تبليغاتX
دونده

عجب سينمايي داريم! در اين وانفساي كمبود سينما و صف عريض آثار اكران نشده،فيلم هايي روي پرده  هستند كه روزي ۲۰۰هزار تومان بيشتر فروش ندارند و البته سماجت آنها در ادامه برنامه اكران ستودني است!از سوی دیگر فیلمی در یک روز ۴۸ میلیون تومان می فروشد.این پارادوکس همان چیزی است که ما را به تعجب وامی دارد.شايد فروش هر اثر کم ارزشي در گيشه هاي تار عنكبوت بسته ارزشمند تلقي نشود اما حداقل يك حسن دارد و آن هم اينكه تماشاگران قهر كرده از سالن ها را به سينما مي كشاند.اصلا سينما با تماشاگر زنده است و اگر قرار باشد آثار هنري صرفا براي دل كارگردان ساخته شوند اساسا راه را اشتباه رفته ايم.سينماي ايران قدري به تيمار نياز دارد.ترميم شكاف ها ضرورتي انكار ناپذير است و نبايد از نظر متوليان دور بماند.يكي از مشكلات بزرگ سينماي ايران "بي برنامگي" است.

بي برنامگي در سينماي ايران قصه اي است كه از فرط تكرار صورت عادي به خود گرفته است.چرخه توليد و توزيع در سينماي وطني ما دچار معضلات فراواني بوده و دولتي شدن نظام پخش فيلم هاشايد ضربه اي كاري به تن نحيف آن باشد.معلوم نيست با چه دليلي فيلمهايي نفروش بايد روي پرده باقي بمانند و فيلمهاي آماده نمايش در حسرت اكران.از جشنواره سال گذشته بيش از ۳۰ فيلم هنوز در نوبت اكران قرار دارند و اين در حالي است كه تعدادي از آثار سالهاي پيش از آن نيز رنگ پرده را نديده اند.آنوقت فيلمي مثل "گوشواره" كه در ۴ سينما روي پرده است با ۲۷ روز نمايش تازه از مرز ۵/۵ميليون تومان گذشته، يعني اين فيلم به طور متوسط روزي ۲۰۰ هزار تومان فروش داشته و فيلم "بچه هاي ابدي" با ۱۹ روز نمايش و ۶ سينما ۳/۳۴ ميليون تومان گيشه داشته كه به تعبير ديگر هر روز كمتر از ۲ ميليون تومان مي شود.جالب اینكه اين دو فيلم در برخي سانس ها به دليل به حد نصاب نرسيدن تماشاگر(۶نفر) نمايش داده نمی شوندچون مدیران سینماها پخش فيلم را به صرفه نمي دانند و در اصل در این سانس ها عملا اكراني ندارند.حال آنكه فيلم "توفيق اجباري"در همین شرایط زمانی و جغرافیای به طور متوسط روزي ۱۹ ميليون تومان فروخته است و این استقبال حالا به هر دلیلی ادامه دارد.از اين اتفاقات در هر دوره اكران مي توان شاهد بود.واقعا چه اشكالي دارد سينماگران و صاحبان فيلم در تعاملي دوستانه فيلم هاي كم فروش خود را از پرده پائين بياورند و اين امكان محدود را به ديگران واگذار كنند تا حداقل چرخ سينما از حركت بازنماند؟ 

+ نوشته شده در چهارشنبه 28 آذر1386ساعت 14:41 توسط بهمن عبداللهي |

"غير منتظره" يعني اتفاقي كه ما انتظارش را نداشته باشيم. منظورم در پست قبلي خيلي ساده بود ونيازي به توضيح نداشت، اما به دليل برخي ابهامات كه براي برخي از دوستان و عزيزاني كه براي ديدن پست قبلي به "دونده" آمده اند يا مي آيند لازم ديدم درباره عنوان مطلب(عكس هاي غير منتظره از ميترا حجار در يك جشنواره آمريكايي)قدري توضيح بدهم.

