حكايت بي توجهي داوران جشنواره فيلم فجر به بازي درخشان محمدرضا ناجي و برگزيده شدن بازيگر "آواز گنجشكها" در جشنواره برلين به همان شتر مرغي مي ماند كه در فيلم مجيدي ديديم.مساله بلاتكليفي و نداشتن برنامه مدون وتعريف مشخص قصه يك سال ودو سال جشنواره فيلم فجر نبوده بلكه از فرط تكرار شكل شوخي به خودش گرفته است. در جشنواره امسال با آنكه بازيگراني همچون محمدرضا فروتن(كنعان) و ناجي(آواز گنجشكها و باد درعلفزارمي پيچد) مورد توجه بسياري از مخاطبان قرار گرفته بودند داوران محترم در عين ناباوري جايزه سيمرغ و ديپلم افتخار را به امين حيايي و شهاب حسيني دادند و ناجي همچنان به چشم يك نابازيگر با لهجه تكراري ديده شد. اين بازيگر كه با فيلم "بچه هاي آسمان" پابه سينماي حرفه اي گذاشته،آن زمان گرچه حضوري قابل توجه داشت اما مثل بسياري از هم رديف هاي خود نابازيگري خوانده شد كه خودش را جلوي دوربين زندگي كرده است.او در فيلم "باران" هم گرچه در نقش معمارخوش ديده شد اما داوران جشنواره را به وجد نياورد.اين بازيگر در سال 84 در نقش يك روحاني در فيلم"او" ظاهر شد اما تنها رهاورد داوران برايش ديپلم افتخار بود واز بهرام رادان(شمعي در باد) عقب نگه داشته شد. محمد رضا ناجي اين دوره در فيلم "آواز گنجشكها" روي پرده آمد و گرچه به ناچار توسط مجيدي انتخاب شده بود اما توانست در حد و اندازه يك حرفه اي تمام عيار ظاهر شود.ماجرا هم از آنجا سرچشمه مي گرفت كه مجيدي نمي خواست كاراكتر فيلمش شبيه آثار پيشينش باشد بنابراين دربه در به جشتجوي يك بازيگر شهرستاني برآمد اما پس از تست زدن 600 نفر عاقبت به خانه اول بازگشت.
"آواز گنجشكها"داستان يك كارگر مزرعه شتر مرغ است كه در حاشيه تهران زندگي مي كند، با فرار يكي از حيوانات ازكار بيكار مي شود و ناخواسته به شغل مسافر كشي با موتور سيكلت رو مي آورد. به تدريج روح پاک اودر شلوغی شهر به مناسبات غیر اخلاقی آلوده می شود و از او فرد دیگری می سازد تادر نهايت از گذر حادثه اي خانه نشين شده و در مرور گذشته اش به پالايش برسد.بخش مهمي از داستان روي دوش شخصيت اصلي است و ناجي همچنان كه در صحنه اي از فيلم دري را به دوش مي كشد بار اين سختي را تحمل مي كند، ابعاد اين شخصيت چند وجهي رابه خوبي ارائه مي دهد تا به باور تماشاگر نزديك شود.فصلهاي درخشاني را از بازي اين بازيگر قديمي تئاتر تبريز مي توان مثال زد اما بدون شك بهترين سكانس بازي وي به صحنه اي مربوط مي شود كه در پاسخ نگاه ملتمسانه دخترك اسفندي مي خواهد پول خردي ببخشد اما از دلش نمي آيد تا اسكناس 500 توماني را بدهد وبه هر دري مي زند تا آنرا خرد كند.يا صحنه هاي عاشقانه با همسرش نرگس كه در عين شوخ طبعي باحجب و حيا همراه است، همچنين درفصلي كه شمايل شتر مرغ به خود مي گيرد.او در تمثيل مجيدي اصلا خود آن شتر مرغ است كه گم مي شود و بار ديگر به آشيانه اش بازمي گردد به همين دليل بيني اش در گريم بلند تر شده و او را همسان شتر مرغ درآورده است و ناجي موفق مي شود از سايه اين گريم بازي روان خود را تداوم بدهد.
به هر حال ناجي با پشت سر گذاشتن بازيگر بزرگي مثل دانيل دي لوئيس(خون به پا خواهد شد) به حق واقعي خود كه موفقيت در جشنواره درجه الفي مثل برلين بود رسيد و خوشحالي بسياري را برانگيخت،حتي آنهايي كه در اينجا اهميتي به توانائي اش ندادند.اين بار هم جشنواره فيلم فجر نشان داد كه خيلي نمي توان انتظار يك جشنواره استاندارد را از آن داشت،اشكالي هم ندارد، اين طبيعت رويدادهاي وطني ماست.
مطالب مرتبط: آواز گنجشکها و بازگشت مجیدی مجیدی به سینمای آن سالها
مهرجویی اعلام کرده که به پرداختن پول برای تماشای سی دی قاچاق "سنتوری" محتاج نیست.اما نمی توان معنای این حرف را در تایید تماشای نسخه سرقتی فیلم زمین خورده اش دانست.گرچه می دانیم کسی علاقه ای به خرید کالای سرقتی ندارد،اما بسیاری معتقدند نمی شود دربرابر وسوسه ندیدن فیلمی که تا درخانه تان آمده ایستادگی کرد.به هر حال لذت بردن از دسترنج دیگران و نپرداختن هزینه برای دیدن فیلم های قاچاق موضوعی نیست که بتوان عادی تلقی اش کرد.شاید واریز پول بلیت "سنتوری" بهانه ای باشد برای همدلی با هنرمندانی که عاشقانه به "سنتوری" جان داده اند.
این هم شماره حساب: حساب مشترک داریوش مهرجویی و فرامرز فرازمند، ۰۱۱۶۴۰۷۷۹۵ بانک تجارت شعبه چهارراه پارک کد ۰۳۲
شايد به اين حرفها بخنديد،اما لطفادست نگهداريد و قدری تامل کرده،سعی کنید سی دی "سنتوری" را نخرید.می دانم که وسوسه دیدن آخرین متاع مهرجویی بد جوری گریبان شما را گرفته اما این کار مثل سنگ زدن به یک آدم غریب و زخمی می ماند که از شما تقاضای قدحی آب کرده،می دانم که با خودتان فکر می کنید "این بابا عجب دل خوشی دارد" بعد هم به ور بد وجودتان(منظور همان بخش است ایضا کاراکتر کتاب زویا پیرزاد) می گوئید"شاید هرگز فیلم به نمایش عمومی درنیاید و از طرفی جلوی کار آن فروشنده های خوش شانس هم گرفته شود،آنوقت است که برای همیشه از دیدن علی سنتوری محروم می مانیم خب".می دانم که این جور حرف زدن مثل نصیحت کردن ژاندارم های بازنشسته می ماند،اما به جانتان قسم مهرجویی و آن فرامرز فرازمند ننه مرده در این میان گناهی ندارند جز آنکه فیلم خاطره انگیزی از ساز زدن علی سنتوری و حکایت مستی و خماری عاشقی سینه چاک که خانه خرابی اش وصف حال شده و ...ساخته اند.
