات زيادي داشتم اما فقط يك سوال مي‌توانستيم بپرسيم.همكاران بنا به نگاه و مشي رسانه‌ خود در باره همه چيز پرسيدند،از انتخابات و درگيريها تا بودجه صداوسيما،افزايش شبكه‌ها و ماهواره حتي آنتن ندادن شبكه هاي سيما كه البته جدا از پوشش خبري ديشب و امشب از شبكه اول دارد پخش مي‌شود.در اين نشست ترجيح دادم درباره موضوعي حرف بزنم كه كسي درباره‌اش نپرسيد. ابتدا از بابت ساخت سريال‌هاي عظيمي كه در اين سالها ساخته شده و توانايي فيلمسازان ما را به رخ كشيده تشكر كرده و يادي كردم از "روزگار قريب" كه به حق سريالي ماندني است و نيز "در‌چشم باد" ساخته باارزش مسعودجعفري جوزاني كه عليرغم برخي ضعف‌ها قابل دفاع است. هچنين ازكمدي خانوادگي "شمس العماره" به خاطر دوري از لودگي و ابتذال تشكر كردم و به طور مشخص سوال كردم " با توجه به اينكه هر سال در سه مناسبت نوروز و ماه‌رمضان و دهه‌فجر سريالهاي مناسبتي توليدو پخش مي‌شود چرا اين آثار در آخرين زمان ممكن و معمولا يكي دوماه مانده به پخش كليد مي خورند و سازندگان ناچار مي شوند در ماراتن رساندن به آنتن دقت را فدا كنند آن هم در شرايطي كه اين سريالها از پربيننده ترين آثار هرسال هستند؟" البته رئيس صدا و سيما جواب مشخصي به اين مشكل نداد و بااشاره به اينكه به يك كارگردان يك سال وقت داده شد و ايشان ديرتر از بقيه كار را به دست مارساند تاكيد كرد كه علاقه‌مند است در مصاحبه ‌اي مفصل با روزنامه ايران در خصوص آسيب‌شناسي اين توليدات با ما حرف بزند. اميدوارم اين فرصت فراهم شود و سوالات بي‌شمارم را در اين رابطه بپرسم و پاسخ بگيرم. البته معتقدم عزت‌الله ضرغامي يكي از باهوش‌ترين مديران اين كشور است.

+ نوشته شده در یکشنبه 24 آبان1388ساعت 17:27 توسط بهمن عبداللهي |

این روزها بازیگران سینما در صدر اخبار رسانه‌ها و همچنين مديران جديد سينمايي قرار دارند. اخيرا بحث ممنوع‌الكاري بازيگران و رفع مشكل آنها كمرنگ شده و به جايش دستمزد ۹۰ ميليوني محمدرضا گلزار نقل مجالس سينمايي شده تا آنجا كه واكنش هاي موافق و مخالف زيادي برانگيخته شده است كه به جاي خود بدان مي پردازم. اما قارغ از اين بحث‌ها گلشيفته فراهاني بازيگر مهاجر سينماي ايران ـ كه ظاهرا در پروژه جديدهاليوودي بازي خواهد كرد ـ در يك گفتگوي خواندني از وطن و كار در غربت سخن گفته و تاكيد كرده است"در ايران من يك شاه ماهي در رودخانه بودم، اما در هاليوود مثل يك ماهي در اقيانوس هستم و اين خيلي سخت است" با اين آرزو كه بازيگران مقيم خارج از كشور روزي به كشورمان بازگردند شما را به خواندن اين مصاحبه كه با شبكه الجزيره انجام شده دعوت مي كنم.اين مصاحبه را در مي توانيد ايسنا ببينيد.

+ نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 15:27 توسط بهمن عبداللهي |

