تبليغاتX
دونده

 

 

 

 

 

 

 

 

این هم از پوستر جشنواره فیلم فجر امسال که سرشار از "مرغ" است و البته تنها چیزی در آن دیده نمی شود سینماست! گلاب به رویتان اما اهل سینما چندان حالش از این پوستر خوب نمی شود! شما بفرمائید ما در حوزه هنرهای تجسمی کم داریم کسانی که سینما را بفهمند؟

 حالا، خدا کند فیلم های جشنواره بیست و هفتم مثل این سیمرِغ رنگ کرده نباشد،انشاالله

 مطالب مرتبط:داستان سیمرغ بلورینی که 20 ساله شد

+ نوشته شده در دوشنبه 30 دی1387ساعت 16:10 توسط بهمن عبداللهي |

سيمرغ نشانه اصلى جشنواره فيلم فجر است، پرنده اى افسانه اى كه در ادبيات كهن ما به وفور از آن ياد شده است، امروز هم سيمرغ در زندگى ايرانيان جاى دارد و از آن به فراخور فضا و مكان ياد مى شود. «سيمرغ» در شاهنامه فردوسى پرنده اى افسانه اى است كه در كوه قاف زندگى مى كند، دانا و خردمند است و به رازهاى نهان آگاهى دارد و يار ديرين رستم قهرمان اساطيرى ايرانى است اما در اثر عطار نيشابورى پرنده اى اسطوره اى تلقى مى شود كه جمعى از مرغان براى پيدا كردن آن عزم مى كنند و چون تعدادى از سفر بازمى مانند، 30 مرغ نهايى به اين نتيجه مى رسند كه خود سيمرغ اند و ‎.‎.‎.

اما در سه دهه اى كه گذشته سيمرغ نامى است كه با جشنواره فيلم فجر مى آيد. جشنواره فيلم فجر كه امسال بيست وهفتمين دوره خود را پشت سر خواهد گذاشت، جايزه اى با عنوان «سيمرغ بلورين» دارد كه به برگزيدگان در بخش هاى مختلف اهدا مى شود. «سيمرغ بلورين» امسال ۲۱ ساله مى شود. پيش از آن جشنواره فيلم فجر بود، اما سيمرغ نبود. سيمرغ بلورين از دوره هفتم به جشنواره آمد و جدا از آنكه جايزه جشنواره شد، به عنوان نماد جشنواره فيلم فجر هم شناخته شد. جشنواره فيلم فجر در سال ۱۳۶۱ پايه گذارى شد، جشنواره اى كه دبيرش حسين وخشورى بود و به صورت غيررقابتى از ۱۲ تا ۲۲ بهمن برپا گرديد. اشباح (رضا ميرلوحى)، حاجى واشنگتن (على حاتمى)، سفير (فريبرز صالح)، خط قرمز (مسعود كيميايى) و مرگ يزدگرد (بهرام بيضايى) در اين دوره روى پرده رفتند.
سال ۶۲ جشنواره شكل رقابتى گرفت و در رشته هاى تدوين، موسيقى متن، فيلمبردارى، بازيگر نقش اول و دوم مرد، فيلمنامه، كارگردانى، فيلم كوتاه و جايزه هيئت داوران، برگزيدگان معرفى شدند. اما از پنجمين دوره جشنواره فيلم فجر كه ۱۲ تا ۲۲ بهمن سال ۱۳۶۵ برگزار مى شد، جايزه برگزيدگان «لوح زرين» بود و رشته هاى تازه اى همچون صداگذارى، جلوه هاى ويژه، صدابردارى و موسيقى متن هم به فهرست جايزه ها اضافه شد.
اما از سال ۱۳۶۷ سيمرغ روى يادمان هاى بلورين جشنواره شكل گرفت و به خانه برگزيدگان رفت.نخستين دارندگان جايزه سيمرغ بلورين هم عبارتند از: در رشته صداگذارى اسحق خانزادى، صدابردارى بهروز معاونيان و اصغر شاهوردى، بازيگرى فاطمه معتمدآريا، محمود جعفرى، رؤيا نونهالى و عزت الله انتظامى، تدوين ژيلا اپيكچى، موسيقى متن مجيد انتظامى،فيلمبردارى محمود كلارى ،طراحی صحنه و فیلمنامه و کارگردانی محسن مخملباف و بهترين فيلم به مسعود جعفرى جوزانى (در مسير تندباد)، همچنين فيلم هاى كوتاه محمد رضا مقدسيان (كاريز تداوم حيات)‎. امروز كه در سال ۸۷ به سر مى بريم و جشنواره بيست وهفتم هم نزديك است، سيمرغ هاى جديد در كارگاه هاى هنرى مراحل آماده سازى و ساخت را طى مى كنند تا به دست برگزيدگان بيش از ۳۰ رشته سينمايى در دو بخش ملى و بين المللى اهدا شوند. اين جايزه تا امروز به دست بيش از ۵۰۰ اهل سينما رسيده است و امسال هم در بيش از ۳۵ رشته به برگزيدگان اهدا مى شود.

