چند روز پيش در جشنواره وارناى بلغارستان موفقيت تازه اى براى بازيگران سينماى ايران رقم خورد. در اين رويداد كه شانزدهمين دوره خود را از سر مى گذراند، جايزه بهترين بازيگر زن به هنگامه قاضيانى براى ايفاى نقش در فيلم «به همين سادگى» اهدا شد.اين جايزه سى و دومين موفقيت براى بازيگران سينماى ايران در سال هاى پس از انقلاب اسلامى به شمار مى آيد. پيش از انقلاب تنها در سه مورد هنرمندان ايرانى موفق به دريافت جوايز بازيگرى از محافل بين المللى شده بودند.آخرين جايزه بازيگران سينماى ايران پيش از هنگامه قاضيانى به محمدرضا ناجى بازيگر تواناى فيلم «آواز گنجشك ها» اختصاص دارد كه از پنجاه و هشتمين جشنواره فيلم برلين و در زمستان گذشته به افتخارات سينماى ايران افزوده شد. اين جايزه البته بزرگترين و مهمترين جايزه در گنجينه مدال هاى بازيگران سينماى ايران تا امروز به شمار مى آيد.
هنگامه قاضيانى كه متولد مشهد و تحصيلكرده رشته فلسفه از دانشگاه سانفراسيسكو است، پيش از «به همين سادگى» در چند فيلم نقش هاى كوتاهى ايفا كرده بود اما در فيلم رضا ميركريمى نقش زنى شهرستانى را بازى مى كند كه در مناسبات امروز اجتماع و آپارتمان هاى لانه زنبورى دچار روزمرگى شده و تلاش مى كند روزنه اى براى رسيدن به آرزوهاى بزرگ خود پيدا كند.
نگاهى به فهرست برگزيدگان سينماى ايران در فستيوال هاى جهانى نشان مى دهد كه نيكى كريمى بازيگر ۳۷ ساله تا امروز با چهار جايزه (از جشنواره هاى سن سباستين، قاهره، نانت و تائورمينا) موفق ترين بازيگر در عرصه هاى جهانى بوده است. در رديف بعدى فرامرز قريبيان قرار دارد كه با سه جايزه (از جشنواره هاى زيمبابوه، مسكو و هند) قرار دارد اما به لحاظ اهميت جايزه ها پس از ناجى و جشنواره برلين، ترانه عليدوستى (لوكارنو)، فرامرز قريبيان (مسكو)، حميد فرخ نژاد (مسكو و كارلووى وارى) و نيكى كريمى (سن سباستين) در درجه بالاترى قرار مى گيرند چرا كه فستيوال هاى مورد نظر به عنوان رويدادهاى مهم سينماى جهان شناخته مى شوند و داراى اهميتى انكارناپذير. و اما فهرست جوايز:سال ۱۳۶۶- جايزه بهترين بازيگر نخستين جشنواره پيونگ يانگ (كره شمالى) به جمشيد مشايخى براى فيلم «پدربزرگ» ساخته مجيد قاريزاده
سال ۱۳۷۱ - جايزه بهترين بازيگر سومين جشنواره پيونگ يانگ به عليرضا خمسه براى فيلم «آپارتمان شماره ۱۳» ساخته يدالله صمدى
سال ۱۳۷۲ - جايزه بهترين بازيگر چهل و يكمين دوره جشنواره سن سباستين اسپانيا به نيكى كريمى براى فيلم «سارا» ساخته داريوش مهرجويى
جايزه بهترين بازيگر پانزدهمين جشنواره فيلم سه قاره (نانت فرانسه) به نيكى كريمى براى فيلم «سارا»
سال۱۳۷۳ -جايزه چهارمين جشنواره فيلم پيونگ يانگ به ابوالفضل پورعرب براى«عروس» از بهروز افخمى
سال ۱۳۷۵- جايزه بهترين بازيگر ششمين جشنواره فيلم پيونگ يانگ به خسرو شكيبايى براى فيلم «خواهران غريب» ساخته كيومرث پوراحمد
سال ۱۳۷۶ - جايزه بهترين بازيگر هفدهمين جشنواره امى ين فرانسه به رؤيا نونهالى براى«فصل پنجم» ساخته رفيع پيتز
سال ۱۳۷۷- جايزه بهترين بازيگر بيست و دومين جشنواره فيلم كودك قاهره مصر به پگاه آهنگرانى براى فيلم «دخترى با كفش هاى كتانى» ساخته رسول صدرعاملى
سال ۱۳۷۸ - جايزه بهترين بازيگر بيست و نهمين جشنواره تائور مينا ايتاليا به نيكى كريمى براى فيلم «دو زن» ساخته تهمينه ميلانى
جايزه بهترين بازيگر نهمين جشنواره كودكان كانادا به فاطمه معتمدآريا براى«مهر مادرى» از كمال تبريزى
