كيانوش عياري را كه مي شناسيد.كارگردان ۵۶ ساله اهوازي كه بهترين فيلم اجتماعي سينماي پس از انقلاب يعني "بودن يا نبودن" ساخته اوست. عياري كه از سال ۷۹ تاكنون تنها فيلم "بيدارشو آرزو" را با موضوع زلزله بم ساخته اين روز ها درگير آخرين مراحل تصوير برداري سريال عظيم "روزگار قريب" است.سريال درباره زندگي و فعاليت هاي اجتماعي سياسي دكتر قريب مشهورترين پزشك اطفال ايران است. تصويربرداري سريال كه از اسفند ۸۱ آغاز شده نيمه شهريور ماه به پايان خواهد رسيد و احتمالا اواخر امسال از شبكه اول روي آنتن خواهد رفت. البته با وسواس و حوصله اي كه عياري دارد بعيد مي دانم چنين اتفاقي بيفتد.
فرصتي پيش آمد تا براي تهيه گزارش پشت صحنه اين سريال به شهرك سينمايي بروم .در آنجا عياري را ملاقات كردم. وقتي سر لوكيشن مي رفتيم از او پرسيدم آيا ساخت سريال باعث نمي شود يك كارگردان توانا مثل عياري از سينما دور بيفتد؟ مي دانيد چه پاسخي داد؟ او گفت "من دارم ۳۲ فيلم مي سازم" البته منظورش ساخت سريال ۳۲ قسمتي روزگار قريب بود كه هر قسمت آنرا به يك فيلم تشبيه مي كرد. جايي ديگر پرسيدم چرا فيلم را با شيوه دي وي تصويربرداري مي كند و با دوربين ۳۵ ميلي متري نگرفته است؟ پاسخ اين بود " اين كار براي تلويزيون است نه سينما، بنابراين از همان ابتدا ابا خودم قرار گذاشتم با ويدئو ضبط كنم تا شيطان در جلدم نرود و وسوسه نشوم تا يك وقت از آن يك نسخه سينمائي بيرون نكشم" اين موضوع هم از دقت نظر عياري سرچشمه مي گرفت. او فيلمساز باهوشي است و مي داند مخاطب سينما از او چه انتظاري دارد و مخاطب تلويزيون چه. عياري سازنده آثار درخشاني همچون شبح كژدم، آباداني هاو دو نيمه سيب است، او همچنين در تلويزيون سريال خانه به خانه و مجموعه چشمها مي بينند را كارگرداني كرده است. از همين رو انتظار مي رود روزگار قريب كاري در حد و اندازه آثار سينمائي باشد. اين ادعا البته به دليل وسواس عياري در توليد، تصوير برداري، انتخاب بازيگران و تدوين سريال است. او يكي از بهترين تدوين كنندگان سينماي ايران است.
در روز هاي آينده گزارش پشت صحنه سريال در " ايران"منتشر مي شود.
مطالب مرتبط :
كيانوش عياري در آخرين روزهاي روزگار قريب
بازیگران سینما در سیما، بازیگران سیما در سینما
علاقه مندان به بازیگری در سینما در کشور ما کم نیستند.بسیاری از شیفتگان سینما آرزو دارند روزی جلوی دوربین سینما قرار بگیرند و به ایفای نقش بپردازند.دلایل زیادی را برای این موضوع می توان برشمرد اما برای آنکه تصویری کلی از بازیگران سینمای ایران بدست بیاورید و بدانید چگونه آنها وارد این دنیای پرزرق و برق شده اند، چرا برخی از آنها تنها در سینما فعالیت می کنند و بعضی دیگر تنها در تلویزیون یا هر دو حوزه؟ این مطلب را حتما بخوانید.