به هر حال عجله نکنید و تامل پیشه کنید چون مهرجویی بد جوری پاپی این ماجراست و تلاش می کند هر طور شده فیلم را به روی پرده بفرستد.بهتر است شما هم صبر کنید تا قائله ختم به خیر و به شکلی یک طرفه اعلام شود.دوست عزیزی هم کامنت خصوصی برایم درج کرده اند که در باب حدیث همین ماجراست و تقاضا کرده اند به طرقی راه حل بدهم که با این وسوسه مفسده انگیز و ماجرای پشت کردن به اخلاق چه کار کنند و حتی شماره حسابی از استاد مهرجویی خواسته اند که ادای دینی کنند تا دیدن سی دی "سنتوری" حلال واقع شود.آن هم چشم،امیدوارم اگر بامهرجویی ملاقاتی صورت گرفت کسب تکلیف کنم.علی ایحال به تعبیر حقیر بهتر است فیلم مربوطه را نخریده یا اگر ابتیاع فرموده اید فعلا تماشا نفرمائید تا ببینیم چه می شود ختم این ماجرا.هرچند می دانم با خواندن این مطلب در اصل ماجرا تغییری حاصل نخواهد شد و البت برخی دوستان در عین حالیکه به ریش من و بقیه مدافعان کپی رایت می خندند سنتوری را با اهل و عیال خواهند دید و الی آخر.
این هم از اسامی برندگان سیمرغ جشنواره فیلم فجر امسال،قضاوت و بررسی این جایزه ها بماند برای بعد.مراسم اختتامیه امسال در تالار بزرگ وزارت کشور برگزار شد و مجری مراسم هم محمدرضا شهیدی فر بود.بیشترین سیمرغ هم به "آواز گنجشکها"رسید،اما جایزه بهترین فیلم در ناباوری به"به همین سادگی"اهداشد.اما برگزیدگان امسال:
بهترین کارگردان:مجید مجیدی برای فیلم آواز گنجشکها
بهترین فیلمنامه:شادمهر راستین و رضا میر کریمی(به همین سادگی)
بهترین بازیگر نقش اول مرد: امین حیایی (شب)
بهترین بازیگر نقش اول زن:هنگامه قاضیانی (به همین سادگی)
بهترین فیلمبرداری:حسین جعفریان (دیوار)
بهترین موسیقی متن:حسین علیزاده (آواز گنجشکها)
بهترین تدوین: حسن حسندوست (آواز گنجشکها)
بهترین صدا: ایرج شهزادی(آتش سبز)
بهترین بازیگر نقش دوم مرد: محسن طنابنده (استشهادی برای خدا)
بهترین بازیگر نقش دوم زن: مهتاب نصیرپور (فرزند خاک)
بهترین طراحی صحنه و لباس: ژیلا مهرجویی و شعله نواب تهرانی(آتش سبز)
بهترین چهره پردازی:سعید ملکان (آواز گنجشکها)
بهترین جلوه های ویژه: حسین طلابیگی (پرچم های قلعه کاوه)
بهترین فیلم از نگاه تماشاگران: همیشه پای یک زن در میان است(ساخته کمال تبریزی)
بهترین فیلم اول:در میان ابرها(ساخته روح الله حجازی)،بهترین فیلم مستندکوتاه:بومرنگ(داریوش غریب زاده)،بهترین فیلم مستند بلند:تینار (مهدی منیری)،بهترین فیلم کوتاه:ترانه اندوهگین کوهستان(حامد خسروی)،بهترین فیلم از نگاه ملی:فرزند خاک(محمدعلی باشه آهنگر).همچنین شهاب حسینی دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای "محیا" و خسرو معصومی برای کارگردانی"باد در علفزارمی پیچد" دریافت کردند.جایزه یک عمر دستاورد هنری هم به علیرضا زرین دست مدیر فیلمبرداری سینمای ایران رسید.
این هم عکس مجید مجیدی کارگردان فیلم "آواز گنجشکها" و محمد رضا ناجی بازیگر موفق فیلم که این روزها در جشنواره فیلم برلین ۲۰۰۸ حضور دارند.نکته جالب کاندیدا بودن هر دوی آنها در جشنواره فیلم فجر است، اما خب، این کجا و آن کجا؟!
کاندیداهای سیمرغ جشنواره بیست وششم فیلم فجر معرفی شدند.فیلم "آواز گنجشکها"با نامزدی در۱۱ رشته مجیدی را رکوردار امسال کرده، البته در داوری آثار دو فیلم "خاک آشنا" از بهمن فرمان آرا و "دایره زنگی" ساخته پریسا بخت آور منظور نشدند چرا که این دو فیلم به دلیل اصلاحیه خوردن توسط سازندگان بیرون کشیده شدند.در ردیف بعدی نامزدها"فرزند خاک" از محمدعلی باشه آهنگر،"به همین سادگی" از رضا میر کریمی و "دیوار" از محمدعلی طالبی بیشترین شانس دریافت سیمرغ ها را دارند.فهرست کامل نامزدهای سیمرغ ۲۶ را به همراه آرای تماشاگران می توانید در ادامه مطلب بخوانید.
مجید مجیدی با "آواز گنجشکها" جشنواره را تکان داد.هفتمین فیلم مجیدی به بهترین فیلمهای او بسیار نزدیک است،حتی در نگاه خوشبینانه تری می توان ادعا کرد "آواز گنجشکها" بهترین فیلم مجیدی است.این اثر معدل تمامی فیلم های گذشته مجیدی است و او تلاش کرده گرچه داستان تازه ای را تعریف کند اما مضامینی همچون سفر آدمهای حاشیه نشین و روستایی به شهر،تلاش کودکان برای رسیدن به آرزوهای خود،رنگ باختن اصالت ها و رجعت به خویشتن و... این بار هم در روایت داستان او را رها نکرده است.مجیدی در "آوازگنجشکها" به گذشته درخشان فیلمسازی اش بازگشته و خود به این بازگشت اشاراتی دارد.در فصل های مختلفی از فیلم او به آثار و شخصیت های داستانهایش تاکید می کند:موتورسواران "بدوک"، موتورسواری ژاندارم "پدر"،دختربچه کتانی پوش "بچه های آسمان"،پسربچه نابینای "رنگ خدا"،کارگران ساختمانی"باران"و حتی پیرمرد نمازخوان فیلم کوتاه"دست آفرینی هدیه به دوست" در مجموعه فرش ایرانی. مجیدی حتی از نشانه های فیلم های گذشته اش همچون ماهی،جوجه پرنده بی مادر،حوض و... نیز به وفور استفاده می کند.اما اهمیت فیلم "آواز گنجشکها" به این عناصر محدود نمی شود.فیلم مجیدی داستانی انسانی را از حضور یک آدم حاشیه نشین در کلانشهر تهران روایت می کند،کریم کارگر مزرعه شتر مرغ به دلیل فرار یکی از آنها از کار اخراج می شود و در حضور موقتش در شهر ناخواسته وارد شغل مسافرکشی با موتور می شود،به تدریج روح پاک او در شلوغی شهر به مناسبات غیر اخلاقی آلوده می شود و از او فرد دیگری می سازد تا به روی دختر ناشنوایش دست بلند کند،گلها را لگد مال کرده و آشغالهایی که از شهر آورده از همسایه اش دریغ کند.کریم زیر آوار همان زباله های شهری دفن می شود تا با شکستن پا و در بازنگری گذشته اش به پالایش برسد.