سال ۱۳۷۹- جايزه بهترين بازيگر سى و پنجمين جشنواره كارلو وى وارى چك به حميد فرخ نژاد براى فيلم «عروس آتش» ساخته خسرو سينايى
جايزه بهترين بازيگر جشنواره والنسين فرانسه به حسين محجوب براى «رنگ خدا» ساخته مجيد مجيدى
تقديرنامه بيست و دومين جشنواره سه قاره براى مهدى لطفى بازيگر «كودك و سرباز» از رضا ميركريمى
سال۱۳۸۰- جايزه بهترين بازيگر بيست و سومين جشنواره قاهره به نيكى كريمى براى«نيمه پنهان» ساخته تهمينه ميلانى
جايزه بهترين بازيگر هفدهمين جشنواره فيلم زيمبابوه به فرامرز قريبيان براى«چشمهايش»ساخته قريبيان
جايزه تقدير از فعاليت هاى برجسته و ممتاز فاطمه معتمدآريا در دومين جايزه سالانه بنياد آيلكس و جشنواره فيلم هاى ايرانى در موزه هنرهاى زيباى بوستون آمريكا
سال ۱۳۸۱- جايزه بهترين بازيگر پنجاه و پنجمين جشنواره فيلم لوكارنو به ترانه عليدوستى براى فيلم «من، ترانه ۱۵ سال دارم» ساخته رسول صدرعاملى
جايزه بيست و ششمين جشنواره مونترال كانادا به ليلا حاتمى برای«ايستگاه متروك» ازعليرضا رئيسيان
جايزه ويژه بيست و چهارمين جشنواره فيلم نانت به مجموعه بازيگران فيلم «امتحان» ساخته ناصر رفائى
جايزه بهترين بازيگر بيست و ششمين جشنواره فيلم قاهره به كتايون رياحى براى فيلم «شام آخر» ساخته فريدون جيرانى
جايزه ويژه جشنواره فيلم كودكان المپياى يونان به بازيگران نوجوان فيلم «تو آزادى» ازمحمدعلى طالبى
جايزه نهمين دوره جشنواره پيونگ يانگ به هديه تهرانى براى فيلم «پارتى» ساخته سامان مقدم
سال ۱۳۸۲- جايزه بهترين بازيگر بيست و پنجمين جشنواره فيلم مسكو به فرامرز قريبيان براى فيلم «رقص در غبار» ساخته اصغر فرهادى
سال ۱۳۸۳ - جايزه بهترين بازيگر جشنواره ليستاپاد بلاروس به حسين محجوب و محسن رمضانى براى فيلم «رنگ خدا» ساخته مجيد مجيدى
جايزه بيست و ششمين جشنواره سه قاره به گلشيفته فراهانى براى«بوتيك» ازحميد نعمت الله
جايزه ويژه هيأت داوران سى و پنجمين جشنواره هند به فرامرز قريبيان براى «شهر زيبا» از اصغر فرهادى
سال ۱۳۸۴- جايزه بهترين بازيگر بيست و هفتمين جشنواره مسكو به حميد فرخ نژاد براى فيلم «طبل بزرگ زيرپاى چپ» ساخته كاظم معصومى
سال ۱۳۸۵- جايزه بهترين بازيگر جشنواره تاتارستان روسيه به گلشيفته فراهانى براى فيلم «اشك سرما» ساخته عزيزالله حميد نژاد
جايزه بهترين بازيگر جشنواره اديان مذهبى ايتاليا به حسين يارى براى«دم صبح» ساخته حميد رحمانيان
جايزه پانزدهمين جشنواره هانگ ژو چين به پارسا پيروزفر براى«اشك سرما»از عزيزالله حميدنژاد
سال ۱۳۸۶ - جايزه بهترين بازيگر پنجاه و هشتمين جشنواره فيلم برلين به محمد رضا ناجى براى فيلم «آواز گنجشك ها» ساخته مجيد مجيدى
جشن سینما هم تمام شد با حاشیه های فراوان.ظاهرا در رجزخوانی بین وزارت ارشاد و خانه سینما مساله با خروجی حدوسط به پایان رسید.آنها که از این اختلاف خبر دارند به خوبی می دانند که مناقشه اصلی بین این دو نهاد بر سر داوری و جایزه دادن به فیلم های بدون پروانه نمایش بود.سنتوری که فاتحه اش خوانده شد و چند فیلم دیگر همچون "آنجا" از رضا کاهانی و " ماهوش" به کارگردانی محمد درمنش قربانی شدند اما خانه سینما بر سر نظرش درباره داوری فیلم "خاک آشنا" ساخته بهمن فرمان آرا پافشاری کرد و دیشب هم جایزه بهترین کارگردانی را به فرمان آرا داد.فرمان آرا هم از برگزار کنندگان و کسانی برای این جایزه پافشاری کردند تشکر کرد.درباره این ماجرا و حاشیه های این جشن مثلا صنفی بعدا خواهم نوشت.فعلا برگزیدگان را بخوانید.
