تبليغاتX
دونده

جشنواره فيلم كن مهمترين رويداد سينمايي جهان است .اين تعريف شايد در نظر نخست كليشه اي به نظر بيايد ، اما اهميت اين رويداد در نزد سينماگران جهان به سادگي به دست نيامده است. فستيوالي كه امروز از آن به عنوان دروازه جشنواره ها ياد مي شود حاصل تلاش افرادي است كه دست به دست هم داده اند تا اتفاقي درجه يك را مديريت كنند.

جشنواره فيلم كن كه در صدر جشنواره هاي درجه A قرار مي گيرد بيشترين توجه خود را به وجه"هنري" سينما معطوف كرده و برخلاف مراسم اسكار كه به وجه تجاري سينما روي خوش نشان مي دهد، كيفيت هنري فيلمها را مد نظر قرارداده و به واسطه همين رويكرد تمامي آثار شركت كننده براي نخستين باردر اين شهر ساحلي به نمايش درمي آيند .

جشنواره فيلم كن كه در جايگاهي بالاتر از 9 جشنواره بزرگ دنيا يعني ونيز، برلين، سن سباستين، لوكارنو و... قرار مي گيرد از سال 1946 پا گرفته و به تدريج به انتخاب اول سينماگران تبديل شده است. كساني كه در اين جشنواره پرشكوه شركت كرده اند به خوبي مي دانند كه دغدغه يك سال شهروندان كن برگزاري اين جشنواره و پذيرايي از ميهمانان است. مسوولان پاريسي و محلي نيز ذهنيتي جدا از اين ندارند، چراكه حضور پنجاه هزار ميهمان و پنج تا شش هزار خبرنگار مساله اي نيست كه بتوان آن را دست كم گرفت.از همين رو تداركات وسيعي براي پذيرايي، اسكان و راحتي مسافران بهاري در نظر گرفته مي شود و اين تنها يك سوي ماجراست. از طرف ديگر نمايش فيلمها با كيفيت مناسب ، برنامه ريزي دقيق براي جلسات مطبوعاتي، آئين هاي دقيق براي مراسم مختلف وبه طور كلي آنچه به عنوان سرموني تعريف مي شود در اين رويداد پيش بيني شده تا تماشاگر و مسافر و ميهمان با خاطره اي خوش كن را ترك كنند.

در كشور ما كه ديگر افراط و تفريط به عادت زندگي  مبدل شده ، جشنواره هاي ريز و درشتي برگزار مي شود كه برخي از آنها تنها يكبار به دنيا مي آيند و در بدو تولد خاموش مي شوند و برخي ديگر با سوسوي كمرنگ خود سالهاست با شلختگي برگزار مي شوند و بيشتر به كار مديراني    مي آيند كه دغدغه بيلان كاردارند يا كارتابل پركن مديران بالاتر خود هستند .در اين ميان رويدادهايي مثل جشنواره فيلم فجر كه اندكي قابل تامل اند تنها دلخوشي جماعت علاقه مند به سينماست .شايد مقايسه كردن جشنواره فيلم فجر با كن مقايسه عاقلانه اي به نظر نيايد اما برگزاري اين جشنواره حداقل بهانه خوبي براي از بيرون نگاه كردن به بزرگترين  رويداد سينمايي ماست .رويدادي كه عنوان بين المللي را سالهاست يدك مي كشد و در يك قضاوت صادقانه بايد گفت  در مقابل جشنواره هاي جهاني شبيه يك شوخي است.

درباره جشنواره فيلم فجر بايد تاكيد كنم كه جشنواره اي در رده الف نیست چرا كه مساله سانسور اجازه ورود ما به اين تالار را نمي دهد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 31 اردیبهشت1386ساعت 12:46 توسط بهمن عبداللهي |

ستاره ها در سينماي امروز جهان نقش اساسي دارند واهميت ستاره ها را در هنر سينما نمي توان ناديده گرفت حتي تماشاگراني كه سينمارابه عنوان صنعتي سرگرمي ساز يا كارخانه رويا سازي نگاه مي كنند بازيگران مطرح را به عنوان مشخصه اصلي آن مي دانند. از همين رو مناسبات مالي و تجاري چهره هاي بازيگري را مبدل به ستاره هايي مي كند كه در سرنوشت آثار توليدي تاثير ويژه اي دارند. ستاره ها و فوق ستاره ها نيز به واسطه همين موضوع تلاش مي كنند رفتاري در شان يك شهروند مورد توجه داشته باشند .

