دونده یک ساله شد.انگار همین دیروز بود که وارد فضای سایبر شدم.نمی دانم این وبلاگ توانسته مفید باشد یانه؟باید اعتراف کنم دنیای تازه ای به رویم گشوده شد.سال ۸۶ برایم سال چندان مهمی نبود اما از یک جهت خاطره انگیز بوده و آن ورود به دنیای مجازی آدمهای علاقه مند به هنر هفتم است.
دونده وبلاگی است که کوشیده درباره سینمای ایران باشد،هرچند به تلویزیون هم پرداخته است.دلیلش شاید این باشد که تلویزیون چندان هم از سینما دور نیست و البته گاهی از سینمای این روزها جلو می زند.در این یک ساله مطالبی به فراخور شرایط و در قالب خبر ،تحلیل ،یادداشت ،عکس و گزارش در دونده منتشر شده اند که برخی از این نوشته ها مورد استقبال قرار گرفته و برخی دیگر نه.در این یک سالی که گذشت بیش از ۱۱۶عنوان مطلب پست شده که حدود ۶۲ هزار بازدیدکننده داشته اند.بیشترین بازدیدکننده روزانه نیز 3093 نفر و کمترین آن حدود هفتاد هشتاد نفر بوده است.در سال پیش رو تلاش خواهم کرد مطالب دست اول و تازه ای بنویسم و بیشتر روی اخبار و تحلیل متمرکز شوم.لطفا راهنمایی ام کنید.
در این مدت تعداد بی شماری از عزیزان لطف کرده و نظر گذاشته اند که البته برخی از دوستان وفادارانه در هر پستی جای نامشان حک شده و بی نهایت شرمنده ام کرده اند.ممنونم.از لطف همه عزیزان که راهنمایی ام کردند،از دوستانی که نظر دادند،از دوستان و سایت هایی که "دونده" را لینک کردند،از سرورانی که مطالب وبلاگ را - البته با نام - در مطبوعات چاپ کردند،متشکرم.از سایت بازنگار و ولی زاده عزیز،از شما هم که این مطلب را می خوانید سپاسگذارم.این دسته گل پیشکش شما.
داریوش کاردان که به عنوان مجری تلویزیون شناخته می شود از وسوسه بازیگری در امان نماند و به لباس یک شخصیت تاریخی درآمد.او در سریال "نردبامی به آسمان" به کارگردانی محمد حسین لطیفی در نقش پدر غیاث الدین بازی می کند.
محمد رضا گلزار بازیگر سوپر استار سینمای ایران برای اولین بار در یک فیلم کوتاه به ایفای نقش پرداخت.این فیلم که"مثل آن شب" نام دارد ساخته شهرام میراب اقدم است و به صورت سیاه و سفد فیلمبرداری شده است.گلزار در این فیلم دو روز در اختیار گروه بوده و البته با علاقه مندی و حفظ اصول حرفه ای اش با گروه سازنده همکاری کرده است.او در این فیلم کوتاه یکی از دو نقش اصلی یعنی سیاوش را در کنار خاطره حاتمی بازی می کند که در سالگرد ازدواجشان در یک رستوران حاضر شده اند و با اتفاق تازه ای روبرو می شوند.
بازی در این فیلم نخستین تجربه گلزار در یک فیلم کوتاه است.پیش از این برخی از بازیگران سینما همچون هدیه تهرانی،محمدرضا شریفی نیا،پارسا پیروزفر،فرهاد آئیش،ماهایاپطروسیان،بهرام رادان،رویاتیموریان،پرویز پرستوئی،فاطمه معتمدآریا و...در فیلمهای کوتاه بازی کرده بودند.در فیلم"مثل ان شب" همچنین قرار بوده تا مهناز افشار در نقش مقابل گلزار بازی کند اما به دلیل محدودیت بودجه فیلم خاطره حاتمی( بازیگر گرگ و میش) دعوت به همکاری می شود.میراقدم که تا امروز ۱۷ فیلم در کارنامه خود ثبت کرده در آخرین روزهای سال فیلم "مثل آن شب" را در تهران جلوی دوربین برد.گفتنی است گلزار که این روزها عنوان گرانترین بازیگر سینما را به خود اختصاص داده برای فیلم "مجنون لیلی" ۶۰ میلیون تومان دستمزد گرفته و این در حالی است که برخی از تهیه کنندگان برای جلوگیری از رشد دستمزد بازیگران و تبدیل آن به یک عرف از گلزار به مسوولان شکایت برده اند.نکته جالب این است که پرفروشترین فیلم های دو سال اخیر یعنی "آتش بس" و "توفیق اجباری" هریک بیش از یک میلیارد تومان و حتی یکی از دو فیلم پرفروش امسال "مجنون لیلی" با بازی محمدرضا گلزار تا به حال بیش از ۴۵۵ میلیون تومان فروش داشته اند.
