تبليغاتX
دونده

در سينماي ايران به برخي از ژانرها هيچ توجهي نمي‌شود. يكي از اين گونه‌هاي سينمايي «ژانر زندگينامه» است كه چندان مورد علاقه تهيه‌كنندگان و كارگردانان سينما نيست. پيدا كردن دليل اين بي‌توجهي يا كم‌توجهي چندان مشكل نيست، چرا كه پرداختن به زندگي يك شخصيت سياسي، اجتماعي، فرهنگي و ... نياز به فيلمنامه‌اي قوي دارد و همه خوب مي‌دانيم كه سينماي ما در اين بخش با ضعف‌هاي زيادي همراه است. از سوي ديگر عمده اشخاصي كه در اين ژانر مورد توجه قرار مي‌گيرند شخصيت‌هاي تاريخي، مذهبي و سياسي هستند كه نزديك شدن به زندگي آنها هم چالش‌هايي به دنبال خواهد داشت و هم هزينه‌هاي توليد بالايي را طلب مي‌كند. از همه مهمتر آنكه ژانرهاي كمدي و خانوادگي (به تعبير ديگر دختر و پسري) چنان سايه‌اي بر سينماي ما انداخته است كه فرصت كمتري براي ژانرهاي ديگر باقي مي‌ماند. در حالي‌كه ژانر زندگينامه يا بيوگرافيك در سينماي جهان جايگاهي مشخص دارد و هر ساله فيلم‌هايي در اين حوزه توليد مي‌شود. در سينماي ايران آثاري كه مشخصاً به زندگي افراد سرشناس پرداخته باشند بسيار محدود (در حد كمتر از پنج فيلم) هستند كه همين تعداد هم آثار مطرحي در وجه كيفي سينما به شمار نمي‌آيند. حال آنكه در سينماي جهان به آثاري همچون گاندي، مالكوم ايكس، ماندلا، آمادئوس، ونگوك (شور زندگي)، علي كلي و... مي‌توان برخورد. با اين تفاسير بايد اذعان كرد كه آثار زندگينامه‌اي در تلويزيون با وضع بهتري روبه‌رو هستند و اين رسانه توانسته است در طول سال‌هاي حيات خود بويژه در سال‌هاي پس از انقلاب توليدات زيادي روانه آنتن كند كه گرچه اغلب آنها از كيفيت سينمايي و ويژگي‌هاي هنري بهره كمي برده‌اند اما برخي از آنها را مي‌توان در زمره آثار شاخص اين حوزه شناسايي كرد.
در سينماي ايران
در سال‌هاي پس از انقلاب حدود ۲۰ فيلم با موضوع زندگي و آثار شخصيت‌هاي مختلف ساخته شده است كه اين فيلم ها خود به چند بخش تقسيم مي شوند. اول آثاري كه در گذر از يك موقعيت تاريخي يا اجتماعي به شخصيت‌ها هم مي‌پردازند فيلم‌هايي همچون پيك جنگل، مرگ يزدگرد، سفير، كلوزآپ نماي نزديك، تختي و... دوم؛ فيلم‌هايي كه مقطعي از زندگي يك فرد را مورد توجه قرار مي‌دهند. آثاري مانند ابراهيم در گلستان، كمال‌الملك، ناصرالدين شاه آكتور سينما، حاجي واشنگتن، ميرزا كوچك خان، سردار جنگل، تيرباران، هنرپيشه، ايوب پيامبر ، صنوبر، خورشيد مصر، بشارت منجي، فرزند صبح و ... در اين گونه آثار گرچه شماي كاملي از زندگي شخصيت اصلي ديده نمي‌شود اما مي‌توان آنها را زندگينامه‌اي دانست. سوم؛ آثاري كه تولد، زندگي و مرگ شخصيت‌ها را نمايش مي‌دهند كه در اين بخش با اثري خاص در سينماي ايران روبه‌رو نيستيم.
در تلويزيون
ژانر زندگينامه در تلويزيون با وضع بهتري روبه‌روست گرچه از ميان صدها اثر توليدي در اين سال‌ها كمتر از بيست، سي مجموعه را مي‌توان سراغ گرفت و به آثاري قابل تأمل همچون بوعلي سينا، كوچك جنگلي، امام‌علي (ع) و روزگار قريب مي‌توان اشاره كرد.سريال‌هايي همچون مدرس، مرغ حق، اميركبير، وزيرمختار، مسافر ري، سال سخت در خمين، ولايت عشق ، تنهاترين سردار، مريم مقدس، يوسف پيامبر، شهريار و... كه در دوران خود تماشاگران زيادي را پاي تلويزيون نشاندند. از سوي ديگر مديران سيما پروژه‌هاي ديگري را هم در دست توليد دارند كه بزودي پخش مي‌شود. مختارنامه از داود ميرباقري و در چشم باد از مسعود جعفري جوزاني. به گفته اين مديران سريال‌هايي درباره حضرت موسي (ع) ، پروين اعتصامي، اقبال لاهوري، شهيد مطهري، ابوطالب، امام موسي صدر و ... هم در مسير توليد قرار دارند. پس مي‌توان نتيجه گرفت كه در مديوم تلويزيون با وضع بهتري روبه‌رو هستيم، شايد زمان مناسب براي توليد، فرصت كافي براي پرداختن به داستان و شخصيت‌ها، موجود بودن اعتبار مورد نياز و البته علاقه‌مندي بيننده اين امكان را فراهم كرده باشد، اما بدون شك در سينما هم مي‌توان به اين موضوع اهميت داد و فيلم‌هايي مناسب درباره شخصيت‌هايي ملي، ديني، اجتماعي و... ساخت كه هم كيفيت ساختاري داشته باشند و هم داستان پركشش و جذاب، كافي است قدري به اين موضوع فكر كنيم و برنامه‌ريزي كنيم.