دوازدهمین جشن سینما با معرفي برگزيدگان و اهداي 5 تنديس به «فرزند خاك» و 4 تنديس به «خاك آشنا» به پايان رسيد. در مراسمي كه شب گذشته در فضاي باز مقابل برج ميلاد با حضور بيش از 7 هزار نفر برگزار شد و نزديك به 4 ساعت بهطول انجاميد، «فرزند خاك» به تهيهكنندگي احمد ميرعلايي به عنوان بهترين فيلم معرفي شد و تنديس كارگرداني نيز به بهمن فرمانآرا براي فيلم «خاك آشنا» رسيد. ساير برگزيدگان هم بدین ترتیب معرفی شدند: عكس: علي نيكرفتار براي فيلم «دستهاي خالي» ،فيلمنامه: محمدعلي آهنگر و محمدرضا گوهري براي فيلم «فرزند خاك» ،فيلمبرداري: عليرضا زريندست براي فيلم «فرزند خاك» ،موسيقي متن: كارن همايونفر براي فيلم «خاك آشنا» ،بازيگر نقش اول مرد: خسرو شكيبايي براي فيلم «ستاره بود» ،بازيگر نقش اول زن: گوهر خيرانديش براي فيلم «دعوت» ،بازیگر نقش مكمل زن: مهتاب نصيرپور براي «فرزند خاك» ،بازيگر نقش مكمل مرد: بابك حميديان براي فيلم «ريسمان باز» ،چهرهپردازي: مهين نويدي براي فيلم «صدسال به اين سالها».،جلوههاي ويژه ميداني: داوود رسوليان براي فيلم «فرزند خاك» ،جلوههاي ويژه بصري: امير سحرخيز براي فيلم «خواب ليلا» (ديپلم افتخار) ،تدوين : عباس گنجوي براي فيلم «خاك آشنا» ،صدابرداري: عباس رستگاپور براي فيلم «فرزند خاك» ،صداگذاري و ميكس: رضا دلپاك و رضا نريميزاده براي فيلم «خاك آشنا» و طراحي صحنه و لباس: ژيلا مهرجويي و شعله نوابتهراني براي فيلم «آتش سبز».
گوهر خیراندیش بازیگر توانای سینمای ایران این روزها در بستر سپری می کند و به علت شکستگی استخوان لگن قادر به حرکت کردن نیست.این بازیگر ۵۵ ساله که به تازگی از عارضه ترکیدگی آپاندیسیت رها شده بود در آخرین روزهای هفته گذشته و در منزلش دچار زمین خوردگی شد و تا مدتی قادر به ایفای نقش در جلوی دوربین نخواهد بود.
خیراندیش که همسر زنده یاد جمشید اسماعیل خانی- یکی از بهترین بازیگران نقش های مکمل در سینمای ایران ـ است از سال ۴۹ فعالیت تئاتری را در شیراز آغاز کرد و از سال ۶۵ با بازی در فیلم "روزهای انتظار" ساخته اصغر هاشمی پا به سینما گذاشت.بازی در ۳۹ فیلم سینمایی و دهها اثر تلویزیونی و تئاتر از جمله فعالیت های او به شمار می آید.خیر اندیش امسال ۴ فیلم دعوت(ابراهیم حاتمی کیا)،کلانتری غیرانتفاعی(یدالله صمدی)،صندلی خالی(سامان استرکی) و یک اشتباه کوچولو(محسن دامادی) را بازی کرده است.دایره زنگی (پریسا بخت آور) از فیلم های پرفروشی است که امسال با بازی وی بر پرده سینماها بود.امروز که در ماه رمضان به سر می بریم شاهد پخش سریالهای ضعیف تلویزیونی هستیم،حال آنکه سال گذشته آثار قوی تری همچون "میوه ممنوعه" روی آنتن بود که از بازی گوهر خیراندیش در مقابل استاد علی نصیریان بهره می برد.خیراندیش در دوازدهمین دوره جشن سینمای ایران برای بازی در فیلم دعوت کاندیدای دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم "دعوت" است.این جایزه دوشنبه شب به برگزیدگان اهدا می شود که البته شانس گوهر خیراندیش بسیار زیاد خواهد بود.در این لحظات معنوی نزدیک افطار برای این بازیگر پرکار و موفق دست به دعا برمی داریم و آرزوی سلامتی می کنیم.
شهره آغداشلو نخستین بازیگر ایرانی است که در خارج از ایران به عنوان یک بازیگر بین المللی ظاهر شد."خانه ای از شن و مه" او را تا مرز اسکار پیش برد.او این روزها با فیلم "سنگسار ثریا.م" در جشنواره فیلم تورنتو حضور دارد.این فیلم نخستین ساخته یک ایرانی الاصل با نام سیروس نورسته است و جدا از آغداشلو پرویز صیاد و تعدادی دیگر از فارس زبانان و عرب ها در آن بازی می کنند.داستان فیلم در دهکدهای کوچک در جنوب غربی ایران روی میدهد و مبنای فیلم کتابی به همین نام نوشته فریدون صاحبجمع است که سال 1994 منتشر شد.آغداشلو هم نقش زنی به نام زهرا را بازی می کند.قطعا اطلاع دارید که همایون ارشادی(در فیلم بادبادک باز و اثر جدید آلمادوآر)و گلشیفته فراهانی (خانه دروغ ها ساخته رایدلی اسکات) دیگر بازیگرانی هستند که در آثار بین المللی جلوی دوربین رفته اند.