"ستاره ها" در هر جايي كه سينما چرخه اقتصادي قوي داشته باشد ، بخشي از موجوديت سينماهستند و اين رويكرد چهره ها را به عنوان افرادي دور از دسترس عام معرفي مي كند .درسينماي ايران اما وضع به گونه ديگري است. در سينماي ما نزديك به سه دهه حمايت ونظارت  دولت حاكم بوده و اين پرورش گلخانه اي باعث شده تا نگاه دولتي بر كوچكترين اجزاي آن سايه بيفكند ، نگاهي كه همچنان ادامه دارد و معتقد است بازيگري همچون بهرام رادان نبايد از پشت دوربين شيشه اي براي علاقه مندانش بوسه بفرستد .از سوي ديگر نفي ستاره سازي به معنايي كه در قبل از انقلاب سراغ داشتيم باعث شد مدتي ميانسالان و سالمندان بازيگران اصلي سينماي ايران باشند ، تجربه اي كه شكست خورده و گذرا بود و جاي خود را به بازيگران جوان وخوش سيما داد، گرچه ستاره سازي به معناي واقعي خود شكل نگرفت. چرا كه سينماي ايران به واسطه چرخهاي زنگ زده اقتصادي اش و مناسبات اجتماعي آن تا كاركرد  واقعي ستاره ها و ستاره سازي فاصله خواهد داشت.  به نظر مي رسد در سالهاي اخير آگاهانه يا ناخودآگاه حركت هايي براي تغيير مسير به اين سو و پررنگ شدن نقش ستاره ها به  وجود آمده. حركتي كه بهرام رادان در آن نقش مهمي را برعهده داشته است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 26 اردیبهشت1386ساعت 14:2 توسط بهمن عبداللهي |

در شرایط سینمای امروز سینمای ایران ، یکی از مشکلات موجود عدم تنوع در موضوعات و ژانرهاست.شاید یکی از دلایلی که مردم ما به فیلمهایی همچون آتش بس ،مارمولک و اخراجی ها روی خوش نشان می دهند همین باشد که از تماشای فیلمهایی با مضامین ، قصه و قالب های نخ نما شده خسته شده اند .به نظر می رسد یکی از ژانرهایی که می تواند مخاطبان را جلب کند سینمای موزیکال باشد.جالب است بدانید جدا از دو فیلم حسن کچل و باباشمل مرحوم حاتمی،در سالهای پس از انقلاب تنها چهار فیلم در این گونه ساخته شدند که یکی از آنها (سمفونی تهران ) توقیف  و مکس هم بعد از یکی دوسال کش وقوس روانه پرده شد .دوفیلم دیگرنیز علیرغم اینکه موزیکال عروسکی بودند چندان به مذاق تماشاگران خوش نیامد .ممکن است فکر کنیم دلیل اینکه سینمای موزیکال اساسا وجود خارجی در سینمای ندارد  ممیزی و محدودیت های موجود است اما همه دلایل این نیست .گزارشی در "ایران" نوشتم  که در همین باره است .این را هم بگویم که خب دست ما در پرداختن به این موضوعات چندان باز نیست و احتمالا مطلب را با نواقصی همراه می کند .عنوان مطلب هم (قلاب وماهی سینما)مقداری بیربط با موضوع است.اصل مطلب را اینجا بخوانید