+ نوشته شده در سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 20:46 توسط بهمن عبداللهي |

من بهمن قبادی کارگردان فیلم "کسی از

 

 

 

بهمن قبادی کارگردان فیلم "کسی از گربه های ایرونی خبر نداره" به همراه اشکان خوش نژاد و نگار شقاقی بازیگران فیلم.جای حامد بهداد دیگر بازیگر فیلم در اینجا خالی است.(عکس بهداد +قبادی در پست قبلی)

+ نوشته شده در شنبه 26 اردیبهشت1388ساعت 12:30 توسط بهمن عبداللهي |

بهمن قبادي و حامد بهداد كارگردان و بازيگر فيلم "كسي از گربه هاي ايروني خبر نداره" روي فرش قرمز كن جشنواره کن امسال هم شروع شد،با حضور دو فیلم بلند ایرانی. "کسی از گربه های ایرونی خبر نداره" ساخته بهمن قبادی که بدون مجوز ساخت جلوی دوربین رفته و دیگری "زمزمه باد" نخستین کار بلند شهرام علیدی که به عنوان نماینده عراق معرفی شده است. جالب آنکه فیلمبردار هر دو فیلم تورج اصلانی بوده که مثل قبادی و علیدی کرد است. فیلم اول در بخش مسابقه نوعی نگاه شرکت دارد که در مراسم افتتاحیه این بخش روی پرده رفت و فیلم دوم در بخش غیر رقابتی هفته منتقدان.

همانگونه که می دانید مسولان سینمایی دل خوشی از حضور فیلم قبادی در کن ندارند و نسبت به آن موضع گرفته اند. اما یکی از اتفاقات قابل توجه امسال حضور ایرانی ها در این رویداد بزرگ است تا آنجایی که دوجین سینماگر و تهیه کننده و مدیر سینمایی در کن حضور دارند که بیشتر آنها به واسطه غرفه ایران ـ که با نام چتر سینمای ایران شناخته می شود ـ به این شهر ساحلی خوش آب و هوا سفر کرده اند. در این چتر چند غرفه قرار دارد که فیلم هایی از سینمای ایران برای بازدید کنندگان به نمایش در می‌آید اما معلوم نیست حضور آدمهایی مثل حسین پارسایی و محمدحیدری از مرکز هنرهای نمایشی و تئاتر شهر یا مجید جوزانی از خانه هنرمندان چه توجیهی دارد. البته مثل هر سال دیگری از خبرنگاران و روزنامه نگاران اعزامی خبری نیست مگر آنکه دست در جیب مبارک کرده ،به جشنواره کن سفر کرده باشند و احتمالا به خرج خودشان مبلغ سینمای ایران و مدیرانش در کن باشند!

                                                  مطالب مرتبط :

                                           گزارش اعتماد از کن اینجاست

                               نمایندگان تئاتر ایران هم به کن رفته اند ازفارس

                      گزارش فارس از همه سینماگران ایرانی در کن هم اینجاست

+ نوشته شده در جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت 16:51 توسط بهمن عبداللهي |

درگذشت پيمان ابدي بدلكار دانش‌آموخته سينماي ايران اتفاق تلخي در هفته گذشته بود. آن مرحوم زحمات زيادي براي ارتقاي سطح بدلكاري و كارگرداني صحنه‌هاي اكشن سينما و تلويزيون ايران كشيده بود و قرباني‌شدن او در حادثه ضبط يك صحنه از فيلم «چشم‌هاي نامحسوس» موجي از تأسف در ميان اهالي سينما ايجاد كرد. اما اهميت اين حادثه بيش از مرگ اين هنرمند، از دست دادن يك متخصص در حوزه توليد آثار سينمايي و تلويزيون است. پيمان ابدي در طول سه چهار سالي كه در پشت صحنه آثار هنري فعاليت مي‌كرد جدا از آنكه در بستر حرفه‌اي كار خود دست به ابتكارات و ايده‌هاي تازه‌اي زده و صحنه‌‌هاي چشمگيري خلق كرده بود، اقدام به تأسيس آموزشگاهي نیز كرده بود كه علاقه‌مندان بتوانند در آن ضمن يادگيري حرفه‌اي و علمي فنون بدلكاري و صحنه‌هاي حادثه‌اي مسيري براي رشد اين شاخه فراهم كنند، كما اينكه بعد از درگذشت ابدي شاگردانش مي‌توانند مسير او را دنبال كنند.