نقطه شروع
بازيگران در كشور ما با چند شيوه به مرحله بازى در جلوى دوربين مى رسند. اگر نقطه آمال بازيگرى را قرار گرفتن جلوى دوربين سينما فرض كنيم، بازيگران به چهار روش به اين نقطه مى رسند، گروه اول بازيگرانى هستند كه از صحنه هاى تئاتر به عنوان بازيگر سينما انتخاب مى شوند، اين گروه بيشترين شمار را در ميان بازيگران سينما تشكيل مى دهند، گروه دوم بازيگرانى هستند كه به واسطه حضور در آثار تلويزيونى (به عنوان بازيگر يا مجرى) مورد توجه كارگردانان و تهيه كنندگان سينما قرار مى گيرند، گروه سوم افرادى هستند كه از طريق تحصيلات آكادميك يا آموزشگاهى به دنياى سينما راه پيدا مى كنند و گروه چهارم نيز بازيگرانى هستند كه برحسب شانس، رابطه هاى خويشاوندى يا غيرخويشاوندى و سرمايه گذارى در توليد فيلم به اين حوزه وارد مى شوند.
هر يك از روش هاى گفته شده ويژگى ها و شرايط خاص خود را دارد، اما در اينجا به ارتباط بازيگرى در تلويزيون و سينما پرداخته ام.
از صفحه تلويزيون به پرده سينما
گرچه رسانه تلويزيون برد و بعدى بسيار وسيع تر از سينما دارد و مى تواند مخاطب را در دورترين نقاط كشور به خود جذب كند، اما پاشنه آشيل تلويزيون عدم ثبت در حافظه كتابخانه ها و فيلمخانه ها. همچنين عدم توجه منتقدان و تماشاگران حرفه اى است و نكته ديگر اين كه كادر تلويزيون چند برابر كوچك تر از اندازه طبيعى است. حال آنكه پرده سينما برخلاف صفحه اين جعبه خانگى چند برابر از اندازه طبيعى بزرگ تر است و به همين دلايل بازيگران اشتياق بيشترى به حضور در اين فضا نشان مى دهند.
بازيگرانى كه از مديوم تلويزيون به مديوم سينما آمده اند بسيار زيادند اما در يك نگاه كلى مى توان اين بازيگران را شناسايى كرد؛ پژمان بازغى، آتيلا پسيانى، اكبر عبدى، پارسا پيروزفر، امين تارخ، افسانه بايگان، رؤيا تيموريان، حميد جبلى، امير جعفرى، شهاب حسينى، حسن جوهرچى، دانيال حكيمى، حبيب رضايى، مريلا زارعى، لعيا زنگنه، حميد گودرزى، مهران مديرى و...
آتيلا پسيانى، حميد جبلى و اكبر عبدى (با محله برو بيا)، پارسا پيروزفر و لعيا زنگنه و حسن جوهرچى (در پناه تو)، امين تارخ و افسانه بايگان (سربداران)، دانيال حكيمى (عقيق)، حبيب رضايى (خانه سبز)، مهران مديرى (برنامه هاى طنز شبانه)، امير جعفرى (بدون شرح) و... قبل از حضور در سينما بر صفحه تلويزيون ديده بوديم و در اين ميان برخى پس از ورود به سينما به مراحل موفقيت در وجوه مختلف رسيدند.
با اینکه اصرار دارم در وبلاگ دونده تنها مطالب سینمایی و اختصاصا درباره سینمای ایران بنویسم، بعضی از دوستان که لطف دارند توصیه می کنند برخی نوشته های دیگرم مانند مطالب تلویزیونی را هم در اینجا ارائه کنم. حالا بد نیست تجربه کنیم ببینیم چه می شود. بنابراین پیشنهاد می کنم دوستانی که حوزه تلویزیون را پیگیری می کنند این مطلب را بخوانند.عنوان مطلب "میوه ممنوعه در خانه حاج یونس" است که در واقع گزارش پشت صحنه سریال ماه رمضان شبکه دوم سیما به کارگردانی حسن فتحی است.از وی این روزها سریال "مدار صفر درجه" دوشنبه ها درحال پخش است.مطلب را در اینجا بخوانیدمطالب مرتبط :
فردا روز "خبرنگار" است. روز خبرنگار روز ستايش از آدم هايى است كه دست به قلم در جامعه امروز نقش رسولان اطلاع رسانى را بازى مى كنند. "خبرنگارى" به واسطه درگيرى صاحب اين حرفه با انواع مشكلات درون و برون سازمانى، اجتماعى و ذهنى، شغلى سخت و طاقت فرسا به شمار مى آيد كه در اينجا ضرورتى به ذكرمصائب آن نيست. اما آنچه باعث توجه نگارنده به اين مقوله شده بهانه روز خبرنگار (۱۷ مرداد) است كه به همراه سيل پيام هاى تبريك و شاخه هاى گل - و SMS به فراخور زمانه - سپرى می شود، اما نكته مهمتر براى خبرنگارى كه در حوزه فرهنگ و هنر فعاليت مى كند عدم توجه رسانه هاى امروزى و به ویژه سینما و تلویزیون به اين حرفه "ويژه" است. ويژه از آن جهت كه صاحب اين حرفه به دليل توجه به دو عنصر "دقت" و "سرعت" در امور مطبوعاتى خود ناچار از صرف انرژى دوچندان است و در همين حين با انواع مشكلات حرفه اى و اجتماعى دست به گريبان.