+ نوشته شده در دوشنبه 24 اردیبهشت1386ساعت 14:30 توسط بهمن عبداللهي |

نمایشگاه کتاب فردا به پایان می رسد .این دوره هم مثل دوره های پیش به خاطرات جمعی خواهد پیوست و آنچه از آن باقی می ماند "افسوس" برای لحظاتی است که از دست داده ایم .گرچه جابه جایی محل برگزاری نمایشگاه با حاشیه ها و اما و اگرهای بسیاری همراه بود اما در نهایت مصلا به عنوان مکان برگزاری نمایشگاه انتخاب شد و  مردم ما که نجابتشان بر کسی پوشیده نیست بر تصمیم مدیران فرهنگی گردن نهادند .در واقع نمایشگاه امسال گرچه با مشکلات بسیار زیادی همچون شتابزدگی ،    بی برنامگی ، عدم حضور بسیاری از ناشران مطرح ، سردر گمی مراجعین و... همراه بود اما نکته مهم آن که نمی توان انکار کرد حضور گسترده مردم است . تاکیدم بر واژه افسوس از همین جا سرچشمه       می گیرد چرا که به نظر می رسد مدیران ما که داعیه فرهنگی دارند و دغدغه آنها ــ ظاهرا ــ ارتقای سطح مطالعه و دانش عمومی است بعد از ۲۰ دوره  بر اهمیت چنین رویداد بزرگی و البته پتانسیل میلیونی خوانندگان کتاب واقف نشده اند .به همین دلیل است که احترام به مخاطب حاضر در نمايشگاه در پايينترين حد خود قرار دارد .كاش مي شد توجه بر كيفيت برگزاري هم مثل بحث هاي ديگر  همچون تاكيد بر معنويت در اين مكان براي مديران اجرايي اهميت داشت .به هر حال در يكي دو بار حضورم در نمايشگاه امسال از حضور اين جمعيت كثير شگفت زده شدم گر چه بسياري براي تهيه كتاب هاي دانشگاهي ،آموزشي يا مذهبي به مصلا آمده بودند و  بخش محدودي از آنها اقدام به خريد  مي كردند.مطلبي هم درباره كتاب هاي سينمايي موجود در نمايشگاه نوشتم كه در " ايران " آمده و عنوانش اين است : هنر هفتم در نماشگاه كتاب .مطلب را در اينجا بخوانيد

+ نوشته شده در جمعه 21 اردیبهشت1386ساعت 18:21 توسط بهمن عبداللهي |

جشنواره فیلم کودک و نوجوان همدان هم تمام شد .قضاوت دقیق و جزء به جزء  درباره این دوره می ماند برای بعد و فرصت مقتضی . اما همین قدر بگویم که اساسا جشنواره ها را در تمام دنیا یا دو  معیار       می سنجند ، در واقع محک قضاوت درباره هر جشنواره ای کیفیت و تنوع آثار به نمایش درآمده و همچنین کیفیت اجرائی آن است .در جشنواره همدان هم که عنوان بین المللی را یدک می کشید تنوع آثار در بخش داخلی البته بد نبود که دلیل آن هم عدم برگزاری در سال گذشته و جمع شدن آثار در این دوره است. گرچه در بخش فیلمهای خارجی به خاطر مساله سانسور  یا گزینش محتوایی فیلم ها ـ هر چند کمتر از جشنواره هایی مثل فیلم فجر ــ با فیلمهای شاخص و کارگردانان درجه یک روبرو نبودیم .از نظر اجرائی هم که مثل ـ الی ماشاالله ـ سایر رویدادهای هنری و غیره با شتابزدگی ها ، بی برنامگی ، عدم وجود احترام به تماشاگر یا شرکت کننده و ... مواجه بودیم .

در طول روز هایی که در همدان بودم بار ها این پرسش به سراغم آمد که ، آیا به صرف حضور چند فیلم و چند میهمان نا شناخته خارجی و حک کردن واژه بین المللی در پوسترهای یک رویداد داخلی می توان از آن به عنوان یک جشنواره بین المللی یاد کرد ؟! گرچه پاسخی که می یافتم چندان قانع کننده نبود .