خبرگزاری مهر فیلم"سنگسار ثریا.م" را یک اثر ضد ایرانی معرفی کرده است،اما در این باره توضیح بیشتری نداده و احتمالا نویسنده و مترجم خبر بر اساس استنباط خود که تصور کرده در خصوص سنگسار در این فیلم سیاه نمایی صورت گرفته آنرا تنظیم کرده است.خبرگزاری فارس هم با همین رویکرد خبر خود را روی تلکس فرستاده است.البته سنگسار تنها مختص ایران نیست و در کشورهای دیگر همچون افغانستان هم دیده شده است.به هر تقدیر تا دیدن این فیلم نمی توان درباره ضد ایرانی بودن آن قضاوت کرد.در مورد فیلم "پرسپولیس" که دو سال پیش در جشنواره کن نمایش داده شد همین اتفاق افتاد یعنی اثر ضد دولتی به عنوان ضد ایرانی معرفی شد حال آنکه پس از دیدن فیلم این معنا برای تماشاگر مردود شناخته می شود.به نظر می رسد باید تا زمان نمایش عمومی فیلم صبر کرد تا به قضاوت کامل دست پیدا کنیم.این هم اصل خبر مهر و فارس
رضا عطاران چهره اى است كه براى تماشاگران تلويزيون گرچه تازگى ندارد، اما جذابيت دارد. او بازيگرى است كه كارگردانى هم مى كند، هرچند نگاهى به كارنامه فعاليتش نشان مى دهد كه او نسبت به كارگردانى، بازيگر موفق ترى است.
يكى از سريال هاى امسال كه بر خلاف انتظار نه تنها مورد اقبال عمومى واقع نشده بلكه مخالفانى هم پيدا كرده، «بزنگاه» آخرين كار تلويزيونى رضا عطاران است. سريالى كه سومين تجربه مناسبتى ماه رمضان او بوده و در اين دوره به عنوان نخستين مجموعه ميهمان سفره هاى افطار بينندگان است.
«بزنگاه» هم مثل «خانه به دوش» و «متهم گريخت» با رويكردى اجتماعى به خانواده هاى ايرانى داستانى را با ساختار كمدى پيش مى برد. محور اصلى داستان هم مربوط به يك خانواده سنتى ايرانى است كه پس از مرگ پدر خانواده (در اينجا نانوا) بر سر تقسيم ارث و ميراث به جان يكديگر مى افتند. در وجه مضمونى مايه اصلى رودررويى مرگ به عنوان رويدادى معنوى و اموال خانوادگى به عنوان ابزارى مادى معرفى شده است. در وجه ساختارى نيز قرار است تضاد بين تلخى مرگ و شيرينى مال دنيا طنزى به وجود بياورد تا از رهگذر روابط بين آدم ها لبخند اتفاق بيفتد، اما به نظر مى رسد مشكل از همين جا ناشى مى شود، به تعبير ديگر فيلمنامه نويس نه موفق مى شود معنويت «روح» و تلخى«مرگ» را به درستى به باور تماشاگر بنشاند و نه توانايى آن را داشته تا تضاد بين آن تلخى و شيرينى را به شكل كامل ارائه دهد. روايت داستان هم در همهمه شخصيت هاى متعدد داستان گم مى شود و عطاران تلاش مى كند با خلق لحظات كمدى ذهن تماشاگر را از اين آشفتگى در داستان و روابط نجات بدهد. مشكل بزرگترى كه در اين سريال وجود دارد، مسخره كردن باورها و آئين هاى ايرانى همچون تشييع جنازه، سوگ و عزادارى است. اين موضوع زمانى به چشم مى آيد كه خنده در بخش هاى مربوط به شوخى با اين آئين ها و مراسم اساساً پديد نيامده است. مسئله ديگر شوخى هايى است كه در قالب شخصيت هاى سريال فرو رفته و جزئى از آنها شده و مجبورشان كرده تا با سر هم زدن( توسری زدن) تماشاگر را به خنده وادارند. تصوير غير عادى از خانواده در اثرى كه موضوعى خانوادگى دارد از آن حرف هاست كه نمى شود به سادگى كنار گذاشت. در «بزنگاه» سه خانواده اصلى وجود دارند كه هيچ كدام كامل نيستند. صابر (حميد لولايى) با آن كه دو دختر دارد، همسر ندارد، نادر (رضا عطاران) همسرش را طلاق داده و خواهر خانواده (مرجانه گلچين) اساساً فرزندى ندارد.
معمولاً در آثار كمدى جدال بين خير و شر در قالب شخصيت هايى كه به كاريكاتور شبيه اند، موقعيت هايى كمدى ايجاد مى شود و از موش و گربه بازى ميان آنها، تماشاگر داستان را تا انتها دنبال مى كند تاآنجا که شخصيت ها تنبيه شده يا از گردونه داستان خارج شوند، در مورد «بزنگاه» احتمالاً تمام تماشاگران تا امروزه دانسته اند كه قرار نيست اتفاق تازه اى بيفتد و همچنان كه از قسمت اول دعوا بين «چيز كشيدن» و «سهم نانوايى بردن» بوده، تا قسمت ۲۶ همچنان بايد منتظر يك اتفاق تازه باشند، شايد سرشان گرم شود!
يكى از مسائل مهم در آسيب شناسى سريال هاى مناسبتى و بويژه طنز استفاده از چهره هاى تكرارى و امتحان پس داده است كه در اينجا هم به عينه مى توان ديد، حضور سه كمدين (عطاران، لولايى، صادقى) اين انتظار را هم در تماشاگران ايجاد كرده كه احتمالاً قرار است كارى بشدت خنده آور را شاهد باشند و هم در بازيگران اين تصور را به وجود آورده كه بايد به هر طريق بيننده را بخندانند، نتيجه هم آش شله قلمكارى شده كه شاهد هستيم. تصوير ثابت اين سريال، هاى و هوى و شلوغى آدم هايى است كه جلوى دوربين روى سر هم مى ريزند و سر و صدا مى كنند!