بعضي از دوستاني كه لطف كرده و تامل بيشتري روي مطلب داشتند نظراتي ارائه كرده بودند كه در بخش نظرات قابل خواندن است، نظراتي كه هم در تاييد وهم درنفي اين پست آمده اند، اما قاعدتا تعداد اندكي از نظرات هم كه حاوي توهين به سينماگران يا بازيگران مي شدند حذف شدند.برخي از دوستان روي واژه "غير منتظره" سوال كرده بودند كه در اين باره بايد بگويم تيتر"غير منتظره" از آن جهت انتخاب شد كه  چنين كاري در حوزه سينماگران بي سابقه بوده و انتظاري براي حضوربا آن پوشش از خانم حجار نمي رفت.

شايد بدانيد كه در چند هزار مورد حضور سينماگران ايراني در خارج از مرزها هرگز خانمهاي سينماي ايران با پوششي متفاوت از آنچه در داخل ايران الزامي است ظاهر نشده اند.مگر آنكه تصميم به بازگشت يا ادامه كار در سينماي ايران نداشته باشند كه در مورد اين بازيگر هنوز اطلاعي در دست نيست.پس اين پوشش غير منتظره به شمار مي آيد.البته مي شد تيتر هايي مثل "عكس جالب"،"عكس جنجالي"،"عكس جذاب"و... را نيز استفاده كرد ومنتظر بيننده هاي بيشتري بود چنانچه يكي از همكاران عزيز با يكي از اين تيترها(البته بدون توضيح مطلب) عكس ها را استفاده كرده است و جالب آنكه گرچه باذكرمنبع بوده، تعداد بينندگانش از خود دونده بيشتر شده است!! اما از آنجا كه قصدم  تنها اطلاع از يك خبر بوده پس تيتر هايي شبيه آنچه گفته شد استفاده نكردم تا قضاوت تلقي نشده و صرفا توصيف يك عمل باشد.

شايد بگوئيد اساسا چرا عمل ايشان بايد توصيف يا علني شود؟ كه در پاسخ بايد بگويم عمل ميترا حجار تقريبا علني بوده و خود خواسته چنین کرده است، كافيست نام وي را در اينترنت جستجو كنيد آنوقت مشاهده خواهيد كرد كه بسياري از سايت ها و وبلاگ هاي ايراني حضور اين بازيگر و رفيع پيتز را در جشنواره لس آنجلس، حتي بسيار پيش از دونده منعكس كرده اند.دراين عكس ها كه آدرس آنها در بخش نظرات نيز برايم ارسال شده،عكسهاي نيمه برهنه(با لباش شب) از حجار هم ديده مي شود كه به دليل رعايت مسائل اخلاقي از همان ابتدا كنار گذاشته شدند ضمن انکه این تصاویر نه در حریم خصوصی وی ودر جلوی دوربین عکاسان خبری ثبت شده اند.به هر حال مدتها بود تمايل داشتم مطلبي درباره غيبت اين بازيگر در سينما بنويسم كه همين عكس هاي موجود بهانه اي شد براي پرداختن به كارنامه بازيگري او.البته به عنوان يك نويسنده سينمايي - گرچه درباره عمل شخصي حجار قضاوتي ندارم وصرفا با اطلاع رساني قضاوت را برعهده شما گذاشتم – اما درباره كارهاي سينمايي او به خودم اجازه قضاوت دادم و هم به فيلم هاي با ارزش و هم بي ارزش اين بازيگر پرداختم.با اين حساب دوستان نبايد تصور كنند به خاطربازي در كارهاي سخيف و بي ارزشي مثل "رازها" و" فراري" عمل غير منتظره اش را به رخ كشيده ام.

اما ميزان علاقه مندي مخاطب ايراني به عكس و تفضيلات خارج از قاعده هنرمندان و اشخاص موضوعي نيست كه بحث اين مطلب باشد.پس از آن مي گذرم و به جامعه شناسان و روانكاوان اجتماعي وامي گذارم.

