تبليغاتX
دونده

میترا حجار بازیگر سینمای ایران که چندی از وطن دور بود قرار است در سریالی از کمال تبریزی بازی کند.او که سه سالی بود در فرانسه زندگی می کرد و گفته می شود اخیرا وارد کشور شده و این اتفاق اولین حضورش بعد از چند سال دوری از دوربین خواهد بود.او که آخرین بار در "این ترانه عاشقانه نیست" به کارگردانی رحمان رضایی به ایفای نقش پرداخته بود در یکی از نقش های اصلی سریال تاریخ معاصر "سرزمین کهن" بازی خواهد کرد.البته حجار هنوز در محافل سینمایی ظاهر نشده و چیزی درباره حضور در سینما و تلویزیون بیان نکرده است.در صورتی که وی موفق به بازی در کار تبریزی شود این سریال دومین کار تلویزیونی وی پس از "پلیس جوان" خواهد بود. او در دو سه تئاتر صحنه ای هم بازی کرده بود که منتقدان از این فعالیت چندان راضی نبوده اند.او سال گذشته به خاطر حضور بدون روسری در جشنواره ای آمریکایی مورد توجه سایت ها و وبلاگ های بی شماری قرار گرفت.حجار برای نمایش فیلم و جلسه نقد و بررسی فیلم "زمستان است" ساخته رفیع پیتز همراه با وی در جشنواره لس آنجلس حاضر شده بود.میترا حجار بازیگر توانایی است و شانس همکاری با کارگردانان بزرگی همچون بهرام بیضایی،مسعود کیمیایی و رسول ملاقلی پور را داشته است، اما بازی در فیلم های ضعیفی همچون رازها،فراری، بازنده و... موقعیتش را با انتقادهایی همراه کرده بود.امید است که نهادهای متولی سینما و تلویزیون به این بازیگر روی خوش نشان بدهند و بتواند بار دیگر به فعالیت خود ادامه بدهد.

خبر ایسنا درباره سریال"سرزمین کهن" اینجاست

+ نوشته شده در چهارشنبه 29 آبان1387ساعت 11:47 توسط بهمن عبداللهي |

دو روز پیش خبری در سایت ها منتشر شد که مضمونش برنده شدن منیژه حکمت در جشنواره امیان فرانسه بود.او اعلام کرده بود جایزه ویژه هیات داوران را دریافت کرده حال آنکه دیروز محمد اطبایی به عنوان پخش کننده خارجی فیلم "سه زن" این جایزه را تکذیب کرد و گفت جایزه مورد نظر تنها یک دیپلم افتخار بوده است.

حکایت تبلیغ برای گرفتن جایزه از جشنواره های خارجی موضوع تازه ای نیست.اما ظاهرا گریبان خیلی ها را گرفته تا از این منظر فیلمشان را باارزش معرفی کنند.دلیل دوم این حرکت هم  احتمالا نوعی تبلیغ برای فیلمی است که روی پرده است یا به زودی اکران خواهد شد.حتی فیلمسازی مثل مجیدی هم که سنگ دفاع از ارزشهای دینی و انقلابی و اسلامی را به سینه می زند در  پوسترهای فیلم "آواز گنجشک ها" تلاش کرده تا از رهگذر چاپ عکس محمد رضا ناجی ـ که خرس نقره ای جشنواره برلین را در دست دارد ـ برای تبلیغ در بازار یابی فیلمش بهره بگیرد. موضوع اصلی آن است که برخی از جشنواره هایی که دوستان از آنها جایزه می گیرند اساسا جشنواره های بزرگ و تاثیر گذاری نیستند.برخی از جوایز هم نوعی تقدیر داخلی حساب می شود که برای مخاطب خبر قابل رد گیری نیست و متاسفانه دوستان خبرنگار هم به خاطر اعتماد به منابع خبری آنرا منتشر می کنند.نمونه اش برخی از جوایزی است که یکی از کارگردانان زن سینمای ایران از آمریکا گرفته بود و بعدها مشخص شد اصلا جشنواره ای در کار نبوده بلکه مراسمی ساده برگزار شده است و برای ابراز لطف مثلا پلاکی یا لوحی اهدا شده  و در نهایت از سوی سازنده اثر به جای جایزه! تبلیغ شده است.به نظر می رسد برخی سینماگران به جای پرداختن به اصل ـ که همانا توجه به کیفیت اثر به عنوان محصولی سینمایی است ـ به حاشیه ها بیشتر علاقه نشان می دهند.نمونه اش سازنده همین فیلم "سه زن" ـ کاری که به شدت از فیلم قبلی حکمت ضعیف تر است و نه مورد توجه تماشاگران عام و نه منتقدان قرار گرفته است ـ اما حکمت به جای درس گرفتن از اشتباهات و قبول کردن ضعف های اثر رویکردی جنجالی را پیش گرفته است. 