به هر حال ما تا برگزاری یک رویداد درجه یک ــ فارغ از جهانی بودن ـ در داخل کشور فرسنگ ها فاصله داریم و این دست رویدادها را اگر به عنوان دست گرمی و تمرین برای آینده نگاه کنیم می توان در مجموع به فال نیک گرفت البته به شرط آنکه از مشکلات درس بگیریم . هر روز که از مقابل فروشگاههای سفال در میدان بابا طاهر عبور می کردم بی اختیار به یاد چرخ هایی که این کاسه ها و کوزه ها را شکل داده بود می افتادم، چرخهایی که قرار بوده به هنرمند کمک کند تا اثر بهتری بیافریند اما ظاهرا آفریننده به جای در خدمت گرفتن چرخ خود اسیر دوران (چرخش ) چرخ شده، هنر دست را فراموش کرده بود .جشنواره فیلم همدان هم دچار چنین حالتی بود، به تعبیر دیگر برگزار کنندگان به جای بهره گیری صحیح از امکانات و اعتبارات اختصاص یافته ،خود در گردونه اجرای آن گرفتار شده بودند و تمام دغدغه آنها تنها ارایه جشنواره به مخاطب بود نه چیز دیگری مثل توجه به کیفیت آن .کاش می شد در این مملکت از چرخ گذشتگان استفاده کنیم نه آنکه تلاش کنیم خودمان چرخ را بار دیگر اختراع کنیم !! 

+ نوشته شده در یکشنبه 16 اردیبهشت1386ساعت 10:33 توسط بهمن عبداللهي |

 جشنواره فیلم کودک همدان روز سوم خود را پشت می گذاشت و هنوز از شور و حال"جشنواره" در آن چندان خبری نبود .در هتل بابا طاهر که بودیم تنها چند کارگردان و یکی دو بازیگر را می شد دید .پوران درخشنده،افشین شرکت ،وحید موسائیان ،اردشیر شلیله و البته غلامرضا رمضاني (از میان کارگردانان )و علی شادمان بازیگر میم مثل مادر ،شهاب حسینی ،الهام حمیدی ،ترلان پروانه و بازیگر نقش علی فیلم بچه های ابدی تنها هنرمندان حاضر بودند.شاید به همین دليل ستاره ها!! دائما در حال مصاحبه با ده ها خبرنگار و روزنامه نگار حاضر در هتل بودند . البته مسعود کرامتی ،رسول صدر عاملی ،وحید نیکخواه آزاد و فرشته طائرپور هم ساعتی در هتل دیده شدند .

به هر حال برای آنکه گزارش هایم متفاوت تر از همکاران باشد کلی این در و آن در زدم و زیر باران و تگرگ به استانداری و مکانهای مختلف سر زدم و صد بار تماس گرفتم تا شاید با استاندار مصاحبه ای کوتاه داشته باشم که البته بعد از ۲۴ ساعت بعد با نامه نگاری حواله شدم به معاون سیاسی امنیتی استاندار و گفتگو انجام شد .با شهردار همدان که در تهران بسر می برد تلفنی گپ زدم و با رئیس شورای شهر همدان هم که تنها یک روز از عمر کاری اش آغاز شده بود گفتگو کردم و در نهایت با صرفنظر از سفربه غار علیصدر و گذشتن از نهار هتل گزارشم آماده شد .مطلب را که فکس کردم . گرفتاری تازه ای به سراغم آمد وآن تهیه "عکس " بود.تمایل داشتم به جای عکسهای تکراری نظیر پوستر و پروانه و گنبد ابوعلی سینا، تصویری از بچه ها در صف سینما یا جلوی سالن ها ، اله مان های جشنواره در میادین و معابر شهر ،مراسم جنبی در خیابانها و از این دست عکسها استفاده کنم اما دریغ و صد افسوس که نه عکاس روزنامه  در جشنواره حضور داشت و نه دوربینی همراهم بود .از سر زدن به سایت جشنواره و روابط عمومی این رویداد و سایت های خبری هم چیزی عایدم نشد چون همه عکسها مختص جلسات نشست و کلوز آپ های آن چند هنرمند (که ذکر خیرشان رفت )بود .القصه ...به طریقی چند عکس در یکی  از کامپیوترها پیدا کردم اما متاسفانه دوستی که آنها را ایمیل کرد با مشکل حجم عکس مواجه بود و علیرغم قولی که داده بود آنها را به همکارم در تهران ارسال نکرده بود .در نهایت این پروسه با چاپ آن در روزنامه امروز خاتمه یافت .امیدوارم وقتی خبر را می خوانید از حجم و کیفیت و حذف بخشهایی از آن در هنگام صفحه بندی تعجب نکنید ، چون این موارد و مسائل از فرط تکرار شدن دیگر برای ما جماعت روزنامه نگار تبدیل به عادت شده است .مطلب یاد شده با ین عنوان چاپ شد :گزارش "ایران"ازبرگزاری جشنواره فیلم کودک همدان/سال آینده جشنواره رابا شکوه تر برگزار می کنیم خواندنش جالب است  