مطالب مرتبط: اعتراض تهیه کنندگان به دستمزد گلزار و محدود الکار شدن این بازیگر
فرامرز قریبیان بازیگر سینمای ایران در بیمارستان بستری شد.قریبیان که تحت عمل جراحی آپاندیس قرار گرفته این روزها به مشهورترین میهمان بیمارستان ایرانمهر تبدیل شده است.او وضعیت جسمی خوبی دارد.
قریبیان در سینمای ایران نيزچهره مشهور و البته موفقی است.موفق از آن جهت که بیشترین جایزه بازیگری را از جشنواره فیلم فجر به دست آورده و البته در میان بازیگران ستایش شده جشنواره های جهانی نیز رکورددار است.قریبیان تا امروز سه بار براي بازي در فيلم هاي "ترن"،"بندر مه آلود"و"مرد باراني"برنده سيمرغ بهترين بازيگر نقش اول و يك بار براي بازي "رقص در غبار" جايزه بهترين بازيگر نقش دوم جشنواره فيلم فجر را بدست آورده است.او همچنين براي بازي در فيلمهاي "چشمهايش"،"رقص در غبار" و "شهر زيبا" از جشنواره هاي فيلم حراره(زيمبابوه)،مسكو و هند جايزه گرفته است.جوايزجشنواره فيلم سپاس(براي فيلم خاك- سال 1353) و جشن خانه سينما از ديگر موفقيت هاي اوست.
فرامرز قريبيان كه امسال 66 ساله مي شود، داراي تحصيلات ناتمام در رشته بازيگري مدرسه «ويرژوال آرت» آمريكا است. وي كه دوست دوران مدرسه و هم محلي مسعود كيميايي بوده فعاليت سينمايي را با دستياري كارگردان و ايفاي نقش كوتاهي در فيلم «بيگانه بيا» نخستين ساخته كيميايي آغاز كرد و تا امروز در 65 فيلم به ايفاي نقش پرداخته است كه از معروفترين آنها مي توان به خاك،گوزنها،غزل،سايه هاي بلند باد،سفير،سناتور،ردپاي گرگ،دو نفر و نصفي،مي خواهم زنده بمانم،مردباراني،رقص در غبار،شهر زيبا و...اشاره كرد.سه اثر كارگرداني (جدال در تاسوكي،قانون و چشمهايش)را نيز در كارنامه دارد.او همسر مينا خيامي (فيلمنامه نويس) و پدر محمدسام قريبيان (بازيگر) است.
قريبيان از جمله بازيگران سينماي ايران است كه از سالهاي پيش از انقلاب فعاليت داشت و در سالهاي پس از انقلاب به ويژه دهه 60 از چهره هاي مطرح سينما به شمار مي آمد،چرا كه در اين سالها اساسا مسوولان دولتي از ستاره سازي وارائه قهرمانان جوان با ويژگي هاي مرسوم اين سالها پرهيز مي كردند و به همين دليل قريبيان و بازيگراني همچون جمشيد مشايخي، بيژن امكانيان،هادي اسلامي و... مجال بيشتري براي حضور پيدا مي كردند.تا آنجا كه قريبيان بارد پيشنهادهاي تلويزيوني صريحا از بازي نكردن دراين مديوم حرف ميزد،هرچند در يك دهه گذشته و باظهور ستاره هاي جوان و خوش صورت در سينماچند بار در نقش هاي تلويزيوني ظاهر شد. قريبيان در دوره جديد بازيگري خود كه با واقعيت سينماي امروز و علاقه تماشاگران به ستاره ها آشنا شده بود كوشيد با بازي در نقش هاي متفاوت جاي خود را به عنوان يك بازيگر بادانش و توانا هرچند در نقش هاي كوتاه اثبات كند.او با پرهيز از حاشيه هاي سينما و ايفاي نقش در فيلمهايي با رويكرد هنري و ساختارمدار بار ديگر مورد توجه كارگردانان قرار گرفته است.بازي در فيلمهايي مثل شهر زيبا،رقص در غبار،سيف الله،رئيس،روياي خيس وچند كارديگر حاصل فعليت هاي او در اين دوره است كه البته در برخي از آنها به اين هدف نزديك شده و در برخي ديگر با بدشانسي مواجه شده است. براي عامه تماشاگران سينما "گوزنها" آشناترين چهره پس از بهروز وثوقي قريبيان است كه نقش قدرت را بازي مي كرد. دونده براي اين بازيگر آرزوي سلامتي مي كند.