+ نوشته شده در شنبه 24 آذر1386ساعت 11:45 توسط بهمن عبداللهي |

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ميترا حجار بازيگر 30 ساله سينماي ايران مدتي است كه ايران را ترك كرده و درفرانسه اقامت كرده است.او در آخرين فعاليت بازيگري خود درفيلم"اين ترانه عاشقانه نيست" كه متعلق به جريان تجاري سينما بود ظاهر شد.حجار كه كشف احمد اميني بود براي نخستين بار در فيلم "غريبانه" كه آنهم اتفاقا متصل به جريان سينماي عامه پسند بود بازي كردو خيلي زود توانست در فيلم مطرحي همچون متولد ماه مهر(احمدرضادرويش) بازي كند و جايزه بهترين بازيگر نقش اول زن را در هجدهمين جشنواره فيلم فجر بدست آورد.او سپس موفق شد در آثار باارزش ديگري همچون اعتراض(مسعود كيميايي)،سگ كشي(بهرام بيضايي)،قارچ سمي(رسول ملاقلي پور) و... بازي كند.

اين بازيگر سالهاي بعد در آثار بي ارزش و سخيفي  ظاهر شد كه نه تنها در ارائه توانايي اش ناتوان بودند بلكه تماشاگران عام را هم راضي نمي كردند؛ آثاري همچون فراري، ملاقات باطوطي، رازها،بازنده و...ميترا حجار يك سال پيش از رفتن در فيلم "زمستان است" بازي كرد كه برگرفته از داستاني نوشته محمود دولت آبادي است.اين فيلم گرچه در جشنواره فيلم فجر مورد توجه قرار نگرفت اما در جشنواره هاي زيادي شركت كرد و چند جايزه ازجمله جايزه جشنواره دمشق،وايادوليد را دريافت كرد.حجار قبل از رفتن در نمايش مراببوس (برگرفته ازداستاني نوشته محسن مخملباف) بازي كرد كه البته با حضوراو اجرا نشد."هملت" اما روي صحنه رفت و نمايشي هم با نام "دايي وانيا" در فرانسه بازي كرد.

اين دوعكس مربوط به حضور ميترا حجار و رفيع پيتز(كارگردان فيلم زمستان است) در جشنواره فيلم لس آنجلس است که تابستان برگزار شد.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 21 آذر1386ساعت 17:35 توسط بهمن عبداللهي |

حسین پناهی بازیگر نبود،خودش بود.پشت دوربین و جلوی دوربین برایش تفاوتی نداشت.او همانقدر که با بقالی سرکوچه اش راحت بود ممکن بود با برتولوچی راحت باشد.قالب بازي هايش هم همين بود.جهان غريب او همانقدر جلوي دوربين عيان مي شد كه روي صحنه تئاتر،كه بر دفتر شعر.کارگردانهای سینمای ایران هم این موضوع را می دانستند و بر اساس قالب شخصیتش فیلمنامه می نوشتند.او كه در اوايل دهه۶۰با ترک معلمی و طلبگی سر از آموزشگاه بازيگري آناهيتا در آورده بودزير دست استاد مهرداد اسكويي با عناصر نمايشي و بازيگري آشنا شد و "دو مرغابي در مه" به مخاطبان معرفي اش كرد."گال" گرچه گام نخست پناهي در سينما به شمار مي آيد و از همان ابتدا توانائي اش در ارائه شيوه خاص بازيگري اش رابه رخ مي كشد اما تله تئاتر "دو مرغابي در مه" از آن جهت اهميت پيدا مي كند كه شخصيت "الياس" به شدت به خودش و جهان ذهني اش نزديك است.پناهي در سالهاي بازيگري اش ۱۷ فيلم و چند سريال و تئاتر صحنه اي بازي كرد كه در همه آنها نقش واحد خودش را بازي مي كرد.يقينا هيچ كسي نمي توانست نقش هايي كه براي او نوشته مي شوند بازي كندنقش هايي همچون اوينار،مرد ناتمام،سايه خيال و ...

دوشنبه شب(۱۹آذر) بينندگان تلويزيون ايران شاهد پخش دومين قسمت از سريال "روزگار قريب" كار ارزشمند كيانوش عياري بودند.اثري كه آخرين فعاليت بازيگري حسين پناهي به شمار مي آيد.پناهي در اين سريال نقش دستيار حكيم نابيناي روستاي گركان را بازي مي كند كه مثل همه كارهايش ديدني است.او در اين كار هم شخصيتي شوخ و شنگ دارد كه با زبان تلخ خود قلب پاكش را به رخ اهالي روستا مي كشد.پناهي با بداهه پردازي هاي هميشگي به ايفاي نقش خود مي پردازدو در اينجا هم گويش و تون صدايش به خدمت شخصيت "لطفعلي" مي آيد.