+ نوشته شده در چهارشنبه 12 اردیبهشت1386ساعت 18:59 توسط بهمن عبداللهي |

 با گذشت دو روز از برگزارى جشنواره فيلم كودك و نوجوان، شهر همدان چهره جديد خود را به تماشا گذاشته است.
در دو روز نخست اين رويداد گرچه برگزاركنندگان آخرين فعاليت هاى خود را براى باشكوه تر شدن آن انجام داده اند، اما باران بهارى كه هر روز در چند نوبت مى بارد، توجه مردم را به سمت ديگرى سوق داده است.ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه 12 اردیبهشت1386ساعت 15:48 توسط بهمن عبداللهي |

این روزها شهر همدان حال و هوای دیگری دارد. امسال بیست ویکمین دوره جشنواره فیلم کودک و نوجوان در این شهر  برگزار می شود و البته عنوان بین المللی را یدک می کشد .فارغ از اینکه واژه      بین المللی در یک رویداد سینمایی باید حاوی چه ویژگی هایی باشد برای ثبت این جشنواره در      تقویم های سینمایی زحمات زیادی کشیده ایم و تلاش کرده ایم آنرا به استانداردهای جهانی نزدیک کنیم حالا چقدر در این راه موفق شده ایم جای بحث دارد .به هر حال تقدیر این بوده که سه از سه سال متناوب حضور در جشنواره اصفهان در این دوره هم ـ به عنوان روزنامه نگار ـ میهمان جشنواره و    همدانی ها باشم .این گزارش کوتاه هم بخشی از بازتاب روز اول حضورم است که می خوانید .

 طراوت بهار
 گروه فرهنگ و هنر- پروانه هاى زرين كه از سال ۸۴ شهر تاريخى اصفهان را ترك كرده بودند، پس از يك سال غيبت در نهايت به شهر باستانى همدان رسيدند و از شب گذشته در آسمان جشنواره به پرواز درآمدند.
همدانى ها در حالى نخستين تجربه خود را در برگزارى اين رويداد سينمايى بين المللى از سر مى گذرانند كه بيش از ۲۲۰ فيلم كوتاه و بلند، مستند و انيميشن همچنين آثار برگزيده جشنواره فيلم فجر در جشنواره امسال به نمايش در خواهد آمد. ادامه
+ نوشته شده در دوشنبه 10 اردیبهشت1386ساعت 11:58 توسط بهمن عبداللهي |

 بزرگی گفته است جهان بدون عروسک معنای خود را از دست می دهد .واقعیت هم جز این نیست واگر سینما را تکه آیینه شکسته ای از  زندگی بدانیم در این جهان عروسک ها به زندگی معنا می بخشند و تلخی ها و پلیدی ها را زیر سایه خود قرار می دهند .این مطلب  را با همین نگاه نوشتم که تیتر دیگری هم داشت .تیتر این بود "جهان بدون عروسک در سینمای کودک " به هر حال خواندنش خالی از ارزش نیست.