+ نوشته شده در یکشنبه 29 دی1387ساعت 19:19 توسط بهمن عبداللهي |

اين روزها ديدن فيلم هاى خارجى با زيرنويس فارسى به امرى عادى بدل شده، اما به نظر مى رسد همچنان براى كسانى كه سينما را به عنوان هنرى سرگرم كننده نگاه مى كنند، تماشاى فيلم ها و كارتون ها با «دوبله فارسى» تجربه اى بهتر تلقى مى شود.حضور صدها تن از هنرمندان ايرانى در حوزه دوبله و گويندگى حكايت از اين واقعيت دارد كه اين هنر هنوز زنده است و على رغم هجوم فيلم ها، كارتون ها و حتى سريال هاى خارجى غيرمجاز به سينماهاى خانگى تجربه اى متفاوت براى بسيارى از علاقه مندان است. فعاليت دوبلورهاى قديمى در سينما و تلويزيون و حضور گويندگان جوان در اين عرصه به توانايى دوبله ايران اقتدار زيادى بخشيده و نگاهى به آثار ارائه شده نشان مى دهد كه دوبله آثار ايرانى همچنان مثل دوران اوج خود در گذشته قابل اتكاست.
دوبله هنرى است كه همپاى سينما حركت كرده و از سال ۱۹۳۱ (۱۳۰۹) براى جايگزينى صداى اصلى ابداع شده است. فرانسه پيشگام هنر دوبله بوده و پس از آن ايتاليا و انگلستان پاى در اين راه گذاشته اند.در ايران هم الكساندر آقابابيان با دوبله چند فيلم تبليغاتى بنيان اين هنر را گذاشت.اولين فيلم خارجي دوبله شده در ايران فيلم فرانسوي "جاي پا در برف" بوده كه با نام "مرا ببخش" روانه سينما ها شد.اين كار با استقبال مواجه شد و در دهه ۳۰ رونق زيادي گرفت و در سالهاي دهه ۴۰ به اوج رسيد.امروزه گرچه ورود نمايش فيلم ها و آثار خارجى عمدتاً در اختيار صدا و سيما است اما در همين نهاد هم دوبله ضرورتى انكارناپذير به نظر مى آيد و از سوى ديگر فعاليت شركت هاى دولتى و خصوصى ويدئويى باعث شده كه از رونق دوبله كاسته نشود. با اين حال نگاهى به برخى از دوبله هاى گذشته و دوبلورها خاطراتى را براى مخاطبان زنده مى كند كه حتى انديشيدن به آنها خالى از لطف نيست.  در بخش آثار كارتونىنامهايي همچون مهدى آژير (با دوبله تنسى تاكسيدو)، حسن عباسى (مورچه در كارتون مورچه خوار)، احمد مندوب هاشمى (بنر)، كنعان كيانى (گربه نره)،نوشابه اميري(سرنتیپتی)، مرتضى احمدى (روباه مكار در پينوكيو)، مهدى آرين نژاد (مورچه خوار)، نادره سالارپور (پينوكيو، پسر شجاع و حنا دخترى در مزرعه)، پرويز ربيعى (پدر پسر شجاع)، تورج نصر (شيپورچى در پسر شجاع)، جواد پزشكيان (خرس قهوه اى)، حسين باغى (چهاردست در كارتون نيكو و كايكو در ميتى كومان)، عليرضا شايگان (كاكرو در فوتباليست ها)، اكبر منافى (زبل خان و كوتوله در گاليور)، على اصغر افضلى (كارآگاه گجت)، شهاب عسگرى (گاليور)، شهروز ملك آرايى (كاپيتان ليچ و آقاى ووپى)، صادق ماهرو (اسب در يوگى و دوستان) و.‎.‎.در بخش آثار سينمايى: عزت الله مقبلى (هاردى)، ژاله كاظمى (به جاى سوفيا لورن، اليزابت تيلور و نيكول كيدمن)، پرويز نارنجى ها (گروهبان گارسيا)، حسين معمارزاده (بروس لى)، محمدعلى زرندى (نورمن ويزدام)، حميد قنبرى (جرى لوئيس)، منوچهر نوذرى (به جاى جك لمون)، مريم شيرزاد (اوشين)، زهره شكوفنده (پزشك دهكده)، احمد رسول زاده (به جاى محمدعلى كشاورز در پدرسالار)، پرويز بهرام (جاده ابريشم)، خسرو خسروشاهى (آلن دلون و آميتا باچان)، ژرژ پطرسى (رابين هود)، پرويز ربيعى (آقاى نجار)، منوچهر اسماعيلى (حمزه)، چنگيز جليلوند (پل نيومن)، حسين عرفانى (دى دى)، محمدعلى ديباج (نجاشى در محمد رسول الله)، اكبر منافى (پوآرو)، ناصر طهماسب (بلال حبشى)، جلال مقامى (جعفر بن ابى طالب در محمد رسول الله)، آزيتا لاچينى (مادر اوشين)، بهروز رضوى (راوى ولايت عشق) و.‎.‎.