با موفقيت دو بازيگر فيلم «تنها دوبار زندگي مي‌كنيم» در جشنواره سينه‌فن هند، تعداد جوايز بازيگري سينماي ايران از محافل جهاني به عدد ۴۱ رسيد.
آثار سينماي كشورمان در سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي چند هزار حضور جهاني داشته‌اند كه نتيجه اين حضور بين‌المللي دريافت بيش از ۱۲۰۰ جايزه از محافل و فستيوال‌هاي مختلف سراسر جهان بوده است. از ميان اين جوايز بيشترين سهم متعلق به آثاري بوده كه عنوان اولي را به دست آورده‌اند يا سازندگان آنها اين مدال‌ها را به دست آورده‌اند. تعداد بسيار اندكي (۳تا ۵جايزه) به دستاوردهاي فني همچون فيلمبرداري اختصاص يافته و تعدادي از اين ۱۲۰۰ جايزه نيز به بازيگران ايراني رسيده است كه اكثر آنها از بهترين و تواناترين بازيگران سينماي ايران به شمار مي‌آيند و در جشنواره‌هاي داخلي نيز جوايز زيادي در رشته بازيگري دريافت كرده‌اند. از ابتداي سال ۸۸ تاكنون بازيگران سينماي ايران ۵ موفقيت در جشنواره‌هاي مختلف به دست آورده‌اند و با توجه به ۳۶ جايزه در ۳۰ سال گذشته تعداد جوايز بازيگري ما به عدد ۴۱ رسيده است. جمعه شب پانزدهمين دوره جشنواره سينه‌فن هند به كار خود خاتمه داد. در اين جشنواره فيلم «تنها دوبار زندگي مي‌كنيم» كار بهنام بهزادي بروجني شركت داشت كه در روز اختتاميه موفق شد جايزه بهترين بازيگر مرد را به خاطر بازي عليرضا آقاخاني و جايزه بهترين بازيگر زن را به خاطر بازي نگار جواهريان به دست آورد. بد نيست بدانيد كه نخستين جايزه بازيگري سينماي ايران در سال‌هاي پس از انقلاب اسلامي از نخستين جشنواره پيونگ يانگ به دست آمده كه اين جايزه به جمشيد مشايخي براي «پدربزرگ» اهدا شد. سينماي ايران تا پايان سال ۸۶ مجموعا ۳۲ جايزه بازيگري به دست آورده بود. در سال ۸۷ نيز۳ جايزه در اين حوزه به بازيگران فيلم‌هاي مختلف اهدا شده و امسال هم ۶ جايزه به هنرپيشگان سينماي ما اختصاص يافت. براساس آمارهاي موجود نيكي كريمي با دريافت چهار جايزه از فستيوال‌هاي سن سباستين، قاهره، نانت و تائور مينا پرجايزه‌ترين بازيگر ايراني بوده است. فرامرز قريبيان با ۳ جايزه (از زيمبابوه، مسكو و هند) و محمدرضا ناجي با ۳ جايزه (برلين، استراليا و سوريه) در رديف‌هاي بعدي قرار دارند، اما به لحاظ كيفيت جشنواره و اعتبار اين ۴۱ جايزه، معتبرترين نشان به خرس نقره‌اي جشنواره برلين مربوط مي‌شود كه 2 سال پيش به محمدرضا ناجي بازيگر فيلم «آواز گنجشك‌ها» اختصاص يافت.
گفتني است، در يك ماه گذشته پرويز پرستويي به خاطر فيلم «بيست» از جشنواره باتومي گرجستان، علي شادمان بازيگر فيلم «با من حرف بزن» از جشنواره هند و حامد بهداد به خاطر «كسي از گربه‌هاي ايروني خبر نداره» در جشنواره خاورميانه (دبي) جايزه بازيگري گرفتند. فهرست اين ۴۱جايزه را در ادامه مطلب مي‌توانيد ببينيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 10 آبان1388ساعت 9:38 توسط بهمن عبداللهي |

مدیران جدید سینمای ایران چند هفته‌اي است روي كار آمده‌اند. با آمدن هر مديري مي‌توان وعده هاي زيادي را رصد كرد. ازطبيعت مديران جامعه ما يكي‌اش هم اين است كه فعاليت‌هاي مديران قبلي را زير سوال مي برند و با شعار تغيير و تحول، درهاي باز و اتاق شيشه‌اي تلاش مي‌كنند نظرات مختلف به ويژه مخالفان را جلب كنند. در اين يكي دوماهه هم دو مدير ارشد در حوزه سينما قرار گرفته‌اند كه اولي جواد شمقدري معاون سينمايي و دومي عليرضا سجادپور مديراداره نظارت و ارزشيابي بودند. نكته جالب در اين دو مدير نظريات مخالف در مديريت‌هاي سينمايي قبلي دولت احمدي‌نژاد بود كه بحث‌هاي زيادي را برانگيخت. حالا اين دو مسوول كه اتفاقا اهل سينما بودند(اضافه كنيد احمد ميرعلايي تهيه‌كننده سابق و مديرعامل جديد بنياد فارابي را) حرف‌هاي قشنگي مي‌زنند كه بايد ديد در عمل و در طول زمان چه اتفاقي بر سينماي ايران حادث خواهد شد.