به نظر مى رسد ديگر وقت آن شده كه به قول المپيكى ها! از همين امروز براى سال آينده برنامه ريزى كنيم. حالا كه سريال هاى چهارگانه بخشى از ضيافت ماه مبارك رمضان شده، چه اشكالى دارد با فيلمنامه هاى آماده و در فرصت لازم و با فراغ بال اين آثار را توليد كنيم. درباره دیگر سریالها باز خواهم نوشت.
مطالب مرتبط: نامه اعتراض شوراي نظارت بر صداوسيما به سريال بزنگاه
شب گذشته در حالیکه مراسم در سالن سالاگرانده شهر ونیز برگزار می شد جایزه اصلی یعنی شیر طلایی ونیز به فیلم "کشتی گیر" ساخته دارن آرنوفسکی اهدا شد.جایزه شیر نقره ای بهترین کارگردان به الکسی جرمن جونیور ( برای فیلم روسی سرباز کاغذی) و جایزه بهترین بازیگر مرد به سیلویو اورلاندو از ایتالیا داده شد که در فیلم "پدر جوانا بازی می کرد.جایزه بهترین بازیگر زن به دومنیک بلانک برای فیلم "دیگر" رسید.شیر طلایی افتخاری هم به اورمانو اولمی کارگردان کهنه کار ایتالیایی و سازنده فیلم هایی همچون افسانه تقلبی مقدس ،المی و... اختصاص یافت.نادری در این جشنواره دو جایزه جنبی دریافت کرد، جایزه بزرگ از طرف فیلمسازان جوان ایتالیا و جایزه منتقدان بین المللی کاتولیگ ها.او هنگام دریافت این جایزه گفت:"جایزه فیلمسازان جوان برایم بسیار باارزش است و انرژی تازه به من داد".همچنین در بخش جنبی رامین بحرانی( دیگر کارگردان ایرانی الاصل مقیم آمریکا) برای فیلم "خداحافظ سولو" جایزه فیپرشی برای فیلم حاضر در بخش"افقها" را به خود اختصاص داد. رئیس هیات داوران این دوره جشنواره ونیز ویم وندرس ، فیلمساز مشهور آلمانی بود.
تو مثل یه گردنبند می مونی که آویزون کرده باشند به غربت/مزخرف ترین واژه های دنیا امید و آینده اند/ زمان و مکان مثل دوبال یه پرنده اند/راه بهشت از دل جهنم می گذره/نه عشق نوشتنیه نه عدالت خوندنی/آدم یه روز بچه باباس، یه روز بابای بچه اس/... این جملات بخش هایی از مجموعه دیالوگ های "دومرغابی در مه" هستند.تله تئاتری که سال ۶۴ روی آنتن تلویزیون رفت و حالا پس از مرگ حسین پناهی بار دیگر بازخوانی شدند. دو مرغابی در مه چهارشنبه از شبکه ۴ روی پخش شد.اثری جاودانه و ماندگار که حتی دوباره دیدن و صدباره دیدنش هم باارزش تر از سریالهای شتابزده رمضان به نظر می رسد.
پناهی که رحمت خدا براو باد بازیگر مولفی بود که از شهرستان آمده بود و می خواست خودی نشان دهد،جایی باز کند و بماند.درست مثل الیاس که در مه گم شد و از آرزوهایش تنها سرما و تنهایی برایش باقی ماند.نویسنده این نمایش پناهی است، او که نگاه صادقانه ای به جهان پیرامونی اش داشت در این کار هم از منظر سادگی پدیده های امروزی را تحلیل می کرد.او در سرمای غربت به همسرش ماریا می گفت" اگر یک فروشگاه لحاف داشتم به همه مردم دنیا یه لحاف می دادم" این جمله مصداق عینی این نویسنده است که عدالت را در واژگانش توصیف می کند.پناهی در حوزه بازیگری هم توانایی خارق العاده ای در نمایش ذهنیات خود داشت.آیینه تمام نمای درونیات او در این نقش تجلی پیدا می کرد.او خود کاراکتر بود با این تفاوت که از سنگ وجودش پیکره پناهی را بیرون می کشید. این بازیگر دژکوهی تا آخر همان ماند که از ابتدا بود.او در سالهاي فعاليتش در بيش از 17 فيلم سينمايي،تعدادي سريال و چند تئاتر ه ايفاي نقش پرداخت كه تقريبا در همه آنها مثل كاراكتر الياس ظاهر شد. اساسا اين ويژگي بازي پناهي بود كه به عنوان آدمي ساده،مهربان،طناز،آشفته و قدري تلخ اما در نظر شيرين شناخته مي شد. یادش گرامی باد.
مطالب مرتبط:حسین پناهی،بازیگری که خودش بود (درباره بازیگری حسین پناهی)
"وگاس،یک داستان واقعی" بالاخره به نمایش عمومی درآمد.امیر نادری که تا روز نمایش فیلم در جشنواره ونیز عکسی از فیلم منتشر نکرده بود عکس های "وگاس..." را به خبرگزاری ها داد.واکنش به این اثر هم خوب بود.منتقد اسکرین دیلی در باره فیلم نادری نوشت:"وگاس ...به خاطر تجربی بودنش ،نماهای لانگ شات و مدیوم شات فراوان و بازی هایی که از دور دیده می شوند با ارزش است و می تواند در محافل سینمای مستقل با
استقبال روبرو شود" همچنسن در جای دیگری نوشته" داستان فیلم بسیار محکم و جالب است و در چندین سطح بر مخاطبان تاثیر می گذارد"
در عکس ها امیر نادری را در کنار مارک گرینفیلد،نانسی لا اسکالا و زاچ توماس بازیگران فیلم می بینید.