+ نوشته شده در دوشنبه 23 دی1387ساعت 19:50 توسط بهمن عبداللهي |

پشت صحنهدر روزهاى تعطيل تاسوعا و عاشوراى حسينى شبكه هاى تلويزيونى داخلى به نمايش اثرى پرداخت كه اتفاق تازه اى در روايت تصويرى سوگوارى امام حسين (ع) به شمار مى آيد. «نجواى عاشقانه» عنوان مجموعه اى تصويرى از عزادارى جمعى از مردم بود كه با فواصل كوتاه در شبكه هاى مختلف روى آنتن رفت. اين آثار مستند آخرين فعاليت سينمايى مجيد مجيدى كارگردان باسابقه ايرانى است كه ظاهراً در روزهاى نخست ايام محرم امسال ضبط شده است. كارى كه احتمالاً تمامى بينندگان سيما آن را ديدند و شايد مخاطبان آن به بيست، سى ميليون نفر برسد، اما اهميت ماجرا نه به تعداد مخاطبان بلكه به جهت كيفيت سينمايى و ساختار چشم نواز آن است.
مجيدى كه در «نجواى عاشقانه» از همكارى تعدادى از دانشجويان دانشكده مطهرى و عزاداران حسينيه كربلايى ها بهره گرفته، ساعاتى از آئين سينه زنى و نوحه سرايى را با استفاده از ۱۱ دوربين، طراحى صحنه و صدابردارى مناسب ضبط كرده است. اين مستند در سه بخش ظهر عاشورا، شب عاشورا و شام غريبان و با حضور مداحانى همچون صادق آهنگران، نزار قطرى و استاد محمدعلى كريمخانى تهيه شده است.در اين اثر برخلاف آثار مشابه كه امسال و همه سال هاى گذشته در اين ايام پخش مى شود، به دور از آشفتگى تصويرى و براساس نوعى نظم، ترتيب و آرايش ساده صحنه مى توان تصاويرى زيبا از اتفاقى جمعى را شاهد بود. حركات مناسب دوربين، كادربندى هاى مناسب و تركيب مناسب رنگ سبز و سياه باعث مى شود بيننده در عين جذب شدن به صداى دلنشين فرودآمدن دست ها بر سينه و نيز آواى مداحان، تصاويرى موزون و تازه در هر بار ترجيع بند اشعار خوانده شده تماشا كند. دوربين هاى ۱۱گانه نيز تلاش مى كنند در هر كادر زاويه تازه اى از افراد حاضر، صف بندى و بيرق هاى سبز و سياه در تركيب با عزاداران ارائه دهند. همكارى صدابرداران موفق سينما همچون يدالله نجفى و محمدرضا دلپاك نيز باعث شده تا صدايى دلنشين و تلطيف شده به كمك تصاوير بيايد.
شايد پخش هر برنامه مستند یا خبرى، از آئين هاى عاشورايى اين نكته را به ذهن متبادر كند كه اصل ماجرا ضبط و ارائه تصاويرى تازه از رويدادهاى هر ساله است، اما به نظر مى رسد آنچه به ارزش هاى يك كار تصويرى مى افزايد نگاه هنرمندانه و زيبايى شناسانه به آئين هايى است كه هر سال تكرار مى شوند. مجيدى نيز با بهره گيرى از تجربيات سينمايى اش در ۲۸ سال فعاليت اثرى مى آفريند كه هر سال مى تواند تازگى خود را به نمايش بگذارد و همچنان ديدنى و البته تأثيرگذار باشد.

+ نوشته شده در یکشنبه 22 دی1387ساعت 9:49 توسط بهمن عبداللهي |

روز واقعه فيلمي كه 46 بار از تلويزيون پخش شده استوقتی محرم می شود و شبکه های تلویزیونی پر می شوند از بیرق و نوحه و سخنرانی های جوراجور،یک سوال به ذهن بیننده هرساله این برنامه های تکراری مشغول می شود.اینکه وقتی تا این حد رسانه سیما به پخش و بازپخش برنامه های آیین محرم و عاشورا علاقه نشان می دهد پس چگونه است که سهمی از آن ابراعتبار سازمان صرف ساخت سریال های و فیلم های باارزش حتی متوسط نمی شود؟ مگر جز این است که امروزه هیچ هنری تاثیر سینما را ندارد پس چرا رسانه ای به این عریض و طویلی آثار مناسب این فصل را که با بهره گیری از روایت داستانی و ارزشهای سینمایی است روی آنتن نمی فرستد؟ سریال "شب دهم" از جمله آثاری است که سالها پیش روی آنتن رفت و جدا از تاثیر گذاری بر بیننده نگاه تازه ای از فرهنگ عاشورا ارائه داد.بدون شک پخش برنامه های مناسبتی همچون مداحی اهل بیت و سخنرانی و گفت و گو و برنامه های ترکیبی نیاز این روزهاست اما نباید به این بهانه از پخش برنامه های نمایشی مناسب طفره رفت.در سینما هم باهمین وضع روبرو هستیم.حتما شنیده اید که فیلم ارزشمند "روز واقعه" تا بحال ۴۶ بار از شبکه های مختلف روی آنتن رفته است.