نگاهى به آثار سينمايى، نمايشى و البته تلويزيونى ما را به اين نكته واقف خواهد كرد كه جايگاه وحرفه خبرنگار در سطحى ترين ـ و با خوشبينى در گذراترين ـ شكل ممكن از سوى رسانه هاى تصويرى معرفى مى شود. كافى است نگاهى به آثار سينمايى يا تلويزيونى ارائه شده در اين سال ها نظرى بيندازيم، جداى از آنكه در نظر بسيارى از صاحبان آثار خبرنگارى شغل به حساب نمى آيد، تعدادى از توليدكنندگان تلاش كرده اند تا از رهگذر کاراکتری "شبه خبرنگار" به موضوعى ديگر بپردازند، اين رويكرد البته در قالب هاى ديگرى نظير محقق، مددكار، دانشجو و ... نيز ديده شده است. در گروهى ديگر از آثار خبرنگاران افرادى بى هويت هستند كه وظيفه پر كردن صحنه را براى توجه به شخصيت اصلى به عهده دارند. در دسته اى ديگر از آثار خبرنگاران با يك كيف دوشى و دوربين (البته نه از دوربين هايى كه عكاسان مطبوعاتى در اختيار دارند) به همه جا سرك مى كشند، نه كارت مى زنند و نه از عكاس و خودرو و امكانات نشريه شان استفاده مى كنند، آنها در ورود به طرح ترافيك با هيچ مشكلى مواجه نيستند و هيچ كسى از ورود آنها به حريم سازمان و محدوده شان دلخور نمى شود. اين دسته از خبرنگاران معمولاً تأكيد مى كنند كه گزارش! خود را بايد به سردبير تحويل بدهند(در اينجا از مقامى با عنوان دبير سرويس ، شورای سردبیری و مسؤول صفحه هيچ خبرى نيست) و ...
در شرايطى كه در حوزه سينماى جهان آثار جاودانه وماندگارى همچون «تمام مردان رئيس جمهور» از الن جی پاكولا، «حرفه خبرنگار» از میکل آنجلو آنتونيونى، «همشهرى كين» از اورسن ولز و ده ها نمونه ديگر را شاهد بوده ايم و اساسا ساب ژانر مشخصی با عنوان خبرنگاری داریم که زیر شاخه ای از سینمای پلیسی است ،در سينماى ايران هيچ نشانى از فيلمى با محوريت خبرنگار و روزنامه نگار نيست. اين در حالى است سينماى اخلاقى ـ انسانى ما که به مسائل اجتماعی توجه زیادی نشان داده و بسیاری ازسینماگران ما در گفتگوهای خود به روزنامه نگاری و خبرنگار علاقه مندی نشان می دهند اما در نهایت حرفه خبرنگار موضوع جالبی برای ساخت آثار فیلمسازان نبوده است. درنگاهی کلی به سینمای ایران تنها به معدودی از آثار همچون پارتی، سیاوش،ستاره بود و یکی دو نمونه دیگر، همچنین داستان های شهر، کیف انگلیسی،بدون شرح و چند سریال دیگر در تلویزیون می توان اشاره کرد .دراین آثار موضوع روزنامه،روزنامه نگاری و مسائل خبرنگاران به شکلی کمرنگ و سطحی پرداخته شده که البته قابل تامل نیستند و به خوبی می توان نبود فیلم های ماندگار را در این حوزه یادآوری کرد.
جشن سینما به دومین دهه خود رسید اما از گزند تغییر و تحولات در امان نماند.جشن سینما که امسال یازدهمین دوره خود را با دبیری پرویز پرستویی تجربه می کند شاهد اتفاقات تازه ای است.