خبر تکذیب جایزه منیژه حکمت اینجاست

+ نوشته شده در سه شنبه 28 آبان1387ساعت 10:25 توسط بهمن عبداللهي |

محمد رضا ناجی سومین جایزه جهانی خود را به خاطر بازی در فیلم "آواز گنجشک ها" گرفت.او در شانزدهمين جشنواره بين المللي فيلم دمشق به عنوان بهترین بازیگر نقش اول مرد انتخاب شد.ناجی در ۴۸ ساعت گذشته موفق به دریافت دو جایزه از جشنواره های جهانی شده است.روز گذشته او در دومین جشنواره فیلم آسیا پاسیفیک استرالیا همین جایزه را برای فیلم "آواز گنجشک ها" گرفته بود.او همچنین صاحب خرس نقره ای بهترین بازیگر جشنواره درجه الف برلین است که معتبر ترین جایزه بین المللی بازیگری سینمای ایران محسوب می شود.واقعا چه می توان گفت به آنهایی که جایزه اش را در جشنواره فیلم فجر به امین حیایی دادند! توضیحات کافی و مطالب مرتبط را در پست قبلی بخوانید.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 22 آبان1387ساعت 11:49 توسط بهمن عبداللهي |

محمد رضا ناجی بازیگر فیلم "آواز گنجشک ها" سی و چهارمین جایزه بازیگری سینمای ایران را به دست آورد.ناجی این جایزه را از دومين جشنواره بين‌المللي فيلم آسيا پاسفيك دریافت کرد.او زمستان گذشته جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را از جشنواره برلین به دست آورده بود که معتبرترین جایزه بازیگری سینمای ایران به شمار می آید.جالب آنکه ناجی در جشنواره های داخلی همچون جشنواره فیلم فجر،جشن سینما و جشنواره های دیگر تنها دو دیپلم افتخار گرفته بود.او از جمله بازیگران حسی سینمای ایران است که کارش را با فیلم "بچه های آسمان" ساخته مجید مجیدی آغاز کرد.این بازیگر تبریزی تاکنون در 12 فيلم به ايفاي نقش پرداخته و عمدتا در نقش مهاجران شهرستاني،مردهاي روستايي،آدمهاي حاشيه نشين و...بازي كرده كه البته در همه آنها لهجه آذري خود را حفظ كرده است.گرچ همين ويژگي به علاوه توانايي او باعث شد تا مجيدي پس از تست زدن صدها بازيگر و نابازيگر در نهايت بار ديگر به سراغ ناجي خود برود كه بهترين گزينه براي نقش كريم ،كارگر مزرعه شتر مرغ به نظر مي رسيد.