مجیدی در فیلم هفتم خود در عین روایت داستانی سرراست و موجز شخصیت هایش را به خوبی معرفی می کند و حتی برای آدمهای مکمل داستان هم شناسنامه می دهد تا آنجا که از گذر نگاه به همین آدمها می توان تصویری جامعه شناسانه از امروز شناسایی کرد.او آدمهایش را خاکستری معرفی می کند تا تماشاگر با یکسویه نگری قضاوت نکند .به جرات می توان یکی از فصلهای درخشان فیلم را در جایی شناسایی کرد که کریم موتورش را جلوی یک خانه اعیانی پارک کرده و در حال نماز خواندن برتکه کارتن است در پارکینگ با ریموت باز می شود،یک پرادوی سفید با دخترکانی زیبا و زن وشوهری شیک پوش می خواهند از حیاط خارج شوند اما کریم مانع عبور آنهاست، در پلان بعدی وقتی کریم به سجده می رود پایی وارد کادر می شود و سپس دستی به همراه لیوان شربتی و جمله از صاحبخانه که می گوید"حاج آقا قبول باشه".در واقع مجیدی به نگاهی منصفانه اعتقادات مذهبی را به همه اقشار جامعه تسری می دهد و مرفهین را آدمهای عوضی و بدمن معرفی نمی کند. در جایی دیگر کریم که وسوسه دزدی امانت مردم به سرش زده پس از مایوس شدن از فروش آن به خود می آید و آنرا به صاحبش بازمی گرداند، این بار هم مجیدی کریم را آدمی با ابعاد مختلف معرفی می کند نه آدمی سفید سفید یا سیاه سیاه.او با ساخت این فیلم عملا ثابت کرد که متعلق به سینمایی از جنس "بید مجنون" نیست ،بلکه کارگردانی است که روستایی ها و حاشیه نشین ها،کودکان و مسائل اجتماعی را خوب می شناسد و خوب معرفی می کند."آواز گنجشکها" پر از استعاره ها و نمادهایی است که ما را به شناخت مفاهیم مورد نظر مجیدی نزدیک می کند،معناهایی که برگرفته از نگاه ارزشی این کارگردان نشات می گیرد.مجیدی البته مثل همیشه نگاه شریفی به فقر ومحرومیت دارد.
کمال تبریزی در جشنواره حضور ندارد،او درگیر ساخت "پاداش" است که در مکه فیلمبرداری شده و در ایتالیا ادامه پیدا می کند. از او سریال "شهریار" در حال پخش است و البته قرارداد یک سریال دیگر را هم بسته تا برای تلویزیون بسازد.تبریزی با یازدهمین فیلم خود "همیشه پای یک زن در میان است" در بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر شرکت دارد.فیلم آخر تبریزی با جنجال های زیاد بالاخره به سینمای اهالی مطبوعات (سینما صحرا)رسید اما نتوانست انتظارات تماشاگران برای دیدن یک فیلم برآورده کند.این فیلم هم مشکل اغلب فیلم های امسال را دارد که برای خالی نبودن عریضه شاید هم برای جذب تماشاگر به سینماها ساخته شده اند.
مشکل اصلی "همیشه پای یک زن در میان است" شتابزدگی آن است.فیلم فضایی طنز دارد که به نظر می رسد تبریزی هم ساخت آن را شوخی گرفته و در خلال کارهایش انجام داده باشد.قصه فیلم به شکل بسط داده شده داستانی از سید مهدی شجاعی،درباره زن و شوهری است که طلاق می گیرند اما این اتفاق زندگی آنها را عوض می کند و چهره واقعی آدمهای اجتماع را به آنها می شناساند.مرد که صاحب یک انتشاراتی است مورد آزار نویسنده گمنامی قرار دارد و تلاش می کند او را پیدا کند غافل از آنکه...داستانی که می توانست سرراست تر بیان شود و پیچیدگی بی مورد آنرا غامض کرده است.مشکل دیگر فیلم به معلق بودن فیلم در فضای بین کمدی و ملودرام معلق است و تکلیف تماشاگر مشخص نیست که با چه پیش فرض های باید داستان را دنبال کند.البته شوخی های تصویری و برخی شوخی های موقعیت در فیلم خوب ازآب درآمده اند مثل شوخی با دیش های ماهواره که در کلانتری می بینیم،شوخی با مزاحمان خیابانی یا تیر و کمان.اما بیشتر شوخی های فیلم مثل طنزهای تلویزیونی متکی بر دیالوگ است و برای قشری از تماشاگران معنا دارد که مثلا کتاب عالیجناب سرخپوش را می شناسند یا اطلاعی از داوری جشنواره فیلم فجر دارند و مواردی از این دست.فیلم تبریزی تلاش می کند با آشنایی زدایی از چهرها و بازیگرانی مثل مهران مدیری،گلشیفته فراهانی ،حبیب رضایی و رضا کیانیان فضایی تازه خلق کند که هم تماشاگر را بر صندلی بنشاند و داستانش را با پیچیدگی بیشتری جلو ببرد اما آنچه باقی می ماند فیلمی است که گرچه موفق شده غافلگیری ایجاد کند اما تماشاگر را با اماها و سوالات بسیاری به انتها می رساند و این نکته ای است که در تیتراژ متفاوت و شیرین آن گم می شود.
"کنعان" بالاخره نمایش داده شد،سومین کار مانی حقیقی که فیلم اولش "آبادان"توقیف است و فیلم دومش"کارگران مشغول کارند" در حسرت پرده.حقیقی در فیلم جدیدش داستان رابطه مخدوش یک زن و شوهر را که درگیر و دار دادگاه و طلاق هستند روایت می کند.او که ظاهرا از گزند ممیزی آسیب دیده،این بار با مضامینی همچون مرفه بدبخت، سیاسی سرخورده، ترک تحصیل کرده باربر، استمداد معنوی و... سعی در ارایه یک فیلم پاکیزه دارد،این مساله به خودی خود ایرادی ندارد اما اصل ماجرا ساخت یک فیلم تاثیر گذار است که بتواند تماشاگر را به مفاهیم مورد نظر سازنده عمیق کند.او در فیلم خود به رابطه های گسسته از معنویت تاکید می کند که به واسطه نگاه جدی تر به مقوله تولد، زندگی و مرگ متحول می شوند.اما مساله اصلی همین است که باور پذیری یک رابطه آسیب دیده میان زن و شوهر فیلم و تحول زن برای تماشاگر سخت است،چرا كه اساسا انگيزه هاي شخصيت ها قوي نيست ودرام قصه نيز به شكلي پرداخت نمي شود كه ما بتوانيم با شخصيت ها زندگي كنيم و آنها را باور كنيم.
مینا که یک قدم تا گرفتن طلاقش فاصله دارد می فهمد باردار شده و برای صدور ویزای تحصیلی به مشکل خواهد خورد، در همین شرایط آذر خواهر بزرگترش عزادار از مرگ همسر و فرزندش به ایران بازمی گردد.مصطفي همسر مینا امضای حکم طلاق را منوط به آخرین دیدار مینا از مادر پیرش می کند اما مادر می میرد و... فيلم "كنعان" داستان ساده اي دارد و هر چند ما را به ياد" اتوبوسي به نام هوس" و حتي "هامون" مي اندازد اما قرار است فيلم جزئيات باشد و رابطه اين چند شخصيت، يعني مينا(ترانه عليدوستي)،مصطفي(محمد رضا فروتن)،آذر(افسانه بايگان)و علي(بهرام رادان) با دقت تعريف شود حال آنكه بعضي از شخصيت ها كاملند و برخي ديگر ناقص.ضمن آنكه چفت و بند اين ۴ نفر آنقدر محكم نيست كه اگر يكي را حذف كنيم قصه لنگ بزند، مثل شخصيت آذر كه كاركرد قوي ندارد و حتي علي كه مي تواند حذف شود و قصه فيلم ماجراي رابطه مينا و مصطفي باشد."كنعان" ويژگي هايي هم دارد از جمله لحظات زيبا، همچنين بازي هاي بياد ماندني مثل بازي فروتن كه حقيقتا از بهترين كارهاي او در اين سالهاست.ترانه هم گرچه انتخاب خوبي براي يك زن ۳۵ ساله نيست اما بازي خوبي دارد گرچه نقطه ضعف كارش گريم بد اوست.فيلم،موسيقي خوبي دارد و فيلمبرداري حسن كريمي هم دلچسب است."كنعان"در كنار آثاري كه اين روزها روي پرده مي آيد فيلم بهتري است و ارزش ديدن دارد و به نظر مي رسد اگر در تدوين مجدد ريتم آن قدري تندتر شود و حواشي قصه حذف شود مي تواند عموم تماشاگران را راضي كند.