حسين پناهي سه سال است از ميان ما رفته است.در اين مدت تعداد زيادي از هنرمندان سينما چشم از جهان فرو بسته اند اما نبود پناهي در سينماي ايران به خوبي به چشم مي آيد.شايد نتوان جايگزيني براي او پيدا كرد،اما همين آثار باقي مانده مي تواند غم غربت او را در دل علاقه مندانش بكاهد.عياري با انتخاب پناهي در سريال "روزگار قريب" اداي دين خوبي به او كرده است.اين بازيگر دژكوهي در ۴۸ سالگي رفت.وي نيمي از زندگي كوتاهش گرفتار معصوميتش بود و در نيم ديگر خلاقانه شعر گفت،نمايشنامه نوشت،بازي كرد و ...به یک معنا شوريدگي كرد.او زنده است چون سينما بخشي از زندگي است،خودش در قطعه اي گفته است: ما زنده ايم چون بيداريم/ما زنده ايم چون مي خوابيم/ ورستگار و سعادتمنديم/زيرا...

حسين پناهي‌ ـ تولد:۱۳۳۵،درگذشت:۱۷ مرداد۱۳۸۳.فيلمها:گال،گذرگاه،هي جو،ناروني،درمسيرتندباد،ارثيه،راز كوكب،مهاجران،سايه خيال،چاووش،اوينار،هنرپيشه،مردناتمام،روز واقعه،آرزوي بزرگ،قصه هاي كيش(اپيزود كشتي يوناني) و بابا عزيز.سريالها:گرگ ها،رعنا،روزي روزگاري،امام علي،آژانس دوستي، دزدان مادربزرگ و...

+ نوشته شده در سه شنبه 20 آذر1386ساعت 10:2 توسط بهمن عبداللهي |

 

 

 

 

 

 

    حاتمی و گروه سازنده سریال هزار دستان     حاتمی سرصحنه دلشدگان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                              

حاتمی و اکبر عبدی سر صحنه مادر

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

                                

 درکنارمرتضی شایسته سرصحنه تختی

علی حاتمی(نام اصلی عباسعلی حاتمی)،متولد ۲۴مرداد۱۳۲۳ تهران،درگذشت در ۱۴ آذر ۱۳۷۵ بر اثر ابتلا به بیماری سرطان. آثار: حسن کچل ـ۴۹،طوقی ـ۴۹،باباشمل ـ۵۰،قلندر ـ۵۱،ستارخان ـ۵۱،خواستگار ـ۵۱،سوته دلان ـ۵۶،حاجی واشنتگن ـ۶۱،کمال الملک ـ۶۲،مادر ـ۶۸،دلشدگان ـ۷۰وفیلم ناتمام تختی ۷۵. سریال ها:سلطان صاحبقران و هزار دستان.

+ نوشته شده در چهارشنبه 14 آذر1386ساعت 12:27 توسط بهمن عبداللهي |

"گیشه" در سینمای ایران مقوله پیچیده ای است.آن فیلم که برای فروش ساخته شده نمی فروشد و این دیگری که رویکرد تجاری نداشته با استقبال مواجه می شود!پیچیدگی این کلاف سردرگم البته برای اهالی سینما نکته تازه ای نیست اما وقتی پیش بینی ها و استدلالات صاحبان فیلم غلط از آب در می آید تازه یادشان می افتد که سینما بیرحم تر از این حرفهاست و شوخی بردار نیست.علاقه مندان به سینما هم چاره ای ندارند جز اینکه در انتظار اثر بهتری باشند.در خبرها آمده بود که فیلم "بچه های ابدی" در روز نخست(چهارشنبه قبل) با داشتن ۶ سینما تنها ۳۰۰ هزار تومان فروخته و فیلم "گوشواره" با ۱۱سینما در۸ روز۲میلیون تومان(روزی ۲۵۰هزارتومان) فروش داشته است.این یعنی فاجعه،جمله بهتری نمی توان پیدا کرد.وقتی به این ادعا ایمان می آورید که تاکید کنم این دو فیلم مجموعا ۱۴ سینما را در اختیار دارندو روی هم ۷ میلیون فروش کرده اند و این در حالی است که فیلمهای زیادی از جشنواره سال گذشته و سالهای پیشتر در انتظار اکران هستند.نکته عجیب تر اینکه این دو فیلم نه از جمله آثار روشنفکری و جشنواره ای هستند که انتظار فروش برایشان داشته باشیم و نه کار اول سازندگان که به حساب بی تجربگی آنها بگذاریم.  