مطالب مرتبط:بیتا فرهی آخرین بازیگر برگزیده ایرانی در جشنواره های جهانی

                  ناجي،بازيگري كه برلين از خود ما بهتر شناخت

                  32 موفقیت جهانی برای بازیگران ایرانی

                 

+ نوشته شده در سه شنبه 21 آبان1387ساعت 17:22 توسط بهمن عبداللهي |

اين روزها از علاقه مندى هنرمندان سرشناس سينما و تلويزيون به «عكاسى» خبرهاى زيادى به گوش مى رسد.یکی از این نمونه ها شرکت چند تن از بازیگران و سینماگران در اکسپوی بزرگ عکس است. شايد براى تمام كسانى كه عكاسى را ديگر هنرى تجملاتى فرض نمى كنند اين خبرها چندان عجيب نباشد، اما براى آنهايى كه سينما را به عنوان "هنر هفتم" مى شناسند علامت سؤالى پديد مى آيد با این مضمون كه در عكاسى چه لذتى هست كه در دوربين سينما و تلويزيون نيست؟
نگاهى به تاريخ سينما نشان مى دهد كه پدر تصوير متحرك (يا همان سينماى خودمان) عكاسى بوده، از سوی دیگر عكاسى هنرى است كه محصول تلاش يك نفر به عنوان عكاس و احتمالاً يك يا چند نفر به عنوان سوژه است، در حالیكه سينما محصول تلاش ده ها و گاه صدها و هزاران نفر است كه مى كوشند داستانى را به كمك تصوير متحرك براى تماشاگران سالن هاى سينما يا بينندگان تلويزيون روايت كنند، آنها را به وجد بياورند و احساساتشان را برانگيزند. با اين حساب عجيب نيست كه ستارگان سينما با دورى از هياهوى تكرار شونده فيلمسازى و دوربين و نمايش و شلوغى شهرت كيف را بردارند و در كوچه و خيابان و كوه و دشت، در تنهايى خود بخش هايى از اتفاقات جهان را روى نگاتيو يا حافظه دوربين ثبت كنند.

در خبرها آمده بود كه نخستين اكسپوى عكس در مؤسسه صبا برگزار مى شود، رويدادى كه ۲۹۰ عكاس در آن حضور خواهند داشت و البته جمعى از اين ميان سينماگران و چهره هاى شاخص سينما و تلويزيون هستند. فيلمسازان و بازيگرانى همچون عباس كيارستمى، ناصر تقوايى، محمود كلارى، نيكى كريمى، فريبرز عرب نيا، رضا كيانيان، يارتا ياران، ساعد نيك ذات، سيف الله صمديان و ‎.‎.‎. از جمله اين چهره ها هستند.علاقه مندان سينما البته بخوبى مى دانند كه افرادى همچون كيارستمى، كلارى و صمديان فيلمسازانى هستند كه كار خود را از عكاسى آغاز كرده اند يا حداقل عكس گرفتن از دغدغه هاى هميشگى زندگى هنرى شان بوده است اما بازيگرانى همچون كريمى، عرب نيا، كيانيان و ‎.‎.‎.عكاسى را در كنار حرفه اصلى خود دنبال كر ده اند. به هر حال «شهرت» موضوعى است كه مى تواند هنرمندان را در رسيدن به اهداف اجتماعى آنها كمك كند، رويكردى كه كيانيان در نمايشگاه مجسمه هاى چوبى خود دنبال كرد و البته با استقبال خريداران مواجه شد. در اينجا هم احتمالاً جدا از عرض اندام در هنرى ديگر، فضاى مناسبى براى فروش آثار عكاسى اين چهره ها فراهم شده تا شايد بتوانند در اين حوزه هم آزمون و خطا کرده چیزی را از سایه شهرت خود به فروش برسانند.
بهاره افشارى با برگزارى نمايشگاه نقاشى در خانه هنرمندان (كه چندى پيش برگزار شد) لاله اسكندرى با برگزارى نمايشگاه عكس در مركز همايش هاى رايزن، يارتا ياران با برگزارى نمايشگاه عكس در نقاط مختلف، حميد جبلى با پرداختن به عكاسى، مجسمه سازى و نقاشى، پگاه آهنگرانى با شركت در نمايشگاه گروهى عكس در شهرهاى مختلف و ‎.‎.‎. از جمله سينماگرانى هستند كه به اين تجربه دست زده اند.از سوى ديگر تلاش بسيارى از عكاسان براى ورود به حوزه هاى ديگر همچون فيلمبردارى و كارگردانى نشان مى دهد كه عكاسان هم علاقه مند تجربه در بخش هاى ديگر هستند. بهمن قبادى، مهرشاد كارخانى، محمود كلارى، محمد احمدى و ‎.‎.‎. با ورود به عرصه كارگردانى، محمدرضا شريفى نيا، اكبر اصفهانى، حسين ملكى و ‎.‎.‎. با فعاليت در حوزه فيلمبردارى و بازیگری از جمله عكاسانى هستند كه گرچه هنوز عكاسى مى كنند اما همچنان در حرفه خود نیز به فعاليت خود ادامه داده اند.