"امیر آرزوی فیلمساختن در هالیوود و در آمریکا را همیشه داشت.فراموش نکنیم که فیلمی مثل «ساز دهنی» که سال ۵۶ ساخته شده، هنوز پس از گذشت سی و اندی سال سینمای ایران را تحت تاثیر قرار میدهد.من کاری ندارم، آقای کیارستمی هم خیلی زحمت این مسئله را کشید. ولی آن فیلمی که ابتدا لکوموتیو سینمای ایران بود، و پیش از آن که «خانهی دوست کجاست؟» باشد، «دونده»ی امیر نادری بود."
این جملات بخش هایی از حرف های نادر تکمیل همایون سازنده مستندی است که امیر نادری جلوی دوربینش رفته است.به بهانه حضور امیر نادری و فیلمش "وگاس" در بخش مسابقه جشنواره ونیز دویچه وله با تکمیل همایون مصاحبه ای انجام داده که متن کاملش را می توانید اینجا بخوانید.
سريال هاى ماه مبارك رمضان با تغييراتى نسبت به سال هاى گذشته از فردا شب روى آنتن مى رود.
پخش سريال هاى ايرانى كه در چند سال گذشته بخشى از ضيافت ماه مبارك شده، امسال هم بيشترين مخاطب رسانه ملى را به خود جذب مى كند، از همين رو توليدكنندگان آثار تلويزيونى با تدارك چهار سريال ايرانى و يك سريال خارجى آماده پذيرايى از روزه داران در ساعات افطار شده اند.یکی از نکات جالب در پخش سریالهای امسال سایه انداختن سریال ضعیف "یوسف پیامبر" روی باقی سریالهای مناسبتی و غیر مناسبتی است.به نظر می رسد به بهانه قرآنی بودن داستان این سریال،مسوولان برنامه ریزی ناچار شده اند جمعه ها پخش آنرا ادامه داده و از سریال رمضان چشم پوشی کنند و از همین رو باقی سریالها هم با شیوه یک روز توقف در هفته کار را ادامه خواهند داد که برای نخستین بار اتفاق می افتد(چه میکنه این فرج الله سلحشور!!).
بنا به پيشنهاد كميسيون فرهنگى مجلس شوراى اسلامى،امسال پخش يكى از سريال ها بلافاصله بعد از اذان مغرب آغاز مى شود و پخش ساير سريال ها يك ساعت پس از پايان سريال اول خواهد بود. همچنین در شيوه جديد ،سريال «يوسف پيامبر» ساخته سلحشور هر جمعه به جاى سريال «روز حسرت» روى آنتن مى رود و «روز حسرت» ساخته سيروس مقدم از شنبه تا پنجشنبه ساعت ۲۲ پخش خواهد شد.
در شبكه دوم نيز سريال «مرگ تدريجى يك رؤيا» كار فريدون جيرانى از سه شنبه جابه جا شده و جمعه به جاى سريال «مثل هيچ كس» از عبدالحسن برزيده پخش مى شود.این سریال از شنبه تا پنج شنبه ساعت ۲۱/۳۰نمایش داده خواهد شد.در شبكه سوم سريال «بزنگاه» به كارگردانى رضا عطاران قرار است هر روز از ساعت ۱۹/۵۰ پخش شود و روزهاى دوشنبه به جاى سريال «بزنگاه» شاهد ادامه نمايش مجموعه «روزگار قريب» از كيانوش عيارى خواهيم بود.
در شبكه پنجم هم سريال «مأمور بدرقه» ساخته سعيد سلطانى در ساعت ۲۳ هر هفت شب هفته پخش مى شود. اما سريال هاى «عمليات ۱۲۵» و «خط شكن» تا پايان ماه مبارك رمضان پخش نخواهد شد. در اين شبكه سريال خارجى «فلسطين غريب» محصول كشور سوريه نيز هر روز ساعت ۱۶ روى آنتن مى رود. داستان اين سريال كه درباره مقاومت است، در يك روستا مى گذرد كه نزديك حيفا قرار دارد. روستائيان در حال كشاورزى هستند اما با ورود نيروهاى انگليسى زمينه اى براى دسيسه اسرائيلى ها به وجود مى آيد، يكى از ساكنان روستا با همكارى عزالدين قسام مبارزه عليه اسرائيلى ها را آغاز مى كند و... این سریال احتمالا به دلیل نزدیکی به روز قدس در کنداکتور برنامه جای داده شده است.
سريال «روز حسرت» كه از شبكه اول پخش خواهد شد، همچون كار قبلى سيروس مقدم از مضمونى ماورايى بهره مى برد، با اين تفاوت كه شيطان امسال آن را پوريا پورسرخ بازى مى كند. اين سريال آخرين كارى بود كه كليد خورد و پيش از اين «خواب زده» نام داشت. فرامرز قريبيان، افسانه بايگان، مهراوه شريفى نيا، رحيم نوروزى و ليندا كيانى در اين كار بازى مى كنند.