هر سال كه به روزهاى دهه اول محرم نزديك مى شويم فضاى تلويزيون و سينما متفاوت از روزهاى عادى مى شود. شبكه هاى تلويزيون به پخش برنامه هاى ويژه مى پردازند و سينماها تعطيل مى شوند يا به اكران معدود فيلم هاى مذهبى - معنوى مى پردازند. در اين شرايط حال و هواى شهر و ديار تفاوت مى كند و مساجد و حسينيه ها و تكايا به برگزارى آئين هاى عاشورايى مشغول مى شوند. با اين حال شبكه هاى مختلف تلويزيون و سينماهاى كشور كمتر آثارى با موضوع عاشورا، قيام حضرت امام حسين (ع)، حماسه كربلا و.‎.‎. در اختيار دارند. تلويزيون به عنوان رسانه اى ملى با شبكه هاى مختلف به پخش مجموعه اى از برنامه هاى سخنرانى، گفت وگو محور و تركيبى مى پردازد كه موضوع مشترك همه آنها عاشورا و حماسه امام حسين (ع) است؛ برنامه هايى كه كمتر شكل نمايشى دارند و بيشتر به پر كردن ساعات بيننده مى انديشند. در سينما هم از ميان ۵۰ تا ۱۰۰ فيلمى كه هر سال توليد مى شود به ندرت فيلمى با موضوع حضرت امام حسين (ع) و قيام بزرگ عاشورا ساخته مى شود. حال سؤال اينجاست: وقتى هر ساله ۱۰ تا ۱۵ روز از ايام ماه محرم و صفر به عزادارى براى سالار شهيدان اختصاص دارد، چرا توليد آثار سينمايى و تلويزيونى تا اين حد پائين است.
نگاهى به تاريخ سينماى ايران نشان مى دهد در سال هاى قبل از انقلاب اساساً موضوعات مذهبى - تاريخى مورد توجه سينماگران و توليدكنندگان نبوده و تنها اتفاق مهم در اين باره مستند سينمايى «خانه خدا» ساخته مرحوم جلال مقدم بوده است. اما در سينماى پس از انقلاب هم كه آثار ارزشى با مضامين دينى و مذهبى مورد توجه قرار گرفتند تنها چند فيلم را مى توان مرتبط با حماسه عاشورا و زندگى امام حسين (ع) نام برد. اين آثار معمولاً با دو رويكرد مشخص ساخته شده اند؛ دسته اول آثارى هستند كه مستقيماً با موضوع امام حسين (ع) يا اصحاب آن حضرت ساخته شده اند و دسته دوم آثارى به شمار مى آيند كه در كنار طرح داستان اصلى آن، مسئله عاشورا، آئين هاى عاشورايى، قيام حضرت امام حسين (ع) و.‎.‎. طرح شده اند. در تلويزيون هم با چنين وضعى روبه رو هستيم.نخستين فيلم در سينماى ايران «سفير» ساخته فريبرز صالح است كه در سال ۱۳۶۱ ساخته شد و موضوع آن بخشى از تاريخ حماسه كربلاست. در اين فيلم قيس بن مسهر وظيفه پيدا مى كند نامه اى محرمانه را از سوى امام حسين (ع) به سليمان خزاعى در كوفه برساند اما دستگير شده و تحت شكنجه قرار مى گيرد تا با خليفه همكارى كند. «سفير» فيلمى است كه عليرغم ضعف هاى ساختارى و روايتى