امروز در سينماى ايران  «عروسك ها» در حال تبديل شدن به خاطره اند، خاطره اى كه اوج آن را در اواخر دهه ۶۰ و اوايل دهه ۷۰ شاهد بوديم.
سينماى كودك و نوجوان كه پس از انقلاب همپاى كليت سينماى ايران در حال رشد بود مورد توجه مديران فرهنگى و توليدات آثار كودك و نوجوان قرار گرفته بود و عروسك ها به عنوان نمادى از زندگى به دنياى بچه ها رنگ مى بخشيدند و تلخى ها را زير سايه حضور خود قرار مى دادند.
عروسك ها تا همين چند سال پيش بخشى از موجوديت «سينماى كودك و نوجوان»به شمار مى آمدند، اما امروز آنها غايبند. شهر موشها، گلنار، شنگول و منگول، گربه آوازخوان، پاتال، كلاه قرمزى و پسرخاله و... شخصيت هايى اند كه از ذهن جوانان امروز و كودكان ديروز هرگز محو نخواهند شد.
برخلاف سينماى ايران، در سينماى جهان عروسك ها نه تنها محو نشده اند، بلكه حضورى مقتدرانه تر و پررنگ تر دارند. حالا ديگر به واسطه رشد فناورى رايانه اى، عروسك ها تنها تغيير شكل داده اند و خالقان آثار كودك و نوجوان به كمك ابزار هزاره سوم مرز تخيل و واقعيت را به هم بسيار نزديك كرده اند.
نگاهى به آثار چند ساله اخير حوزه سينماى كودك و نوجوان در سينماى ايران اين واقعيت را به رخ مى كشد كه آثار اين حوزه محدود به فيلم هايى شده كه به مسائل جامعه مى پردازند و به فضايى براى نمايش مسائل بزرگ ترها تبديل شده اند.

اين روزها گرچه فانتزى و دنياى كاغذى، رنگ و ريتم و شادى، شعر و موسيقى گاه در فيلم هاى اين گروه سنى بروز و ظهور پيدا مى كند، اما از عروسك ها خبرى نيست. راستى عروسك ها را چه شده است؟ آيا عروسك ها جذابيتى براى بچه ها ندارند يا توليد كنندگان زبان عروسك ها را فراموش كرده اند؟ ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه 10 اردیبهشت1386ساعت 11:26 توسط بهمن عبداللهي |

        

                                                     ايرانيان در كن۲۰۰۷ 

گرچه سينماي ايران در شصتمين  دوره جشنواره فيلم كن حضور كمرنگي دارد،اما ايرانيان حضور پررنگي در اين رويداد بزرگ سينمايي دارند.

در روزهاي گذشته اسامي 22 فيلم بخش مسابقه اصلي جشنواره كه به  طور رسمي  اعلام شد و متاسفانه هيچ يك از آثار سينماي ايران دراين بخش انتخاب نشدند.همانطور كه مي دانيد براي اين بخش بيش از 70 فيلم از طريق بخش دولتي ، تهيه كنندگان بخش خصوصي و حتي خود فيلمسازان براي هيات انتخاب كن 2007 ارسال شد كه در نهايت فيلمهاي آن سه( نقي نعمتي ) و خاك سرد (رضا سبحاني )با بشترين شانس مواجه بودند.

 

به هر حال در نهايت فيلم هاي ايراني از حضور در بخش مسابقه اصلي ، نوعي نگاه و هفته منتقدان بازماندند و براي بخش  15 روز كارگردانان يك شانس ضعيف براي ما باقي مانده واين شانس فيلم            " آن سه " نخستين ساخته نقي نعمتي است .فيلم آن سه  داستان سه سرباز دوره آموزشي است كه در يك اردوي راهپيمايي از گروهان خود جدا مي افتندو در برف و كولاك گم مي شوندو...فيلمهاي منتخب بخش هفته منتقدان تا 3 روز ديگر معرفي خواهند شد .

 

 اما نكته جالب حضور فيلمي از يك ايراني مقيم پاريس به نام مرجان ستراپي است كه در نخستين تجربه خود فيلمي به نام" پرسپوليس "ساخته و مستند انيميشن گونه اي از تاريخ ايران باستان است .اين فيلم بر اساس كتابي نوشته خود ستراپي تهيه شده و وينست پارانائود به عنوان كارگردان دوم فيلم معرفي شده است .