  در یک شمای کلی فیلمهای سینمای ایران با دو رویکرد ساخته می شوند:فیلم هایی که داعیه هنری دارند و به منظور ارتقای فرهنگی و کیفی ساخته می شوند که خود شامل آثار جشنواره پسند،روشنفکری،تجربی و ...هستند و گاه ممکن است مورد پسند عموم هم قرار بگیرند. گروه دیگری از فیلم ها هم بی ادعا بوده و تنها برای مصرف کننده عام ساخته می شوند که وظیفه کشاندن تماشاگر به سالن ها و فروش بیشتر را دارند.گروه دیگری هم در این میان وجود دارند که شامل آثاری هستند که از ابتدا با تلفیق این دو نگاه تولید می شوند در نتیجه فیلمشان نه مخاطب خاص و نه تماشاگر عام را راضی می کند.به نظر می رسد فیلم پوران درخشنده(بچه های ابدی)و وحید موسائیان(گوشواره) گرچه ضعف های روایی و ساختاری دارند اما در حقیقت دچار این معضل هستند و از تفکر نوع سوم پیروی کرده اند.با این حساب بهانه هایی همچون فصل بد اکران،نداشتن تبلیغات وسیع و تعداد محدود سینما نمی تواند دلیل محکمی برای نفروختن این فیلم ها باشد. 

+ نوشته شده در دوشنبه 12 آذر1386ساعت 17:58 توسط بهمن عبداللهي |

پريسا بخت آور سر صحنه دايره زنگي، معكس از عبدالله عبدي نسب- سايت سينماي ماپریسا بخت آور با دایره زنگی در مسیر جشنواره فیلم فجراست.او آخرین زنی است که به جرگه کارگردانان سینمای ایران می پیوندد. شاید به نظر برسد بخت آور در تلاش برای آزمودن بخت خود در این رقابت بزرگ سینمای ایران است، اما واقعیت چیز دیگری است.او به میدان آمده تا توانایی زن ایرانی را در عرصه دشوار کارگردانی به نمایش بگذارد.این کارگردان که پیش از این با آثار تلویزیونی همچون کنکوری ها،من یک مستاجرم و... معرفی می شد، از این پس به عنوان پانزدهمین کارگردان زن سینمای ایران در سالهای پس از انقلاب شناخته خواهد شد.او که همسر اصغر فرهادی (کارگردان جوان و با استعداد سینما و صاحب آثاری همچون رقص درغبار،شهرزیباو چهارشنبه سوری) است فيلم "دايره زنگي" را جلوي دوربين برده كه ضبط آن هفته گذشته به پايان رسيد.در اين كار مجموعه اي از بازيگران مطرح سينما همچون مهران مديري،امين حيايي،باران كوثري،حامدبهداد،بهاره رهنما،گوهر خيرانديش،محمدرضاشريفي نياو... بازي مي كنند.از سوي ديگر حضور فرهادي در مقام مشاور فيلمنامه نويس و كارگردان بعلاوه فضاي اجتماعي ـ شهري داستان انتظارات زيادي را به همراه آورده تا با كمدي با ارزشي روبرو شويم.فارغ از قضاوت درباره فيلمي كه هنوز روي ميز مونتاژ است مي توان حضور اين كارگردان زن را در سينماي مردانه ايران به فال نيك گرفت.