ـ فیلم "خاک آشنا" احتمالا در جشنواره نمایش داده نمی شود چون شنیده می شود بهمن فرمان آرا به اصلاحیه های فیلمش اعتراض دارد.
_ فیلم "استشهادی برای خدا" ساخته علیرضا امینی هم در موعد مقرر (سه شنبه)به جشنواره نرسید.
_فیلم "کنعان" از مانی حقیقی حتی یک اصلاحیه هم نگرفته،جالب است که فیلم"آبادان"حقیقی توقیف است و "کارگران مشغول کارند" هم به نمایش عمومی درنیامده است.
_ سینما آزادی سينماي خاطره انگيز اهل فيلم،در حالی کار خود را آغاز کرد که در مراسم افتتاحیه هيچ نامي ازآن به ميان نيامد،حتي در كليپ بازسازي سينماهاي كشور.
_ كيانوش عياري به دليل تهيه كنندگي فيلم "ستايش" از داوري فيلم هاي اول كنار رفت و يدالله صمدي جايش را گرفت.
_ به دليل خراب شدن دستگاه تبديل ويدئو به 35 فيلم "شب" ساخته رسول صدر عاملي به تركيه ارسال شده تاكپي شود،اما هيات برگزاري اصرار داشته نسخه DVD را براي داوران نمايش بدهد.
_ چند كارگردان فيلمهاي جشنواره فعلا غايبند؛كمال تبريزي براي فيلم جديدش "پاداش" در ايتالياست.سيد رضا ميركريمي در سفر كربلا و مجيدي هم لابد در برلين.
ـ گلشیفته فراهانی بازیگر "همیشه پای یک زن در میان است"و "دیوار" به همراه حسین یاری بازیگر"کتونی سفید" در سفر لندن هستند و فعلا در جشنواره حضور ندارند.
_ مازيار ميري كه فارغ التحصيل تدوين است فقط يك فيلم از سه فيلم خودش را آنهم با سپيده عبدالوهاب تدوين كرده ،اما او امسال به دليل تدوين فيلم "آن مرد آمد" در جشنواره حضور دارد.
_ در 5 روز اول جشنواره 5 فيلم عليرغم اعلام برنامه هنوز به نمايش درنيامده اند.كنعان،آواز گنجشكها،شب،فرزند خاك و استشهادي براي خدا!
_صداي بد فيلمها در سينما صحرا صداي غسان شميط كارگردان سوري فيلم"كارت شناسايي" را هم درآورد.
_اعتراض عكاسان،اعتراض سينماگران، اعتراض دبير جشنواره به نويسندگان نامه اعتراض و اين بار نامه اعتراض كيومرث پور احمد به دبير!
_از آنجايي كه كارخانه هاي ايران خودرو و سايپا جايزه 15 دستگاه خودرو برندگان پارسال را هنوز نداده اند معاونت سينمايي خودش آستين بالا زد و قول اهدا داد.جوايز امسال احتمالا نقدي است كه بانك پاسارگاد خواهد داد.
_ شنیده می شود اصلاحيه فيلم "دايره زنگي" از 70 دقيقه به 40 دقيقه كاهش داده شد و قرار است فردا براي اهالي رسانه و خبرنگاران نمايش داده شود.
سومین قسمت سه گانه خسرو معصومی هم به نمایش درآمد.او فیلمسازی است که پیشتر با آثاری همچون دوران کودکی و دوران سربی آغاز کرد و با کلنجار رفتن در سینما عاقبت راه به "پرپرواز" کشید.رسم عاشق کشی اما او را از مهلکه فیلمفارسی بدر برد و استقبال مخاطبان وادارش کرد تا این موفقیت را تکرارکند اما نتیجه "جایی در دوردست"بود که چنگی به دل نمی زد.او مصمم بود تا به تبعیت از بسیاری فیلمسازان بزرگ سه گانه اش را تکمیل کند و نتیجه شد"باد در علفزار می پیچد".اما واقعیت این است که بادی در کار نبود تا بپیچد حتی علفزاری هم نبود.معصومی در این فیلم هم مثل دو کار قبلی با بهره گیری از سه عنصر "برف،جنگل،عشق" داستان عشق دختران وپسرانی را روایت می کند که در مناسبات مافیای قاچاق چوب و فقر خانواده ها قربانی معصومیت و تنهاییشان می شوند.او شاید به دلیل گزندگی سرما زمان زمستان را در کارهایش انتخاب کرده اما آنچه برمی آید تصاویر کارت پستالی از زادگاه سازنده است.زیبایی هایی که کارگردان را مسحور خود کرده اند تا به درام کم توجه بماند و از شخصیت ها تیپ های اجتماعی ارائه کند.
فیلم "باد در علفزار می پیچد" داستانش را از اوج آغاز می کند.پدر شوکا دختر جوان و زیبا مجروح از درختی که روی پایش افتاده ناچار از قبول کمک نصیر قاچاقچی چوب می شود.نصیر با سوء استفاده از این فرصت شوکا را برای پسر عقب مانده اش شیرینی می خورد و خیاطی از شهر می آید تا لباس عروسی برایشان بدوزداما جلیل شاگرد خیاط عاشق شوکا می شود.از این به بعد قرار است داستان ادامه پیدا کند اما در حد کشمکش جلیل و نصیر باقی می ماند در واقع معصومی موفق نمی شود زاویه جدیدی از این مصائب عاشقی ارائه کند و فیلمش در ارائه رویکرد تازه ای از این رابطه معصومانه در می ماند.با این حساب همچنان "رسم عاشقی" یک سروگردن بالاتر از دو بخش دیگر این سه گانه باقی می ماند گرچه به شدت تلخ تر است.می ماند بازی ها که گرچه بازی حسین عابدینی همچنان همان است که در "باران" و "رسم عاشق کشی"بود،اما محمد رضا ناجی(در نقش رفیع خیاط)موفق تر عمل می کندو الناز شاکر دوست هم درخششی ندارد گرچه متفاوت تر از کارهای پیشینش عمل می کند.
مسعود جعفري جوزاني فيلمساز خوبي است،آدم خوبي هم هست حتي پدري خوبي است و اين را وقتي فهميدم كه صميمانه با دخترش سحر حرف مي زد.جوزاني 9 سالي است كه فيلم نمي سازد.جاده هاي سرد،شيرسنگي و بلوغ فيلمهايي هستند كه هر از چند گاهي اين طرف و آنطرف مي بينيم و ياد كارگردانش مي افتيم.شايد اگر جوزاني شش سال در گير ساخت سريال "درچشم باد" نبود سينماي ايران به آثار جديدش مباهات مي كرد اما تلويزيون پيش دستي كرده ويكي از بزرگترين پروژه هاي تاريخي اش را به وي سپرده كه قرار است در 52 قسمت آماده پخش شود.