اين مجموعه قصه يك وكيل با بازى بايگان را دنبال مى كند كه به همراه همسر و پسر و عروسش زندگى آرامى دارد، اما او يك شب خوابى عجيب مى بيند كه زندگى او و خانواده اش را دستخوش تغيير و تحول مى كند تا اين كه...
سريال «مثل هيچ كس» كه در ابتداى تصويربردارى «داداشى» نام داشت، نخستين تجربه تلويزيونى عبدالحسن برزيده است و درباره خانواده اى بازارى است كه با فوت پدر، مسئوليت كارها برعهده برادر بزرگتر يعنى «داداشى» مى افتد و از همين جا اختلافات بين اهالى خانواده آغاز مى شود. در سريال شبكه دوم، حسين يارى، پروانه معصومى، مهران رجبى، اصغر همت، رامين راستاد وبه ايفاى نقش مى پردازند. در شبكه سوم هم كه سريال «بزنگاه» ساخته جديد رضا عطاران پخش مى شود، عطاران با حميد لولايى، على صادقى، مرجانه گلچين، محمود بهرامى و... بازى مى كنند. اين سريال كه سومين كار ويژه ماه رمضان از عطاران است، درباره يكى از نانوايان قديمى تهران است كه پس از فوت او بر سر ارث و ميراثش ميان اعضاى خانواده اختلافاتى به وجود مى آيد. نويسنده «بزنگاه» سروش صحت است.
در شبكه تهران هم «مأمور بدرقه» با موضوع طنز پخش مى شود. اين كار كه آگهى هاى آن از دو هفته پيش آغاز شده، سومين كار سعيد سلطانى بعد از «شكرانه» و «رسم عاشقى» براى ماه رمضان به شمار مى آيد. در اين سريال سيروس گرجستانى، مهرانه مهين ترابى، جواد رضويان، بهاره رهنما، محسن تنابنده، زهره مجابى، ناصر گيتى جاه و حسين عابدينى بازى كرده اند. اين مجموعه داستان استوار آصف مأمور نيروى انتظامى در حال بازنشستگى است كه بايد افشين را به جرم حمل مواد مخدر تحويل بازداشتگاه بدهد. اما افشين به كمك شوهرخواهرش فرامرز از دست استوار آصف فرار مى كند و ...
عینک عباس کیارستمی بخشی از شخصیت اوست.عینکی تیره که هرگز از صورتش کنار نمی رود حتی در فضاهای داخلی. عینک او دستمایه ای برای شوخی با او در برخی از محافل بوده،حتی در فصلی از فیلم "آژانس شیشه ای" هم قشر روشنفکر به چالش کشیده شده است که نماد آن فیلمسازی با عینک تیره است که بی توجه به مساله حاج کاظم به فکر رسیدن به جشنواره بعدی است. کیارستمی در مصاحبه ای گفته بود یکبار شرکتی معروف در اروپا از او خواسته بود تا بر اساس این عینک و به نام کیارستمی عینکی را به بازار ارائه دهد که کیارستمی در برابر این پیشنهاد مقاومت کرده و قراردادی امضا نکرده بود، هر چند بعدا از این کار ابراز پشیمانی می کرد.
عباس کیارستمی که با فیلم"شیرین" در بخش خارج از مسابقه شصت و پنجمین جشنواره فیلم ونیز حضور دارد در مقابل درخواست عکاسان عینکش را برای اولین بار کنار زد.
۲۷ مردادماه درباره بازی گلشیفته فراهانی و دی کاپریو در فیلمی از رایدلی اسکات نوشتم که با استقبال مخاطبان "دونده" قرار گرفت. در چند روز اخیر شایعات زیادی مبنی بر ممنوع الکار بودن این بازیگر جوان منتشر شده است که احتمالا از منابع مختلف دیده اید.
اما امروز خبرگزاری فارس به نقل از محمد رضا شریفی نیا اعلام کرده که گلشیفته فراهانی پنج شنبه گذشته از ایران خارج و به آمریکا سفر کرده است. این هم اصل خبر فارس.اما به نظر می رسد او برای حضور در مراسم اکران افتتاحیه به خارج از کشور سفر کرده باشد.فیلم "مجموعه دروغ ها" یا " خانه دروغ ها" از جمعه ۱۹ مهرماه در آمریکا و برخی از کشورها روی پرده خواهد رفت.
مطالب مرتبط:عکسی از فیلم هالیوودی با بازی گلشیفته فراهانی و لئوناردو دی کاپریو
جواد خدادادی بازیگر تلویزیون درگذشت، دور از ایران و در بیمارستانی در دورتموند آلمان.او که ۸ سال پیش به آلمان رفته و در کنار دختر و پسرش در آلمان زندگی می کرد، اواخر اردیبهشت به ایران بازگشت و اعلام کرد مصمم است بازیگری را از سر گیرد اما بیماری همسرش او را وادار به بازگشت کرد و خدادادی دوماه پیش به دورتموند بازگشت و در نهایت خود به بیماری قلبی درگذشت.همانجا هم به خاک سپرده شد.