هنوز نخستین روز تماشای فیلمهای جشن که ۶۰ فیلم هستند آغاز نشده که اعضای اتحادیه تهیه کنندگان بیش از ۱۵ فیلم خود را به تدریج از داوری ها خارج کردند و دلیل این امر را اعتراض به شیوه برخورد با اتحادیه و سایر صنوف اعلام کردند.فیلمهایی همچون ستاره است ،زن بدلی ،بی وفا ،مصائب دوشیزه،سنگ کاغذ قیچی ،محاکمه، اخراجی ها،پابرهنه در بهشت،آدم ،کلاغ پر،مهمان ،تله،چند می گیری گریه کنی؟، اگه میتونی منو بگیر و پارک وی فیلم هایی هستند که توسط تهیه کنندگانی مثل حمید اعتباریان،یدالله شهیدی ،غلامرضا موسوی ،مرتضی شایسته ،حبیب الله کاسه ساز،علی واجد سمیعی ،محمد حسین فرح بخش ،و حسن توکل نیا تولید شده و حالا جشن سینما را ترک کرده اند تا به قول یکی از آنها این جشن محقر برگزار شود.دلایل این گروه از معترضان البته چندان بیراه هم نیست.اعضای اتحادیه معتقدند محدود کردن اختیارات اتحادیه ،تغییر نماینده این تشکل در شورای صدور پروانه ساخت،عوض کردن نماینده اتحادیه در شورای دفاتر و حذف ۵ داور از میان ۱۰ داور معرفی شده برای جشن رغبتی برای یک مراسم تشریفاتی برای آنها نمی گذارد.
موضوع از آنجا سرچشمه می گیرد که در دوره کنونی جشن سینمای ایران -که مثل هر سال دیگری با مدیریت خانه سینما برگزار می شود - تحولات تازه ای پدید آمده و مقوله داوری آن دستخوش تغییراتی شده است تا آنجا که تیم سه نفره دبیر ( پرستویی)، سخنگوی خانه سینما(علی معلم )و مدیر عامل خانه سینما(رضا میر کریمی )اعلام کردند که از اعضای آکادمی جشن و شیوه های قبلی استفاده نخواهند کرد و در عوض ۱۱۰ نفر متشکل از نمایندگان صنوف مختلف داوری ها را به عهده خواهند داشت.با این حساب تعدادی از داوران حذف و برخی بدون هماهنگی جایگزین شده اند.
حکایت نهادهای مدنی ما داستان تازه ای نیست.خانه سینما به واسطه ارتزاقش از منابع دولتی قاعدتا نمی تواند مختصات یک نهاد غیر دولتی را داشته باشد و در نتیجه ماهیت خود را از دست می دهد و ناچار است به راهی برود که دولت ها آن را هموار کرده اند.بنابراین آن می شود که می بینیم و البته قصه تغییر و تحولات در دوره بعد و مسائلی از این دست در سال آینده دور از انتظار نخواهد بود .بیچاره پرویز پرستویی که بازیگر این معرکه شده است.!!
علی شاه حاتمی مدتی است در دبی زندگی می کند.این کارگردان سینما که پس از فیلم "کولی" در سال ۸۱ بیشتر درگیر ساخت سریالهایی نظیر "خوش رکاب" و "بوی خوش زندگی" بوده مصمم است که نهمین فیلم خود را در کشور هند بسازد. در این فیلم که "قفس" یا "قهرمان چیه؟" نام دارد قرار است آمیتا باچان ستاره بالیوود بازی کند. این فیلم تولید مشترک ایران و امارات خواهد بود و یک شرکت عربی سرمایه گذار آن است. ظاهرا شیخ تهیه کننده اصرار به حضور آمیتا باچان داشته و شاه حاتمی در حال حاضر برای مذاکره با وی در هند به سر می برد.