قرار مصاحبه ام شهرك سينمايي دفاع مقدس در جاده قم بود اما برف براي من خوش شانسي آورد و كار فيلمبرداري سريال در آنروز تعطيل شد، بنابراين به دفترشدر خيابان جم رفتم و مصاحبه كردم.آرش نصيري(شهروند امروز) بعد از من وقت مصاحبه داشت.رضا معطريان هم پشت در بود تا براي كارگزاران عكس بگيرد.عكاس ايران كه رفت،عكاس بولتن جشنواره هم آمده بود.جوزاني با مهرباني همه را پذيرفت و از درخت نارنج دفترش ميوه اي به من هديه داد.اين هم ازعكس يادگاري من و جوزاني دو روز پيش از بزرگداشت در جشنواره كه معطريان عزيز به يادگار ثبت كرد.
درباره عزت الله انتظامى چه مى توان گفت، جز آن كه او استاد سينماى ايران است، چه در بازيگرى و چه در انسانيت.
«آقاى بازيگر» سينماى ايران تا سال گذشته در ۵۰ فيلم به ايفاى نقش پرداخته بود، آثارى كه بسيارى از آنها در جشنواره هاى داخلى و خارجى مورد توجه قرار گرفته و برخى از آنها جوايزى را براى اين بازيگر پيشكسوت سينماى ايران به ارمغان آورده است.استادانتظامى در جشنواره بيست و ششم با دو فيلم «آتش سبز» ساخته محمدرضا اصلانى و «شب» به كارگردانى رسول صدرعاملى حضور دارد كه هر دو اثر در بخش مسابقه سينماى ايران به نمايش در مى آيند.درباره ويژگى هاى اين دو فيلم، نقش هايش و موضوع جشنواره با وی گفت و گو کرده ام که در ویژه نامه جشنواره امروز روزنامه "ایران" به چاپ رسیده است.(لطفا روي ادامه كليك كنيد)
كساني كه از جشنواره دور افتاده اند يا حسرت ديدن فيلم هاي جديد به دلشان مانده،خيالشان راحت.از قافله جا نمانده اند.دو روز از جشنواره گذشته و سه فيلم از سينماي ايران به نمايش درآمده اند.روز اول"آتش سبز" و"به همين سادگي" و روز دوم "هامون و دريا".همين.فيلمهايي كه چنگي به دل نمي زنند و انتظارات علاقه مندان را برآورده نمي كنند.
"آتش سبز" كه پس از سي سال دوري محمد رضا اصلاني از سينماي بلند داستاني به كارنامه وي اضافه شده بيشترين شهرتش را به واسطه جنجالهاي خبري بر اثر حادثه ديدن پگاه آهنگراني سر صحنه آن بدست آورد.اين فيلم داستاني برگرفته از متون كهن وتاريخي دارد كه در گذر از زمان امروز و تاريخ معاصر به تاريخ دور نقبي مي زند و در سايه روايت يك زن جوان از زندگي اش بازگو مي شود.ناردانه دختري كه در قلعه اي مخوف گرفتار آمده با رازي آشنا مي شود كه به او مي گويد همسر مرده اي خواهد شد و او ناچار از اين سرنوشت محتوم هفت حديث را در هفت شبانه روز روزه داري مي خواند و هر بار نيزه اي از سينه شوي مرده اش بيرون مي كشد تا او زنده شود غافل از انكه كه كنيزكش در حكايت ششم حديث ادامه داده،مرد را زنده مي كند وخود خاتون مي شود و الي آخر.تا آنكه در دادگاه امروز ناردانه بايد پاسخگوي ازدواج بي اجازه با شوهرش بهرام اشكان باشد كه مرده اي در زمان دور بوده... اين داستان قطعا هنگام خواندن و شنيدن بسيار زيباست.اما مشكل از زماني آغاز مي شود كه ما به عنوان تماشاگر يك اثر سينمايي چشم به پرده مي دوزيم تا روايت اصلاني را از اين ماجرا ببينيم.واقعيت اين است كه اصلاني در سينمايي كردن اين داستان به شدت دچار ضعف است و نه تنها در روايت اين داستان زيبا به لكنت مي افتد بلكه گاه آنقدر دچار حرافي و پراكنده گويي مي شود كه يادش مي رود كه هميشه گفته ايراني ها بهترين راويان قصه هاي كهن هستند.در بخش ساختاري هم "آتش سبز" با ريتمي كند و تدوين نامناسب، نبود يكدستي در بازي ها و عدم خلاقيت درپرداختن به جزئيات،انتظارات را برآورده نمي كند .شايد بزرگترين مشكل فيلم اصلاني وام گرفتن او از اطلاعات ومنابع تاريخي باشد كه در فيلم به عنوان پيش فرض ارائه نمي شوند.در واقع براي ديدن اين اثر استاد بايد تاريخ بلعمي،بيهقي،جهانگشاي جبيني و...را به دقت مطالعه كنيد،شايد بتوانيد داستان فيلم را درك كنيد.اصلاني در حوزه تدريس و حتي مستند سازي آدم موفقي است و سطح دانشش را در يك جلسه ملاقات خواهيم فهميد اما واقعيت اين است كه تجربه نشان داده استادان دانشگاه اساسا فيلمسازان خيلي خوبي نيستند.كافي است به كارنامه سينمايي اساتيدي همچون بزرگمهر رفيعا،فرخ انصاري بصير،آرش معيريان،حميد سمندريان و...نظري بيندازيد.از حق نگذريم طراحي صحنه و به ويژه طراحي لباس آن بسيار خوب كارشده و فيلمبرداري مرتضي پورصمدي هم ارزشمند است.موسيقي محمد رضا درويش (به جز دو آواز فيلم) نيز حرفي براي گفتن نمي گذارد.
اما فيلم "به همين سادگي" كه با هزينه هنگفت حوزه هنري ساخته شده و درآن به وفور مي توان اسپانسر و آگهي(از ماكاروني گرفته تا بانك اقتصاد نوينو سازمان فرهنگي هنري شهرداري و جارو برقي و ...) را رويت كرد.فيلم پنجم رضا مير كريمي است كه نسبت به "خيلي دور خيلي نزديك" چند پله پائين تر قرار مي گيرد.اين فيلم داستان زندگي زني شهرستاني است كه به همراه دختر و پسرش و همسر مهندسش در يك مجتمع آپارتماني در منطقه اي متوسط زندگي مي كنند.داستان در يك صبح تاشب مي گذرد و زن كه شهرستاني است چمدان بسته،مي خواهد خانواده اش را ترك كند.او در ترديد رفتن و ماندن تلاش مي كند تا فاصله اش را با اعضاي خانواده كمتر كند.او در لحظه اي از شب كه برادرش دنبالش آمده تصميم مي گيرد بماند.فيلم "به همين سادگي" داستاني ساده دارد و به اصطلاح فيلم جزئيات است.ميركريمي در تجربه جديدش تلاش مي كند مناسبات زندگي شهري و طبقه متوسط جامعه امروزرا به چالش بكشاند.او مثل بقيه آثارش در شهري شلوغ به دنبال معصوميت هاي گمشده مي گردد كه اينجا در لابلاي اتوبان،تلفن،مرد عنكبوتي و... گم شده اند.يكي از ويژگي هاي فيلم نزديك شدن به روابط خانواده هاي امروز با بچه هاست، همچنين ميركرمي موفق مي شود هرج ومرج زندگي در شهرهاي شلوغ را در قالب زندگي هاي آپارتماني به عنوان نمونه كوچكي از كل به تصوير بكشاند.موردي كه پيشتر در "كاغذ بي خط" و "چهارشنبه سوري" به شكل بهتري ديده ايم.اما داستاني كه ميركريمي بازگو مي كند در ظرف زماني يك فيلم به حوضي با يك سانت عمق مي ماند كه هرگز نمي توان درآن عميق شد.داستاني كه مي توان با ايجاز در تدوين و حذف لحظات بي مورد فيلم در حداكثر نيم ساعت بيان كرد.از ويژگي هاي فيلم مي توان به بازي راحت هنگامه قاضياني اشاره كرد.