او که در سالهای دور با عنوان نجار به اداره تئاتر وارد شده بود، چندی بعد به عنوان خیاط کار خود را پی گرفت و به عنوان مسوول دفتر به کادر اداری وارد شد.سریال "آیینه" به کارگردانی غلامحسین لطفی نخستین تجربه بازیگری او در تلویزیون به شمار می آید.او در اپیزودهای مختلف توانایی اش را نشان داد و در سالهای بعد در سریالهای دیگری همچون"نطفه شوم"،"ازدواج پر ماجرا"،"امام علی" و ... به ایفای نقش پرداخت یکی از کارهای تله تئاتر تلویزیونی اش نیز " دکتر فاستوس" بود که در ذهن بینندگان نقش بسته است.او در سالهای دوراز وطن نیز دو نمایش یکی با ایرج زهری در هامبورگ(سال۲۰۰۴) و دیگری اثری از آنتوان چخوف برای شرکت در جشنواره کلن روی صحنه برد.خبر درگذشت این بازیگر را خبرگزاری فارس مخابره کرد امابه زمان مرگ او اشاره نکرده است.
خبرگزاری ایلنا گزارش داده که "سوسن تسلیمی"به ایران باز می گردد ،آنهم نه برای دید وبازدید بلکه برای کارگردانی دومین فیلم بلند خود.این هم از آن دست خبرهایی است که در قبول کردنش به قول قدیمی ها باید اتکا کرد که می گویند شنونده باید عاقل باشد.در این خبر آمده که سوسن تسلیمی این بار هم به داستان یک خانواده مهاجر ایرانی می پردازد و احتمالا با استفاده از بازیگران و لوکیشن های ایرانی فیلم را در اینجا! جلوی دوربین خواهد برد.در این سالها بارها خبر آمدن تسلیمی به ایران منتشر شده اما او نه تنهابرنگشته بلکه حتی در مقام تایید و تکذیب هم برنیامده است.هزار و یک دلیل می توان در عدم صحت این خبر شناسایی کرد که اولینش درگیری او برای کارگردانی تئاتر جدیدش در سوئد و همچنین فعالیت در وزارت فرهنگ سوئد است.این بازیگر که از ۲۳ سال پیش ترک وطن کرده قرار است زمستان امسال در استکهلم نمایش خود را روی صحنه ببرد.گذشته از این در صورتی که این فیلم کلید بخورد اساسا قریب به یقین خواهد بود که موافقتی با تولید این فیلم در این جا و حداقل در این دولت صورت نخواهد گرفت.به ویژه اینکه فیلم نخست سوسن تسلیمی هم به مذاق بسیاری از ایرانی ها حتی غیر دولتی ها هم خوش نیامده است.از دلایل دیگری که نیازی به تکرارش نیست اگر بگذریم فعلا نمی توان در باره حضورش در اینجا فعلا به طور جدی حرف زدو به نظر می رسد این هم یکی از هزاران خبری است که با فعل "خواهد شد" ساخته می شوند و خاصیتی جز این ندارند که تلکس های خبری را پر کنند و البته دوستداران سینما را به یاد آثار این بازیگر طراز اول تاریخ سینمای ایران بیندازند.
درباره سوسن تسلیمی هم بد نیست اشاره کنم،متولد سال 1328 و فارغ التحصيل رشته ي تئاتر از دانشكده ي هنرهاي زيبااست.مادرش منيژه آخوندنيا بازيگر دهه 1330 تئاتر و سينما و پدرش خسرو تسليمي از تهيه كنندگان و مديران توليد دهه ي 1340بود. سوسن تسليمي قبل از سينما به عنوان بازيگر تئاتر فعال بود و با گروه «بازيگران شهر»، «تئاتر پياده» و تئاتر«چهار سو» همكاري مي كرد. «واي بر مغلوب»، «زيرزمين»، «روسپي بزرگوار»، «عروسي خون»، «چشم انداز پل»، «شهر ما»، «دايره ي گچي قفقازي»، «ترس و نكبت»، «رايش سوم» و «مرگ يزدگرد» از جمله نمايش نامه هايي است كه او به كارگرداني داريوش فرهنگ، هرمز هدايت، مهدي هاشمي، بيژن مفيد و بهرام بيضايي بازي كرده است. تسليمي در سينما فقط شش فيلم بازي كرد. اما با همين تعداد كافي بود تا نامش به عنوان يكي از بازيگران كارآزموده و محبوب سينماي ايران ثبت شود. او عمده ي فيلم هاي خود را براي بهرام بيضايي بازي كرده است:چريكه تارا (1357)،مرگ يزدگرد (1360)،باشو غريبة كوچك(1365) و شايد وقتي ديگر(1366) دو فيلم ديگرش يكي ماديان(1364) است و ديگري طلسم(1365) كه به ترتيب براي علي ژكان و همسر سابقش داريوش فرهنگ بازي كرد. او در كارنامه ي سينمايي اش دو مجموعه ي تلويزيوني نيز دارد: يكي حلقة جادو(1352) براي كودكان و نوجوانان و يكي هم سربداران(1362) به كارگرداني محمد علي نجفي. او پس از آخرين فيلمش در سال 1367 به سوئد مهاجرت كرد و در سوئد تعداد زيادي نمايش نامه نوشت و كارگرداني كرد او در سوئد جوايزي به عنوان بازيگر دريافت كرده است: جايزه اي براي بازي در نمايش قرباني، سلستينا (1995) و جايزه ي بهترين بازيگر سال از طرف آكادمي سوئد براي نمايش مده آ (1999). او هم چنين فيلم"خانه در آتش" در سال2001 را كارگرداني كرد.