+ نوشته شده در دوشنبه 20 آبان1387ساعت 7:24 توسط بهمن عبداللهي |

چند دقیقه پیش یکی از دوستان خبر داد محمد باقر قالیباف شهردار تهران در بیمارستان ایرانمهر بستری و به اتاق عمل اعزام شده است.تازه فهمیدم خوابم تعبیر شده.شده بودم مثل حمید هامون، با خودم حرف می زدم و در گذر کوچه ای قدیمی از سردابه ای مخروبه سر درآوردم که یکی را داشتند جراحی می کردند.مهشید و دکتر سماواتی و عظیمی بساز بفروش و بقیه هم بودند.روی تخت کسی خوابیده بود که نگذاشتند ببینم.فکر می کردم خودم خوابیده ام اما یکی گفت قالیباف را دارند جراحی می کنند.آمدم بیرون، کوچه قدیمی اتوبان شده بود و ماشینها توی ترافیک اتوبان به آن بزرگی گیر کرده بودند و بعضی ها داشتند وسط شلوغی و ازدحام با گالن به ماشینشان بنزین میزدند. یکی هم آمده بود و سی دی های "مجموعه دروغ ها"را به راننده ها می فروخت.صدای آمبولانس که آمدم بیدار شدم و دیدم آلارم موبایلم دارد زنگ می زند.

به روزنامه که رسیدم تیتر روزنامه های صبح را به سرعت چک کردم.تیتر بانی فیلم جمله ای از احمد رضا درویش بود که معترضانه گفته بود "شهرداری هم وظیفه دارد سینما بسازد،اما می سازد و سرکوفت می زند" او این حرف را چهارشنبه شب در مراسم افتتاح سینما جوان زده بود.یادم آمد که در مراسم افتتاح سینما آزادی قالیباف گفت "این سینماها را به شرطی می سازیم که گناهی در آن اتفاق نیفتد" آنروز نفهمیدم منظورش چه بوده.هر چه فکر کردم دیدم فیلمهای گناهدار که اینجا اکران نمی گیرند فیلمهای بی گناه هم که سانسور می شوند.چه جور گناهی ممکن است در سالن تاریک اتفاق بیفتد که احیانا ممکن است "چراغی" سینما از آن بی خبر بماند؟ بقول این قدیمی ها ملتفت نشدم.حالا هم درکی از گناه کردن در سالن سینما ندارم. اما دعا می کنم حال شهردار خوب شود و باز هم سینما بسازد.ماهم قول می دهیم گناهی در سینما مرتکب نشویم!

+ نوشته شده در شنبه 18 آبان1387ساعت 13:23 توسط بهمن عبداللهي |

فروتن و كريمي در تله تئاتر خرده جنايت هاي زن و شوهريدنیای هنر در جامعه ما عجب دنیای جالبی است.دنیایی که پر از تناقض و به قول روشنفکرها پارادوکسیکال به نظر می آید.یک نمونه اش همین مساله عدم موفقیت برخی چهره های سینمایی روی پرده است که کمتر مخاطبی را به سالن تاریک سینما جذب می کنند آنوقت یک عده از تئاتری ها تلاش می کنند از سایه حضور چهره های سینمایی بر روی صحنه یا جلوی دوربین تئاترهای تلویزیونی آمار  تماشاگر خود را بالاتر ببرند.اما آیا حضور صرف یک بازیگر ستاره به معناي ارزشمندي تله تئاتر است؟!