بعد از خبرهای عجیب درباره حضور بازیگران و ستاره های هالیوود و بالیوود در فیلمهای ایرانی خبرهمكاري انيو موريكونه آهنگساز ۵۰۰ فيلم وسريال اروپايي و آمريكايي هم منتشر شد.اجرايي شدن اين همكاري را هنوز كسي نمي داند اما نقدا اين خبر برای خواندن جالب خواهد بود.شاید قضاوت قدری زود باشد اما به نظر می رسد سنگ بزرگ نشانه نزدن است!!
قابل توجه علاقه مندان سینما و پیگیران سینمای ایران،اطلاعات و مشخصات کلیه فیلمهای ایرانی شرکت کننده در بخش های مختلف را یکجا می توانید ببینید.این فهرست برای کسانی که عاشق فیلم دیدن در جشنواره هستند حتی آنها که آثار جدید سینمای ایران را رصد می کنند می تواند بسیار جالب و مفید باشد.لطفا روی واژه ادامه مطلب کلیک کنید.
مطالب مرتبط:
فيلمهاي بخش مسابقه جشنواره فجر معرفي شدند،9 فيلم شاخص خارج از اين بخش!
آثار ايراني دربخش هاي بين الملل جشنواره فجر و پوستر دندان شكن!
داوری درباره هیات داوران جشنواره فیلم فجر !!
پركارترين هاي جشنواره فيلم فجر در همه رشته ها...
از فردا می توانید بدل "فرح دیبا" بیوه شاه مخلوع را درشبکه اول سیما ببینید. تلویزیون به سیاق هر سال در روزهای دهه فجر اقدام به پخش سریال هایی به همین مناسبت می کند، یکی از همین برنامه ها سریال "پدرخوانده" است که ساخته محمد رضا ورزی است. در این سریال روزهای پیروزی انقلاب اسلامی به روایت سر شاپور ريپورتر است که نقش را احمد نجفی ایفا می کند، نجفی البته نقش رضا شاه را نیز بازی می کند.يكي از ويژگي هاي اين سريال توجه به مناسبات داخل دربار است كه گرچه در سريالهاي مشابه سالهاي گذشته ديده شده اما كاراكتر فرح ديبا براي نخستين بار در يك سريال نمايشي تلويزيون به تصوير كشيده مي شود.پيش از اين مرحوم علي حاتمي مصمم بود كاري را با عنوان "ملكه هاي برفي" با موضوع همسران شاه كارگرداني كند كه البته ميسر نشد.
ساير بازيگران اين سريال عبارتند از: يلدا قشقايي (ثريا اسفندياري، همسر دوّم شاه)، شراره درشتي (فرح ديبا، همسر سوّم شاه)، امير مهدي کيا (محمدرضا شاه پهلوي)، محمد حاج حسيني (آيتالله کاشاني)، اصغر معيني صالح (دکتر محمد مصدق)، ناصر خاوري (ارتشبد حسين فردوست)، محمد ابهري (اميرعباس هويدا)، سعيد اميرسليماني (امير اسدالله علم)، حبيب ثامنيه (ارتشبد غلامرضا ازهاري و سرلشکر حسن پاکروان)، محمدرضا صميمي (جعفر شريفامامي)، سعيد مقدم منش (ارتشبد قرهباغي)، امير حسنپور (کامبيز آتاباي)،عبدالرضا زهره کرماني (آرمان مظاهري) و...
اين هم از پركارترين هاي بيست وششمين جشنواره فيلم فجر در همه رشته ها.
پركارترين بازيگر زن: مريم بوباني (خاك آشنا،همخانه،محيا)
پركارترين بازيگر مرد:حامد بهداد (هرشب تنهايي،دايره زنگي، حس پنهان)
پركارترين كارگردان: رسول صدر عاملي ( شب ، هر شب تنهايي)
پركارترين فيلمنامه نويس:شادمهرراستين،اصغرفرهادي،كامبوزياپرتوي،محمدرضا گوهري(هريك۲ فيلم)
پركارترين فيلمبردار:بايرام فضلي (تنها دوبار زندگي مي كنيم،همخانه ،انتهاي زمين)
پركارترين تدوين گر:بهرام دهقاني(ستايش،شب،هامون و دريا، هر شب تنهايي)
پركارترين صدابردار:اصغر شاهوردي(استشهادي براي خدا،انعكاس،حقيقت گمشده ،چراغي در مه)
پركارترين طراح گريم:محمد رضا قومي(تولدي ديگر،جعبه موسيقي،شب،نشاني،هرشب تنهايي)
پركارترين طراح صحنه و لباس:فرهاد ويلكيجي(حس پنهان،خاك آشنا،قرنطينه)
پركارترين آهنگساز متن:محمد رضا عليقلي(به همين سادگي،حس پنهان،شب،هر شب تنهايي)
پركارترين تهيه كننده دولتي:حوزه هنري(فرزندخاك،پرچم هاي قلعه كاوه،به همين سادگي،سهم گمشده)
پركارترين تهيه كننده خصوصي:سبحان فيلم،جوزان فيلم،محمدخزائي،محسن آقا اكبري هريك۲ فيلم
بازيگران ۲ فيلمي:عزت الله انتظامي،جمشيد هاشم پور،محمدرضاناجي،احمدمهرانفر،حميد گودرزي،مهتاب كرامتي،النازشاكردوست،مهران رجبي،شهاب حسيني،شاهرخ فروتنيان،نگارجواهريان،محمدرضافروتن،رضاكيانيان،آزيتاحاجيان،امين حيايي،مهران مديري،پريوش نظريه،مجيدمشيري،رضاعطاران،باران كوثري و...
لازم به يادآوري است كه اين آمار برگرفته از ۲۳ فيلم بخش مسابقه و فيلمهاي بخش ميهمان و فيلم هاي اول است.فيلم صد سال به اين سالها،ساياب به دلیل بیرون کشیدن از جشنواره و فیلمهای دیوار و دوست داشتن را هجی کن به دلیل دیر رسیدن به جشنواره در اين بررسي منظور نشده اند.شرح کامل
امروز صبح اسامی هیات داوران بخش های مختلف جشنواره فیلم فجر معرفی شدند.نکته ویژه ای که در نگاه اول به چشم می آید اسامی داوران چند بخش خارجی است که در میانشان از نامهای مشهور و بزرگ هیچ خبری نیست.به هر حال یکی از عناصر مهم یک جشنواره پراهمیت بین المللی نام داوران بزرگ و سینماگران مشهور جهان است.به هر تقدیر این اسامی داوران بخش داخلی و خارجی است خودتان قضاوت کنید.
در بخش مسابقه سینمای ایران:مسعود جعفري جوزاني ، احمدرضا معتمدي ، کيومرث پوراحمد ، امين تارخ ، اکبر نبوي، منوچهر محمدي و احمد مراد پور.