اش نسبت به سال ساختن ارزش هاى زيادى در خود دارد و هر چند سال روى آنتن تلويزيون مى رود. فيلم ديگر «روز واقعه» ساخته شهرام اسدى است كه در سال ۱۳۷۳ توليد شد و پس از نمايش در جشنواره فيلم فجر مورد استقبال هيئت داوران، منتقدان و حتى تماشاگران قرار گرفت؛ فيلمى كه از فيلمنامه اى مستحكم بهره مى برد و داستان حضور مردى نصرانى را در صحراى كربلا روايت مى كرد. اين اثر تا امروز ۴۶ بار از شبكه هاى مختلف پخش شده است.اما در فيلم هايى همچون پرستار شب (محمدعلى نجفى)، پرواز در شب (مرحوم رسول ملاقلى پور)، شب دهم (جمال شورجه)، سلطان (مسعود كيميايى)، بالهاى سفيد (مهدى و ناصر هاشمى) و چند فيلم ديگر بخش هايى از عاشورا، حماسه امام حسين(ع) يا آئين هاى عاشورايى ديده مى شود. فيلم «روز رستاخيز» نيز قرار است با موضوع زندگى و حضور حضرت ابوالفضل (ع) در صحراى كربلا توسط احمدرضا درويش ساخته شود كه احتمالاً كار آن امسال آغاز خواهد شد.در تلويزيون توليد آثار نمايشى قدرى بيشتر از سينما بوده اما با توجه به نياز شبكه هاى مختلف داخلى و خارجى اين رسانه كمبودها همچنان حس مى شود. در تلويزيون هر از گاهى اثرى ارزشمند روى آنتن مى رود اما با وجود اعتبارات تعاريف موجود و مأموريت هاى اين سازمان به نظر مى رسد در اين بخش بسيار بيشتر از وضعيت فعلى مى توان آثار هنرى- نمايشى توليد كرد. امسال سريال «طفلان مسلم» از سيد مجتبى ياسينى روى آنتن است و «آخرين دعوت» هم كار حسين سهيلى زاده قرار است از دهه دوم محرم در شبكه دوم پخش شود. در سال هاى گذشته آثارى چون شب دهم (حسن فتحى)، پريدخت (سامان مقدم)، از نفس افتاده (قاسم جعفرى)، ستاره خضرا (مهدى جعفرى) و.‎.‎. روى آنتن رفته اند، برخى از اين سريال ها در بستر تاريخ و برخى ديگر در زمان معاصر روايت شده اند، اما آنچه به ياد خواهد ماند آثارى است كه از ارزش هاى كيفى و ساختارى برخوردار هستند و تماشاگر را به خود جذب مى كنند؛ آثارى كه يادآور رنج ها و مظلوميت آقا ابا عبدالله (ع) هم هستند. «شب دهم» از جمله سريال هايى بود كه تأثير مناسبى روى بيننده گذاشت. اين روزها خبر مى رسد سريال «مختارنامه» آخرين روزهاى فيلمبردارى را طى مى كند، اين سريال كه ساخته سيد داوود ميرباقرى است به قيام مختار پس از واقعه عاشورا مى پردازد، كارى كه از توليدات پرهزينه و الف ويژه سازمان است؛ اثرى كه به تماشايش مى توان اميدوار بود. چند سال پيش سريال عظيم امام حسين(ع) هم قرار بود ساخته شود اما پيش از فيلمبردارى متوقف شد.