اين روزها در گوشه و كنار حرف از «هنرمندگريزى» در عرصه تئاتر بسيار شنيده مى شود. گاه مو سفيدكرده ها و استخوان خردكرده هاى تئاترى سخن از جذابيت فريبنده سينما و تلويزيون مى گويند و گناه هجرت برخى از اهالى تئاتر را به عرصه هاى تصويرى از چشم سينما و تلويزيون مى بينند كه پز و پول و پشت جلد مجله اش بيشتر به نظر مى آيد و شيرين تر! اما از سوى ديگر بسيارى از اهالى سينما و تلويزيون به «تئاتر» علاقه نشان مى دهند و تلاش مى كنند هرطور شده اگر شد روى صحنه تئاتر و اگر نشد حداقل در «تله تئاتر» حضور پيدا كنند و در سياهه كارنامه شان فعاليت تئاترى را هم از علايق خود معرفى كنند. تجربه نشان داده كه بسيارى از بازيگرانى كه از تئاتر به سينما وارد شده اند چهره هايى موفق بوده اند؛ بازيگرانى همچون عزت الله انتظامى، على نصيريان، محمدعلى كشاورز، پرويز پرستويى، مرحوم خسرو شكيبايى، رضا كيانيان، ماهايا پطروسيان، آزيتا حاجيان، پانته آ بهرام، مهتاب نصيرپور، گلچهره سجاديه و صدها تن ديگر. اما بازيگرانى كه از سينما به تئاتر آمده و اين عرصه را تجربه كرده اند كمتر موفق بوده و در سينما بازيگران بهترى بوده اند.
در سال هاى گذشته برخى از بازيگران سينما بنا به علاقه يا فرصتى كه پيش آمده براى اولين بار در كارهاى تئاترى ظاهر شدند، محمدرضا فروتن (رومئو و ژوليت)، ميترا حجار و مهتاب كرامتى (آنتيگونه و هملت)، حبيب رضايى (در بيشتر آثار محمد رحمانيان)، مريلا زارعى (سمفونى اين فصل را با من بخوان) و چند تن ديگر از اين گروه هستند كه بدون شك جلوى دوربين بازيگران شاخصى بوده اند اما روى صحنه نتوانستند مخاطب را راضى كنند كه البته ترانه عليدوستى در «فنز» يك استثنا به شمار مى آيد.
از سوى ديگر بسيارى از بازيگران سال هاى دور تئاتر كه به خاطر پرداختن به سينما و تلويزيون كمتر روى صحنه ظاهر شده اند گاه روى صحنه رفته و توانايى هاى خود را به رخ كشيده اند بازيگرانى همچون پرويز پرستويى (عشق آباد و فنز)، سعيد پورصميمى (هنر و دايره گچى قفقازى)، رضا كيانيان (بازى استرينبرگ و حرفه اى ها)، اكبر عبدى (اكبر آقا آكتور تئاتر)، حميد جبلى و مرحوم رضا ژيان (دوستان)، على نصيريان (پنجره ها)، ثريا قاسمى (در مصر برف نمى بارد)، گلاب آدينه (پوف)، مهدى هاشمى و پرويز پورحسينى (كارنامه بندار بيدخش)، مرضيه برومند (افرا) و ده ها هنرمند ديگر را مى توان در همين باره مثال زد.با این حال برخی از بازیگران دیگر همچون بیژن امکانیان اعلام کرده اند که به زودی روی صحنه می روند!
توليد سالانه ۷۰ تا ۱۰۰ فيلم سينمايى و تقريباً همين تعداد فيلم ۹۰ دقيقه اى تلويزيونى (تله فيلم) باعث شده گذر كمتر بازيگر تئاترى هجرت كرده به صحنه هاى تئاتر بيفتد، دليلش هم گرفتارى هاى كارى و ماجراى معروف دغدغه معيشت و كمبود زمان است.اما تئاترهاى تلويزيونى- كه اين روزها پايگاه اصلى اش شبكه چهار است- فضايى فراهم كرده تا برخى از بازيگران تئاترى بتوانند با فرصتى اندك در اين آثار به ايفاى نقش بپردازند. حضور بازيگرانى همچون محمدرضا فروتن و نيكى كريمى (در تله تئاتر خرده جنايت هاى زن و شوهرى) كار فرهاد آئيش نمونه اى مثال زدنى از اين رويكرد است. بازيگرانى كه در عرصه سينما حرف هاى زيادى براى گفتن دارند اما در اين اثر حتى در حد يك بازيگر معمولى هم ظاهر نشدند.اين روزها از حضور شهاب حسينى و صابر ابر در كار «كرگدن» از فرهاد آئيش، فرزاد حسنى در «مهر هفتم» به كارگردانى سعيد شاپورى و.‎.‎. هم خبرهايى مى رسد اما بايد در انتظار ماند و ديد اين چهره ها كه تجربه بازيگرى تئاتر ندارند چگونه عمل خواهند كرد.