 

 فيلم" اوراقچي " ساخته رامين بحراني كارگردان ايراني مقيم آمريكا هم از آمريكا به جشنواره رسيده كه در بخش 15 روز كارگردانان نمايش داده خواهد شد .بحراني چند سال پيش با نخستين ساخته خود       " بيگانگان " در جشنواره فيلم فجر حضور داشت.

جداي از اين عباس كيارستمي با فيلم 3 دقيقه اي خود در جشنواره حضور خواهد داشت اين فيلم به مناسبت شستمين دورهجشنواره فيلم كن به 30 كارگردان بزرگ دنيا سفارش داده شده كه هر كدام در 3 تا 5 دقيقه فيلمي درباره واكنش تماشاگران نسبت به سينما بسازند كه البته همه اين 30 نفر در اين طرح شركت نكردند.اين فيلم در سالن لوميرها و با حضور همه سازندگان آن به نمايش در خواهد آمد .

داريوش خنجي فيلمبردار مطرح هاليوود كه او هم ايراني الاصل است (وتنها يكبار به ايران آمده آنهم براي حضور در جشنواره فيلم دوره بيستم ) احتمالا در كن حضور خواهد داشت .او امسال فيلم شبهاي زغال اخته اي يا شبهاي قره قاط من ساخته وونگ كاروي را در جشنواره كن دارد .اين فيلم در مراسم افتتاحيه به نمايش درخواهد آمد.

 

 از ايرانيان ديگرحاضر در جشنواره هم مي توان به حضور جمعي از دست اندركاران بنياد سينمايي فارابي، مسوولان معاونت سينمايي ، بزرگان ! خانه سينما و احتمالا خبرنگاران ايراني كه با هزينه خودشان به كن ميروند اشاره كرد .

+ نوشته شده در یکشنبه 2 اردیبهشت1386ساعت 21:58 توسط بهمن عبداللهي |

 

گاهي اوقات كه مستند هاي درجه يكي مثل " ميكروكاسموس " يا همين كارهايي كه از شبكه چهار پخش مي شود را مي ديدم با خودم فكر مي كردم چرا ما در اين حوزه صاحب آثار خوبي نيستيم ؟ در اين مورد يكي از بهترين آدمهايي كه ميتوانست توضيح بدهد  محمد علي اينانلو بود .اين گفت و گو سه شنبه به شكل تلفني انجام شد و ايشان در حالي كه در مزرعه خودشان بسر مي بردند مصاحبه را قبول كردند .

سينماى « مستند طبيعت » در گفت وگو با محمدعلى اينانلو
يوزپلنگ در قاب سینما نمی گنجد !

محمدعلى اينانلو براى علاقه مندان به سينما با عنوان بازيگر نقش خلبان در فيلم «ارتفاع پست» شناخته مى شود، اما نزد مخاطبان تلويزيونى به عنوان چهره اى فعال در حوزه طبيعت ايران به شمار مى آيد.
او در سال ۷۳ برنامه «با طبيعت» را در شبكه ۲ روى آنتن داشت و از ۸ سال پيش «ايران جهانى در يك مرز» را در شبكه جهانى جام جم اجرا مى كند. همچنين صبح هر يكشنبه در برنامه «مردم ايران سلام» با موضوع طبيعت ايران به خانه ها مى آيد و دركنار اين سردبير مجلاتى مثل شكار و طبيعت، طبيعت و گردش را برعهده داشته است.
اينانلو، تحصيلات ادبيات دارد و از ۲۶ فروردين وارد ۶۰ سالگى شده است. اين گفت وگو درباره «سينماى مستند طبيعت در ايران» است، سينمايى كه به نظر مى رسد نمود بارز و كاملى ندارد. بنابراين درباره دلايل اين موضوع با محمدعلى اينانلو سخن گفته ايم كه مى خوانيد.بقیه مصاحبه را اینجا بخوانید

+ نوشته شده در شنبه 1 اردیبهشت1386ساعت 10:55 توسط بهمن عبداللهي |