رفع ممنوع‌التصويري محمدرضا گلزار،رفع توقيف فيلم‌هايي همچون به رنگ ارغوان،سفربه‌هيدالو و سنتوري، بازگشت و فعاليت دوباره گلشيفته‌فراهاني و يكي دو موضوع ديگر از جمله مسائل مورد بحث مديران جديد سينماي ما بوده است.همچنان كه مي‌دانيم اين مسائل اساسا از همان ابتدا چندان مسائل مهمي نبوده‌اند كه وقت مديران پيشين ما را گرفته باشند آنهم در برابر مسائل مهمتري همچون ضعف فيلمنامه‌نويسي در سينماي ايران،مافياي پخش، بازگشت فيلمفارسي، پخش جهاني آثار ايراني، نبود ضابطه مشخص در سانسور و تسلط سليقه و ... نكته جالب در ماجرا اتفاقات متناقض در دو دولت قبلي و فعلي است كه ما را دچار ترديد مي كند. با اين حال باز هم به فال نيك مي گيريم و اميدواريم كار از اينكه هست خرابتر نشود. به نظر مي‌رسد همينكه اين دو مدير ـ برخلاف آن دو بزرگواري كه صندلي را ترك كرده اند ـ از بدنه سينما هستند خودش نعمتي است. ضمن آنكه بيان خيلي از وعده‌ها حتي اگر بوي شعار بدهد خودش انتظاراتي ايجاد مي كند كه به نفع سينماي ايران است حالا هر چقدر اندك باشد.  

+ نوشته شده در شنبه 9 آبان1388ساعت 10:21 توسط بهمن عبداللهي |

پرويز پرستويي و مهتاب كرامتي در بيستپرويز پرستويي يكي از ده بازيگر برتر در تاريخ سينماي ايران است. اين بازيگر بااخلاق و مردمي بارها از جشنواره فيلم فجر و جشن سينما جوايزي دريافت كرده است. حالا خبر رسيده كه پرويز پرستويي جايزه جشنواره باتومي كشور گرجستان را براي بازي در فيلم بيست ( ساخته زيباي عبدالرضا كاهاني) دريافت كرده است. اين جايزه  سي وهفتمين جايزه بازيگري سينماي ايران به شمار مي آيد.آقاي پرستويي عزيز تبريك ما و تمام دوستدارانت را بپذير.

پرستویی با "بیست" بهترین بازیگر جشنواره باتومی شد

پرستویی: جایزه جشنواره باتومی را به مردم کشورم ایران تقدیم می‌کنم

32 موفقیت جهانی برای بازیگران ایرانی

+ نوشته شده در سه شنبه 7 مهر1388ساعت 14:54 توسط بهمن عبداللهي |

جعفری جلوه رفت و شمقدری آمد.معاونان سینمایی که قرار بوده سکاندار کشتی شکسته سینمای ایران باشند و حالا در توفان بعد از انتخابات تغییر و تحولی ایجاد شده شاید آرامشی را شاهد باشیم. به نظر می رسد تا رسیدن به خشکی نمی توان تصور درستی از مشاور پیشین رئیس جمهور و معاونت سینمایی فعلی داشت. هر چند در دوره چهارساله جناب جعفری جلوه هم جلوه ای از مدیریت ایشان ندیدیم که به آن ببالیم و البته زخم هایی از آن باقی ماند که پردرد بوده و یکی دوتایش ماجرای توقف درباره الی و توقیف سنتوری است. تو خود حدیث مفصل بخوان... حالا حداقلش جناب شمقدری خودش سینمایی بوده و پشت دوربین،چهار سال هم که وضعیت موجودرا رصد کرده و حداقل دو سه حرکت مانند دفاع از گلشیفته فراهانی، از محاق درآوردن درباره الی و دیدار رئیس جمهور با کارگردانان انجام داده ـکه به زعم برخی نمایشی بوده ـ اما می شود به آنها استناد کرد و وضعیت بهتری را پیش بینی نمود.میدانیم که برای سینمای ایران کسی جای مرحوم داد را نمی گیرد اما همین هم نعمتی است و باید در انتظار ماند و دید.

واژه "ویرانه" در ادبیات سیاسی ما چندان تازه نیست اما گاه کارآمد بوده است. سامان مقدم کارگردان سینما و تلویزیون درباره رفت و آمد مهندس جعفری جلوه و جواد شمقدری یادداشتی نوشته و چنین آورده است:ويرانه‌اي را که امروز آقاي جعفري جلوه به آقاي شمقدري تحويل مي‌دهد حاصل بي‌مهري ها بي‌نظمي‌ها و اعمال سليقه و سانسور بي‌حد و حصر است. نخستين قدم معاونت سينمايي بايد در جهت رفع شکاف ميان سينماگران و وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي باشد.جلب اعتماد سينماگراني که در چهار سال گذشته از اين بي‌مهري‌ها زهر خورده‌اند کار ساده‌اي نيست زمان مي‌خواهد تاانگيزه و روحيه از دست رفته اهالي سينما ترميم شود. بايد ديد که آقاي شمقدري که جدي‌ترين منتقد دولت نهم در عرصه فرهنگ بوده، تا چه حد دراين راه موفق خواهد بود. امید واقعا چیز خوبی است. ما هم امیدواریم.

+ نوشته شده در دوشنبه 6 مهر1388ساعت 15:21 توسط بهمن عبداللهي |