+ نوشته شده در چهارشنبه 15 آبان1387ساعت 8:18 توسط بهمن عبداللهي |

اولين بار كه پايم به سالن تاريك سينما باز شد، كلاس دوم ابتدايى بودم، سال ۵۸ بود و سينما روى ديگر خود را به مخاطبان نشان مى داد.همراه شدم با گروه دانش آموزانى كه روانه سينما ملت قزوين بودند براى حضور در يك جشنواره فيلم - كه بعد ها دانستم جشنواره رشد بوده - پس براى نخستين بار تصاوير جادويى را روى پرده نقره اى نظاره كردم. «سفر به ماه» بود اثر ژرژ ملى يس. چيزى از فيلم اين كارگردان دوران صامت دستگيرم نشد اما نمايش تصاوير عظيمى كه در پرده سالن به حركت درمى آمدند، نه براى من بلكه براى همه بچه هايى كه براى اولين بار جدا از صفحه تلويزيون فيلمى را تماشا مى كردند، بسيار جذاب و خاطره انگيز بود.
حالا ۳۰ سال از آن روز مى گذرد و جشنواره فيلم رشد به سى و هشتمين دوره خود رسيده است،رويدادى كه عنوان قديمى ترين جشنواره فعلى سينماى ايران را بر تارك خود دارد. جشنواره اى كه به لحاظ مخاطب هم فراگيرترين جشنواره كشور به شمار مى آيد.دليلش روشن و واضح است، اين جشنواره كه با رويكرد آموزشى - تربيتى در تهران و سپس در طول سال در استان هاى مختلف برگزار مى شود، طيف عظيمى از دانش آموزان، معلمان و اوليا را دربر مى گيرد، مخاطبانى كه رقم آنها به چند ميليون نفر مى رسد. فارغ از كيفيت، برگزارى چنين رويدادى - كه در موقعيت خود جاى بحث دارد - از دو جهت حائز اهميت است؛ نخست اين كه اين جشنواره توانسته به دورافتاده ترين نقاط كشور پاى كشيده و در آگاهى و اطلاع رسانى نقش رسانه تأثير گذارى چون سينما را به رخ بكشد و دوم آن كه ابزار تصوير را به عنوان مقوله اى كمك آموزشى و نه صرفاً سرگرم كننده معرفى كند.
استاد اكبر عالمى كه موى در راه سينما سپيد كرده و تجربيات زيادى در اين حوزه دارد، رئيس هيئت داوران اين جشنواره است.او در جلسه خبرى اين جشنواره تأكيد كرد كه در كشورهايى مثل كانادا و ژاپن تدريس سنتى منسوخ شده و حالا ديگر به جاى كاغذ ودفتر و كتاب، بسته هاى آموزشى رسانه اى جاى شيوه سنتى را گرفته اند.او تأكيد كرد كه يك تصوير مى تواند به جاى هزار كلمه روى دانش آموز تأثير بگذارد.ادعاى بيراهى هم نيست چراكه تصوير و در اينجا سينما مقوله اى است كه به واسطه داشتن ابعاد مختلف (نور، صدا، حركت) مى تواند فضاى قابل لمسى براى مخاطب كودك فراهم كند. اين همان جادوى سينماست كه روى پرده سفيد جارى مى شود و حالا در سراسر جهان چند ميليارد انسان را مورد خطاب خود قرار داده است.جشنواره فيلم رشد با آثارى از كشورهاى مختلف جهان و همچنين فيلمسازان كشورمان مى تواند حرفهاى زيادى براى گفتن داشته باشد، چه براى دانش آموزان تشنه دانش و چه اوليا و مربيان تشنه آموزش.