نگاهي به سياهه فيلمسازان ايراني نشان مي دهد گرچه جرقه هايي از حضور كارگردانان زن در سينماي قبل از انقلاب وجود داشته ،اما در حقيقت منحصر به كاري از شهلا رياحي بازيگر سينما بوده كه در سال ۱۳۳۵ فيلم " مرجان" را ساخت و با شكست تجاري فيلم ،رياحي عطاي اين حرفه را به لقايش بخشيد و ترجيح داد در نقش اصلي خود باقي بماند.فروغ فرخزاد هم هر چند با فيلم مستند "خانه سياه است" توانايي خود را اثبات كرد اما او نيز هرگز به كارگرداني اثري ديگر اقدام نكرد.وقوع انقلاب باعث شد كه زنان در عرصه هايي غير از بازيگري وارد شوندبا اين حال فعاليت آنها محدود به گريم،منشي گري در صحنه،طراحي صحنه و لباس،فيلمنامه نويسي و گاه فيلمبرداري بود.در اين ميان پوران درخشنده پا را فراتر گذاشت و باساخت فيلم"رابطه" در سال ۶۵ رسما حركت جدي فيلمسازان زن را در سينماي ايران شكل داد.او در سال بعد با "پرنده كوچك خوشبختي" جايزه بهترين فيلم جشنواره فجر را كسب كرد و در همين سال رخشان بني اعتماد نيز وارد شد تا اعتماد به نفس سينماگران فزوني يابد.او "خارج از محدوده" را ساخت كه طنزي نسبتا موفق در عرصه سينماي اجتماعي بود.دو سال بعد نيز مرضيه برومند با همكاري محمد علي طالبي "شهر موشها" را ساخت تا مسير ورود كارگردانان برخواسته از تلويزيون هموارتر شود.تهمينه ميلاني با " بچه هاي طلاق"و فريال بهزاد با"كاكلي" در سال ۶۸ به اين گروه اضافه شدند و تا سال ۷۳ حضوراين پنج تن را در فضاي سينماي ايران مي شد ديد.در سالهاي بعد كارگردانان نسل جديد همچون یاسمین ملک نصر(درد مشترک-۷۳) به ميدان آمدند كه مهمترين آنها سميرا مخملباف بود كه سينما را از پدرش محسن و در آموزشگاه خانوادگي فرا گرفته بود .او موفق شد با ساخت فيلم "سيب"در جشنواره هاي معتبر جهاني زنان فيلمساز ايراني را به رخ بكشد و در راستاي همين موفقيت ها تخته سياه را ساخت كه جايزه ويژه هيات داوران كن را برايش به ارمغان آورد.مريم شهريار(با دختران خورشيد ـ سال ۷۸)،منيژه حكمت(زندان زنان ـ۷۹)،مرضيه مشكيني(روزيكه زن شدم ـ۷۹)،نيكي كريمي(يك شب‌ ـ۸۳)،حنامخملباف(وقتي كه بودا از شرم فرو ريخت ـ۸۴)،انسيه شاه حسيني(غروب شد بياـ۸۳)،مونا زندي حقيقي(عصر جمعه ـ۸۴) و در نهايت پريسا بخت آور به ترتيب از ديگر سينماگران زن سينماي امروز ايران به شمار مي آيند. همچنين در اين فهرست مي توان زنان ايراني ديگري را كه در خارج از مرزها دست به ساخت فيلم زدند نام برد، كارگرداناني همچون سوسن تسليمي( سازنده فيلم خانه در آتش)،شيرين نشاط (كارگردان زنان بدون مردان)و مرجان ستراپي(خالق پرسپوليس).

دو ماه دیگر بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به عنوان مهمترین اتفاق سینمایی ما برگزار می شود، پس در صورت شركت آثار مختلف در جشنواره فيلم فجر ( كه اين روزها در مراحل توليدو ساخت را مي گذرانند)  تهمينه ميلاني با "تسويه حساب"،منيژه حكمت با "سه زن" و پريسا بخت آور با "دايره زنگي"در این رقابت حضور خواهند داشت،گرچه جاي ديگر فيلمسازان زن امسال خالي خواهد بود.