بخش مسابقه فیلمهای اول:مسعود فراستي ، ميراحمد ميراحسان ، مهدي هاشمي ، محمدرضا شرفالدين و کيانوش عياري.
بخش مستند:احمد ضابطي جهرمي ، محمد تهامي نژاد ، وحيد موسائيان و محمد شهبا.
بخش مسابقه بین الملل: بودادب داسگوپتا فيلمساز هندي، لئون ويتالي تهيهکننده انگليسي، ولادمير منشوف فيلمساز آذربايجاني، جيان پائلو کوگنو فيلمساز از ايتاليا ، نيکول گيومه دبير جشنواره از فرانسه و اکبر عالمي مدرس سينما و محمد بزرگنيا کارگردان سينما از ايران.
بخش مسابقه آسیا:عباس ارناوط دبير جشنواره فيلم الجزيره، پيتر هري رييس دانشکده سينمايي دانشگاه کنکورديا در کانادا ، تيکوي آمابله آگوييلوز فيلمساز و دبير جشنواره سينما نيلا از فيليپين و رييس چليک فيلمساز ترک.
بخش معناگرا:احسان نورالله قابيل منتقد فيلم از ترکيه، ماريوگرتر پدر روحاني! از جشنواره فيلم "اديان امروز ايتاليا ، مايکلپتروني فيلمساز استراليايي، پيتر مالونه رييس بخش سينمايي سيگنيس از انگليس و نادر طالبزاده فيلمساز ايراني.
فيلمهاي بخش بين الملل جشنواره فيلم فجر هم معرفي شدند،در اين بخش مثل سالهاي گذشته چند فيلم از سينماي ايران حضور دارند كه اين فيلم ها از بين آثار انتخاب شده در بخش مسابقه داخلي گزينش شده اند.فارغ از اينكه آثار جهاني در جشنواره درجهB ما با چه رويكردي انتخاب مي شوند يا با چه ملاك هايي داوري مي شوند بايد گفت بخش بين الملل اساسا اتفاق اول جشنواره نيست و بخش مسابقه سينماي ايران همواره روي ساير بخشها همچون اين بخش سايه مي اندازد و اين در حالي است كه برگزار كنندگان اين دوره تلاش مي كنند با طرح هايي همچون نمايش فيلمهاي خارجي در روزهاي اول بخش بين الملل را در نظر مخاطبان جشنواره پررنگ تر كنند.
به هر حال امسال سه فيلم"آتش سبز" ازمحمدرضا اصلاني ، "آواز گنجشکها" از مجيد مجيدي و"کنعان" از ماني حقيقي به همراه فيلمهاي خارجي "دوازده" ساخته نيکيتا ميخالکوف(محصول روسيه)، "الکساندرا" از الکساندر سوخوروف(روسيه)،"نيمه بالغ"ساخته يوسف عليخان(انگليس)، "آريا" از تاکوشي سوباکاوا(ژاپن)،"فرزندان افتخار" ساخته کريشتينا گودا (مجارستان)،"چشم انداز کنگو" از فيليپه فالاردو (مشترک کانادا، بلژيک وفرانسه)،"تخم مرغ" ساخته سمي کاپلانوغلو (ترکيه و يونان)، "منطقه کروسز" از رافائل روسال (گواتمالا ، نروژ و هلند)،"فاصله تا خوشبختي" ساخته مايکل جيمز رولند (استراليا)، "مايکل کلايتون" از توني گيلروي(آمريکا)،"ميروش"ساخته ماريوس هولست(نروژ)، "قابل انتشار" ساخته برايان دي پالما (آمريکا و کانادا)،"سرزمين شبروان"از ترساپراتا (موزامبيک و پرتغال)،"بازگشت پرستوها" ساخته اصلان گالازوف(روسيه)،"بسيار خوب متشکرم"از امانوئل کائو( فرانسه)و"ويولون" ساخته فرانسيسکو وارگاس(مکزيک)رقابت ميکنند.
از سوي ديگر 12 فيلم بلند ايراني نيز در بخش ميهمان جشنواره به نمايش در ميآيند. در اين بخش كه به صورت غير رقابتي برگزار مي شود تعدادي از فيلم هايي كه امكان نمايش آنها به هر دليلي در بخش مسابقه نبوده به روي پرده مي روند. فيلمهاي تنها دو بار زندگي ميکنيم (بهنام بهزادي) چراغي در مه (پناه بر خدا رضايي)،ساياب (محمد علي سجادي)،شب حوراء (شهاب ملت خواه)،صد سال به اين سالها (سامان مقدم)،نشاني (فريدون حسن پور) ،همخانه (مهرداد فريد) ،انتهاي زمين(ابوالفضل صفاري) ،سبز کوچک (غلامرضا رمضاني)،حقيقت گمشده (محمد احمدي)، هر شب تنهايي (رسول صدرعاملي) و قرنطينه( منوچهر هادي) در بخش ميهمان جاي گرفته اند.
همچنين در بخش فيلمهاي اول(نخستين تجربه بلند كارگردانان)اين فيلم ها حضور دارند: انتهاي زمين (ابوالفضل صفاري)،تنها دو بار زندگي ميکنيم (بهنام بهزادي)،چراغي در مه (پناه بر خدا رضايي)،حس پنهان(مصطفي رزاقکريمي)،دايره زنگي(پريسا بخت آور)،در ميان ابرها(سيدروح اله حجازي)،ستايش (محمدرضا رحماني)،سفر به سرزمين دور(ساسان پسيان)،سهم گمشده(حسن نجفي)،شب حورا(شهاب ملت خواه)،قرنطينه(منوچهرهادي) و کتوني سفيد (محمد ابراهيم معيري). در اين بخش يك فيلم به عنوان بهترين اثر جايزه سيمرغ خواهد گرفت.نكته جالب در اين بخش اينكه محمد ابراهيم معيري پيش از "پروانهها بدرقه ميكنند" را ساخته است و فيلم دومش "كتوني سفيد" است!
در بخش معناگرا نيز 12 فيلم ايراني و خارجي نمايش داده مي شوندكه"شب" از رسول صدر عاملي،"فرزندخاك"ساخته محمد علي باشه آهنگر و "درميان ابرها"از سيد روح الله حجازي از ايران براي اين بخش رقابتي انتخاب شده اند.در بخش رقابتي سينماي آسيا هم فيلمهاي "به همين سادگي" از رضا مير كريمي،"استشهادي براي خدا" ساخته عليرضا اميني و "هامون و دريا" از ابراهيم فروزش انتخاب شده اند. از نكات به شدت جالب جشنواره امسال مي توان به پوستر اصلي اشاره كرد كه كار دو خانم استاد دانشگاه است و اساسا نيازي به توضيح ندارد!!
بالاخره مسوولان جشنواره فيلم فجر اسامي 23 فيلم بلند ايراني بخش مسابقه سينماي ايران (سوداي سيمرغ)و 5 فيلم رزرو اين بخش را اعلام كردند.