+ نوشته شده در یکشنبه 15 دی1387ساعت 19:39 توسط بهمن عبداللهي |

سال میلادی رو به پایان است.سال ۲۰۰۸ برای سینمای ایران سال درخشانی نبود کمتر از ۱۰ جایزه که یکی دوتایشان معتبرند و این نشانه خوبی برای سینمای ایران درآنسوی آبها نیست.سه جایزه برای محمد رضا ناجی از جشنواره های برلین،آسیا پاسیفیک و دمشق، جایزه ویژه هیات داوران سن سباستین برای سمیرا مخلباف(اسب دوپا)،جايزه بهترين فيلم جشنواره مسكو براي رضا ميركريمي( به همين سادگي)،جايزه بهترين فيلم جشنواره سن سباستين به "آنجا" ساخته رضا كاهاني،،جايزه بهترين بازيگر جشنواره بلغارستان براي هنگامه قاضياني  و نيز جايزه بهترين بازيگر جشنواره پيونگ يانگ براي بيتا فرهي(خون بازي) از آن جمله اند.با اين حساب در حوزه بازيگري با وضع بهتري روبرو بوده ايم.خبرگزاري مهر در همين رابطه گزارشي داده كه جالب است، هر چند يكي دو جايزه از جمله جايزه بيتا فرهي را از قلم انداخته است.

+ نوشته شده در دوشنبه 2 دی1387ساعت 18:18 توسط بهمن عبداللهي |