محمد رضا شریفی نیا
بازیگر سینمای ایران گرچه هنرمند پرکاری است و به قدر کافی شناخته شده،اما این روزها به خاطر بازی در نقش سیمخواه زنده به گور شده و البته "دایره زنگی" مورد توجه است.او اخیرا در فیلم سينمايي"صندلی خالی" در نقش یک روحانی به ایفای نقش پرداخته و این اتفاق دومین تجربه وی در نقش روحانی پس از "فرزند صبح" در نقش یادگار امام است.
مطالب مرتبط: بازيگراني كه در نقش روحاني بازی کرده اند...
مهران مديري چهره تازه اي براي ما نيست اما از آنجا كه كمدين خوبي است گاهي – و نه هميشه – برگ برنده اي رو مي كند و چهره ديگري از خودش به جا مي گذارد."مرد هزار چهره"موفقيت تازه مديري است. پربيننده ترين برنامه نوروزي كه با كارهاي پيشين وي تفاوت هاي آشكاري داشت.اين برنامه از دو جهت كارگرداني و بازيگري قابل بررسي است و البته هر دو بخش حائز ويژگي هايي بودند كه باعث اقبال عمومي آن شد.
در حوزه بازيگري مديري در قالب مسعود شصتچي توانايي هاي تازه اي از خود بروز داد. شصتچي گرچه در حقيقت هزار چهره نداشت و تنها در پنج چهره ديده شد اما همين چند شخصيت هم توانايي مديري را در ارائه نقش آدمي كه در موقعيت هاي مختلف گرفتار آمده به رخ مي كشيد. اساسا راز ماندگاري مديري در مديوم تلويزيون به توانايي اش در ارائه تيپ هاي مختلف اجتماعي باز مي گردد.او كه معمولا در برنامه هاي تحت كارگرداني اش روي نقش هاي خود تمركز بيشتري كرده و تا حد امكان كاراكتر خود را چاق مي كند اين بار هم با همين رويكرد بار اصلي كار را بر عهده شخصيت شصتچي مي گذارد.او به عنوان بازيگر در صحنه هاي انفرادي بسيار موفق است اما در صحنه هاي عمومي، شلوغي صحنه و حتي بازيگران ديگردر سايه قرارمي گيرد بنابراين حتي الامكان تلاش مي كند تا لحظه هاي خنده آور را در تنهايي خلق كند.او در اين لحظات با استفاده از اجزاي صورت،حركات بدن و البته لحن مناسب و تكيه كلام پيش مي رود و در ذهن بيننده رسوب مي كند.در واقع او با انتخاب نوع خاص گويش، حركات مشخص و تكيه كلام،هر برنامه در خود كليشه مي شود و به سبب همين تكرار خنده را در هر حضور بر لب مي نشاند.كاري كه اين بار با حركت دستها و توامان به به گفتن ديديم.او حتي در صحنه هاي دونفره نيز موفق عمل مي كند.در اين باره به معاينه افراد مختلف در بخش پزشكي اش مي توان رجوع كرد.چهره معصوم و شيرين او هم در جذب علاقه مندانش بي تاثير نيست.
اما مديري در بخش كارگرداني متفاوت تر است.يكي از تفاوت هاي كار جديدش پر شخصيت بودن داستان و البته استفاده از بازيگران مطرحي مثل پژمان بازغي ،عليرضاخمسه ،بهاره رهنما و… است كه جملگي خوب بازي كردند.ويژگي ديگر "مرد هزار چهره" توليد غير آپارتماني آن است، به تعبير ديگر تعدد لوكيشن ،طراحي صحنه و لباس، سياهي لشگر،استفاده از جلوه هاي ويژه و عناصري از اين دست به جذابيت كاراضافه كرده اند. وام گرفتن از آثار سينمايي و شخصيت هاي مشهورهمچون پدر خوانده، مارمولك،رامبو و… از نكاتي است كه در جذابيت مجموعه نمي توان ناديده گرفت.مديري گرچه در برخي صحنه ها به مستر بين بسيار شبيه است اما در صحنه پاياني مجموعه ( ديدار رشيدپور) با انتخاب موسيقي و حركتش به سوي جاده اي در عمق تصوير،خود را به چارلي چاپلين تشبيه مي كند!!