فيلمهاي آتش سبز(محمدرضا اصلاني)،آن مرد آمد(حميد بهمني)،آواز گنجشكها(مجيد مجيدي) احضارشدگان( آرش معيري)،استشهادي براي خدا( عليرضا اميني)،انعكاس(رضا كريمي) ،باد در علفزار ميپيچيد(خسرو معصومي)،به همين سادگي(سيدرضا ميركريمي) ،پرچمهاي قلعه كاوه(محمد نوريزاده) ،تولدي ديگر( عباس رافعي)،جعبه موسيقي(فرزاد موتمن)،حس پنهان(مصطفي رزاق كريمي) ،خاك آشنا(بهمن فرمانآرا) ،خواب زمستاني(سيامك شايقي) ،در ميان ابرها (سيدروحاله حجازي)، ستايش (محمدرضا رحماني)، سهم گمشده (حسن نجفي) ، شب(رسول صدرعاملي) ، فرزند خاك ( تلخ عين عسل) از محمدباشه آهنگر، كنعان (ماني حقيقي)، محيا (اكبر خواجويي) هامون و دريا (ابراهيم فروزش) ، هميشه پاي يك زن در ميان است (كمال تبريزي) در بخش سوداي سيمرغ رقابت ميكنند.
بد نيست بدانيد فيلمهاي انتهاي زمين (ابوالفضل صفاري) ، سبز كوچك ( غلامرضا رمضاني)،حقيقت گمشده (محمد احمدي)، هر شب تنهايي ( رسول صدرعاملي)و قرنطينه (منوچهر هادي) به عنوان فيلمهاي رزرو بخش مسابقه سينماي ايران انتخاب شدهاند. محمد بزرگ نيا، محمدرضاتخت كشيان، پوران درخشنده، مجيد رضابالا، جمال شورجه، محمد ابراهيم صلواتي فر، داريوش فرهنگ، مجتبي مشيري و محمدحسين نيرومند اعضاي هيات انتخاب بخش سينماي ايران جشنواره بودند كه كار گزينش آثار را از اوايل دي ماه آغاز كردند.
فيلمهاي "صد سال به اين سالها" از سامان مقدم، "تيغزن"از عليرضا داودنژاد، دايره زنگي ساخته پريسا بختآور،"آتشكار"از محسن امير يوسفي از جمله فيلمهايي است كه احتمال ميرفت در جشنوارهي فجر حضور داشته باشند گرچه ممكن است اين فيلمها به همراه تعدادي فيلم اول در بخش ميهمان(بخش غير رقابتي) حضور داشته باشند.همچنين از "تسويه حساب"ساخته تهمينه ميلاني و "ديوار" از محمدعلي طالبي خبري نيست.
خاطرات ويدئو(۲): اولين ويدئو شخصي در خانه يكي از فراري هاي رژيم گذشته ديده شده بود،سال ۵۷ در خانه قطبي زاده كه داشت زندگي اش را حراج مي كرد.اما سال ۵۹ به خانه آدمهايي كه دستشان به دهنشان مي رسيد هم راه پيدا كرد،اجاره شبي ۳۰۰ تومان بوده كه شبهاي جمعه ۴۰۰ تومان مي شد.فيلم هارا هم يكي ۵ تومان حساب مي كردند.آن موقع قيمت يك بسته سيگار وينستون ۸ تا ۱۰ تومان بود.سالهاي بعدسينماي خانگي به شهرستان ها هم رسيد.جنگ بود و تماشاي فيلم آن هم آثار غير مجاز داخلي و خارجي،ميوه ممنوعه دانسته مي شد،ويدئو پديده اي تازه وارد بود كه دولت تكليفش را با آن مشخص نكرده بود بنابراين نگهداري اش هم جرم به شمار مي آمد.سال ۶۳ اولين بار چشم خانه ما هم به جمال ويدئو روشن شد.
هر وقت خانه اي خالي از پدر ومادر مي شد،بچه ها به سراغم مي آمدند تا ويدئو اجاره كنيم و شبي خوش باشيم با فيلم هاي رنگ ورو رفته كه كپي دست صدم بودند.عمده فيلمهايي كه مي شد در بازار زيرزميني اجاره دهندگان پيدا كرد فيلمفارسي بود و البته آثار هندي،تركيه اي،هنگ كنگی و تك و توك فيلم هاي هاليوودي.عشق اجاره كنندگان ويدئو فردين بود،بيك ايمانوردي و ناصر ملك مطيعي.بهروز وثوقی نفر بعدي بود.اساسا فيلمهاي هنري و روشنفكري در نزد بچه هاي محله جايي نداشت و جملگی دوست داشتند صحنه هايي مثل سكس و رقص وخشونت و قهرمان پردازي را با پول توجيبي شان تماشا كنند.تقصيري هم نداشتند چون سينما و تلويزيون راه اين توليدات را سد كرده بود و آنها ترجيح مي دادند حالا كه ريسك تف ولعنت بزرگترها و شلاق و زندان را به جان خريده اند به ميوه ممنوعه گاز بزنند! در اين ميان سينما براي من و يكي از بچه هاي محل معناي ديگري داشت كه تاريخ سينما،ارزشهاي كيفي و سينمايي بخشي از اين معنا بود.به همين دليل هميشه جلودار ماجرا بوديم كه فيلم ها را جور كنيم.بچه ها به خاطر شناخت نسبي از سينما وظيفه انتخاب را به ما محول مي كردند و ما با زيركي فيلمهايي را گزينش مي كرديم كه اولا سطح بهتري نسبت به باقي آثار داشت و ثانيا ما آنها را نديده بوديم.كارهاي عزت الله انتظامي و بهروز وثوقي از جمله انتخاب هاي اوليه مابودند.اما خب اين موضوع هم چالش هايي به همراه داشت و ما ناچار بوديم در خصوص اهميت اين فيلمها توضيح بدهيم تا راضي شوند كه مثلا به جاي چرخ وفلك، دايره مينا تماشا كنند.يكبار فيلم "بلوچ" كيميايي را گرفته بوديم ،در حاليكه خودمان هم نديده بوديمش،داشتيم بچه ها را قانع مي كرديم كه او اهل استفاده از فرمول هاي فيلمفارسي نيست،هرگز از سكس استفاده نكرده و چنين وچنان.بچه ها راضي شدند كه يك ربع بعد اگر راي نياورد فيلم سنگام را تماشا كنند.اما فيلم تا آخر رفت و كسي صدايش درنيامد و آنها در عين حاليكه داشتند از صحنه هاي سكس ايرن و بهروز لذت مي بردند به ما سركوفت مي زدند كه "بابا اين كيميايي هم يه چيزي سرش ميشه ها..." بعضي وقت ها هم كسي فيلمي مي آورد كه فقط به درد خودش مي خورد و با كله شقي آن را داخل دستگاه مي كرد، ۲۰ دقيقه بعد از فيلم بعضي ها داشتند درباره فيلم قبلي حرف مي زدند و چند نفر هم خوابيده بودند تا براي شب بيداري كم نياورند،در اين ميان تنها كسي كه تماشاگر فيلم بود صاحب فيلم بود كه از ترس درآوردن اثر! از دستگاه زل زده بود به تلويزيون وسعي مي كرد گاهي با جمله اي حس بقيه را به ديدن فيلمش ترغيب كند.ماجراي بد وبيراه گفتن به آورنده فيلم به اصطلاح مزخرف هم خودش حكايتي داشت.با اين حساب تعجب نكنيد كه بهترين فيلم هاي دوره ويدئو براي اهل سينما نهايتا گوزنها و قيصر و تنگسير بود.ديدن آثار تاريخ سينماي جهان كه در تلويزيون تحريم شده بودند،در سينما حذف شده و در جشنواره هاي خانگي هم جايي نداشتند حسرتي بود كه تا ده پانزده سال بعد همراه ما ماند.خوش به حال تهراني ها كه فيلمخانه اي و جشنواره اي داشتند.
مطالب مرتبط: خاطرات ويدئو (1):فردین در خانه ما و باقی ماجراها