+ نوشته شده در یکشنبه 12 آبان1387ساعت 8:35 توسط بهمن عبداللهي |

"سه زن" فیلم خوبی نیست.حتی متوسط هم نیست.این کار دومین تجربه کارگردانی منیژه حکمت است که حالا سردمدار فیلمسازان معترض شده و البته این موضوع اهمیتی در کیفیت فیلمش ندارد.سه زن فیلمی است که داستان خوبی ندارد و همان داستان نصفه ونیمه اش را هم با مشکلات فراوان بیان می کند.قرار است فیلم به دغدغه های سه نسل از زنان دیار ما بپردازد که در جاهایی این معضلات مشترکند و در جاهایی با هم متفاوتند.اما این شعارها و پیام ها گرچه روی کاغذ خیلی هم قشنگ اند اما در فیلم حکمت نه تنها هیچ تاثیری ندارند بلکه باعث خنده کسانی می شوند که به آنها تماشاگران حرفه ای سینما می گوییم.

تماشاگری که با گره اولیه ای به عنوان "تلاش برای خارج کردن یه فرش نفیس از کشور" مواجه می شود خیلی زود درگیر پاره قصه هایی می شود که کارکردی در مسیر اصلی داستان ندارند و اساسا از اهمیت آن ماجرایی که گفته شد به دور می افتد و درگیر ماجراهایی مثل موسیقی زیرزمینی و رانت و بیماری یک دختر فراری و ...می شود.به نظر می رسد سه زن سه اپیزود جداگانه است که با سماجت با هم تلفیق شده اند.از روایت مخدوش،شخصیت پردازی، عدم یکدستی در ریتم، بازی های شتابزده و سردستی هم چیزی نگوییم بهتر است.به نظر می رسد این نوع سینما ـ که مخاطب را چون شاگردی برای نصیحت کردن و متهم کردن به عدم توجه به تعهدات اجتماعی و چه وچه می نگرد ـ برای تماشاگران این روزها هیچ جذابیتی ندارد.به اعتقاد من سینما در وهله اول هنری سرگرم کننده است که ماموریت اصلی اش ایجاد جذابیت بر پرده نقره ای است.حالا اگر حرفی هم داشته باشد چه بهتر و اگر سازنده اثر ،هنری هم به خرج دهد که البته عالی است.نگاهی به فروش اندک فیلم منیژه حکمت نشان می دهد که این ادعا بی پایه نیست.

مطالب مرتبط:مصيبت هاي سينماي روشنفکري امروز ايران- یادداشت امیر قادری درباره سه زن

                  یک نقد برای سه زن

+ نوشته شده در دوشنبه 6 آبان1387ساعت 18:16 توسط بهمن عبداللهي |