از آنجا که شاه حاتمی علاقه ای به موبایل ندارد دسترسی به وی امکانپذیر نبود بنابراین برای پیگیری موضوع با دفتر تولید آخرین کارهای تماس گرفتم.یکی از کارکنان این دفتر در مورد پروژه توضیح داد که فیلمنامه طرح هنوز به طور کامل نوشته نشده اما قرار است به طور کلی در هند جلوی دوربین برود. همچنین یکی از نزدیکان خانوادگی شاه حاتمی با تایید خبر حضور آمیتا باچان در این فیلم ایرانی گفت: نقش مورد نظر برای این بازیگر مشهور کوتاه بوده و شاید کمتر از ۲ هفته بازی داشته باشد بنابراین احتمال حضور وی بسیار زیاد خواهد بود.اما در مورد حضور سلمان خان چیزی از زبان آقای شاه حاتمی نشنیده ایم.
گفته می شود وی برای بازی در این فیلم حدود ۲ میلیون دلار دریافت خواهد کرد.این بازیگر که نام واقعی اش آمیتاب باچان است از معدود بازیگرانی است که در دوره میانسالی نیز محبوبیت زیادی در هند و کشورهای آسیایی دارد. عامه مردم در ایران او را با بازی در نقش "وی جی" فیلم "قانون" به یاد می آورند. بد نیست بدانید برای حضور بازیگران خارجی در سینمای ایران تلاش های زیادی به ویژه در سالهای پس از انقلاب صورت گرفته است اما از آنجا که دستمزد ستارگان بسیار بیش از بودجه تولید فیلم در ایران است در نتیجه تنها بازیگران درجه ۳ در فیلم های ما به ایفای نقش پرداخته اند. البته در این میان استثنائاتی مثل آنتونی کوئین،تونیک آرکین و ژولیت بینوش را می توان نام برد که در مقابل دوربین کارگردانان ایرانی حضور پیدا کرده اند و البته سومی هنوز به مرحله عمل درنیامده است. در خصوص همکاری بازیگران هندی در سینمای ایران سابقه ای طولانی موجود است اما تنها مورد در سالهای گذشته به فیلم "آشوبگران" ساخته محمد رضا اعلامی مربوط می شود که تعدادی از بازیگران نه چندان مطرح سینمای هند در آن حضور داشتند.با این حساب مشخص نیست ایده شاه حاتمی نیز به اجرا درآید یا آنکه به وادی فراموشی سپرده شود.برای قضاوت درباره چند وچون این اتفاق ــ که می تواند حرکت مناسبی در جهت توسعه بازارهای جهانی سینمای ایران شود ــ فعلا بایدتامل کرد.
مطالب مرتبط :
- ا... اين آقا حميد فرخ نژاد نيست؟!
- نه بابا... اون كه موى بلند نداره.
- چرا بابا خودشه!
- فكر نكنم... همين چند روز پيش عكسش رو توى مجله ديدم.
- شرط مى بندم خودشه!
- دست بردار، هنرپيشه ها لباس هاى مرتب مى پوشن، تو ماشين هاى مدل بالا مى شينن. امكان نداره. اونم با اين شكل و وضع؟
اين حرف ها گفت وگوى يك زن و شوهر جوان است كه از پارك ميخك خيابان كرمان مى گذرند. حرف هاى آنها خيلى هم بيراه نيست. فرخ نژاد بازيگر سينما در حالى كه سيگار نيمه تمامى در دست دارد زير آفتاب تابستان اين طرف و آن طرف مى رود و بيقرارى اش طبيعى به نظر نمى رسد...
این چند خط لید گزارش پشت صحنه فیلم "چگونه ارکستر هماهنگ می شود" بود که برای روزنامه ایران نوشتم.باید اعتراف کنم سالها بود گزارش پشت صحنه ننوشته بودم و بهانه ای پیدا شد که سر صحنه این فیلم بروم. فیلم دومین ساخته محمد احمدی است که پیش از این " شاعر زباله ها" را با فیلمنامه محسن مخملباف از وی دیده ایم.احمدی کارش را با عکاسی فیلم آغاز کرده و بعدها با مدیر تولیدی و فیلمبرداری ادامه داده است. اپیزود "در" از قصه های جزیره ،دلبران، کولی و غروب شد بیا از جمله فیلمهایی اند که به عنوان مدیر فیلمبرداری کار کرده است. گزارش مورد نظر با تیتر تقدیر در خیابان آرام امروز به چاپ رسیده که اگر تمایل داشتید بخوانیداینجاست