+ نوشته شده در چهارشنبه 7 آذر1386ساعت 20:24 توسط بهمن عبداللهي |

 

عباس کیارستمی در کنار کن لوچ و اورمانواولمیـ پشت صحنه فیلم بلیت

 

 

 

 

 

 

کیارستمی درکنار الیاسلیمان کارگردان فلسطینی(سازنده فیلم مشیت الهی)

 

 

 

 

 

 

  

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 5 آذر1386ساعت 12:25 توسط بهمن عبداللهي |

چیزی به برگزاری مهمترین رویداد سینمایی کشور باقی نمانده است.دوماه دیگر جشنواره فیلم فجر آغاز می شود،اما آیا امسال شاهد یک جشنواره پرفروغ خواهیم بود؟ پاسخ خیلی دلگرم کننده نیست چرا که از ۱۰ فیلمساز معتبر ایرانی تنها مجیدی در جشنواره حضور خواهد داشت و از آثار عباس کیارستمی،بهرام بیضایی،داریوش مهرجویی،محسن مخملباف،ابراهیم حاتمی کیا،احمدرضادرویش،رخشان بنی اعتماد،ناصر تقوایی و مسعود کیمیایی قطعا فیلم بلندی به نمایش درنخواهد آمد. از سوی دیگر ازآثار فیلمسازان صاحبنام دیگری همچون جعفر پناهی،کیانوش عیاری،اصغر فرهادی،واروژکریم مسیحی،کیومرث پوراحمد،خسروسینایی،مجتبی راعی،مسعودجعفری جوزانی و... خبری نیست.در یک نگاه کلی به فیلمهای در دست تولیدو آماده نمایش می توان به راحتی به این واقعیت پی برد که بسیاری از فیلمسازانی که حضورشان می تواند به غنای جشنواره فیلم فجر بیفزاید اساسا کاری در دست ساخت ندارند، طرحشان به طول انجامیده و یا از دریافت پروانه ساخت برای اثر دلخواهشان بازمانده اند.برخی دیگر هم به دلیل کار در پروژه های تلویزیونی طبیعتا فرصت پرداختن به سینما را نداشته اند که از آن جمله می توان به کیانوش عیاری،مسعودجعفری جوزانی،داود میر باقری و ... اشاره کرد.پرونده مخملباف هم که بسته شده و امثال بهمن قبادی هم کاری به جشنواره ای داخلی ندارند.

اگر فرض را بر این بگیریم که همه فیلمسازان مطرحی که کاری در دست ساخت دارند یا فیلمشان آماده نمایش است، در جشنواره فجر شرکت کنند امسال با کارگردانانی همچون مجید مجیدی(آوازگنجشک ها)،بهروزافخمی(فرزندصبح)،رضامیرکریمی(به همین سادگی)،کمال تبریزی(همیشه پای یک زن در میان هست)،رسول صدرعاملی(شب و هرشب تنهایی)،تهمینه میلانی(تسویه حساب)،بهمن فرمان آرا(خاک آشنا)،ابوالفضل جلیلی(حافظ)و مانی حقیقی(کنعان) روبرو خواهیم بود.این در حالی است که دو تن از این کارگردانان یعنی تبریزی ومیلانی به شدت علاقه مندند که قبل از جشنواره فیلمشان را روی پرده بفرستند گرچه تبریزی تلاش می کند با فیلم شروع نشده "پاداش" در جشنواره شرکت کند.با این حساب شاید جشنواره امسال محلی برای کشف و معرفی استعدادهای جدید باشد.حضور کارگردانان تازه از راه رسیده یا آنها که تجربه اولشان موفق بوده و امسال با کار بعدی خود به میدان آمده اند این پیش بینی را قوت می بخشد.از این گروه پریسا بخت آور( همسر اصغر فرهادی و سازنده دایره زنگی)،محسن امیر یوسفی(با کار دومش آتشکار)،مهردادفرید( با کار دومش همخانه)،عبدالرضا کاهانی(با فیلم دوم خود آنجا)،منیژه حکمت( با کار دومش سه زن)،محمد ابراهیم معیری(کتونی سفید)و... را می توان مثال زد.با همه این حرف ها موضوع ممیزی و عدم صدور پروانه نمایش برای برخی از این آثار را نباید از نظر دور داشت ،موضوعی که ممکن است مانع حضور برخی از این فیلمها در جشنواره امسال شود.

+ نوشته شده در شنبه 3 آذر1386ساعت 12:32 توسط بهمن عبداللهي |