بركسي پوشيده نيست كه سينماي ايران به لحاظ سخت افزاري و بخش فني با ضعف‌هاي زيادي همراه است، نگاهي به آثار تاريخي سينماي ايران از گذشته تا ورود پيمان ابدي به ايران نشان مي‌دهد كه بسياري از آثار سينمايي و تلويزيوني در صحنه‌هاي حادثه، تعقيب و گريز و بویژه جلوه‌هاي ويژه ميداني كه متكي به حضور افراد بوده خالي از جذابيت‌هاي بصري بوده‌اند. ابدي هم با علم بر اين‌نكته تلاش داشت كه به‌تدريج و با توجه به امكانات و شرايط توليد در اينجا سطح اين حرفه‌را بالاتر ببرد، هر چند هرگز موفق نشد به آرزوي خود در توليد يك اثر خاص در ژانر حادثه‌اي جامه عمل بپوشاند. بنابراين از دست دادن مرحوم ابدي تأسفي بزرگ براي سينما و تلويزيون ايران باقي گذاشته است. به‌نظر مي‌رسد مسئولان هر دو حوزه يعني سينما و تلويزيون بايد به سرمايه‌گذاري در رشد اين حرفه و صنف مشخص اقدام كنند تا علاقه‌مندان و بويژه شاگردان پيمان ابدي به ادامه اين راه تشويق شوند و راهي كه او باز كرده هموارش كنند.

+ نوشته شده در چهارشنبه 23 اردیبهشت1388ساعت 7:54 توسط بهمن عبداللهي |

غلامحسين لطفي معتقد است كارهاي مديري هميشه يك سروگردن از بقيه بهتر است.او یک بار با مدیری کارکرده اما چند باری که با او حرف زدم از مدیری تعریف کرده است ضمن نقدهایی که به بخشهایی از کارش داشته،لطفی می گوید تلویزیون باید گروه های مشخص برای کار های کمدی داشته باشد تا در مناسبت های مختلف برای جمع کردنشان مشکلی نداشته باشد.

غلامحسین لطفی بازيگر سينماست. كارگردان سينما هم هست، اما بيشتر در تلويزيون ظاهر مي‌شود تا پرده سينما. گرچه لطفي در آثار غير‌كمدي زيادي به ايفاي نقش پرداخته، اما اهالي سينما و تلويزيون او را بيشتر به‌عنوان يك بازيگر كمدي مي‌شناسند. خودش هم اين واقعيت را پذيرفته و اصرار چنداني ندارد كه به‌عنوان كمدين شناخته نشود، هرچند كه گاهي در نقش‌هاي جدي هم ظاهر مي‌شود.او كه امسال 60 ساله شد، از نوجواني به سينما علاقه‌مند مي‌شود و با كار در سالن‌هاي سينما در شهر قزوين اين علاقه‌مندي را پيگيري مي‌كند. فوق‌ليسانس بازيگري و كارگرداني‌اش را از دانشكده هنرهاي زيبا گرفته است و دكتراي افتخاري تئاتر دارد. كارگرداني دو فيلم سرخپوست‌ها و پاكباخته در سينما و مجموعه «آينه» در تلويزيون از فعاليت‌هاي او به‌شمار مي‌آيد. لطفي همچنين در 23 فيلم از جمله سرب، پرده آخر، هتل كارتن، جيب‌برها به بهشت نمي‌روند و شب روباه بازي كرده است. به اين كارنامه، بازي در ده‌ها مجموعه و سريال طنز و كمدي در اين سال‌ها را مي‌توان اضافه كرد.گفت و گو با لطفی را قبل از عید و به مناسبت آثار کمدی نوروزی انجام دادم اما به نظرم حالا که مدیران شبکه ها در تب و تاب تولید سریال های مناسبت رمضان هستند باز هم خواندنی باشد.اصل مصاحبه در ادامه مطلب آمده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 20:32 توسط بهمن عبداللهي |

خبر غم انگیزی است، کاش واقعیت نداشت اما متاسفانه صحت دارد.پیمان ابدی بدلکار مشهور سینما و تلویزیون ایران که عصر دیروز مشغول بازی در یک تله فیلم بود قربانی حادثه شد و درگذشت. مرحوم ابدی سه چهار سالی می شد به ایران آمده بود. او ۳۷ سال داشت و متولد محله یوسف آباد تهران بود اما در آلمان زندگی می کرد و در رشته روانشناسی ورزش فارغ التحصیل شده بود، مشهورترین کارش هم "هشدار برای کبرا ۱۱" است. تخصص اصلی اش شیرجه در ورزش شنا بود و صاحب ۲۷ مدال طلا.

مرحوم ابدی که پس از ۲۲ سال به ایران آمده بود در اینجا آموزشگاهی دایر کرده و به تعلیم علاقه مندان پرداخت.او همچنین در تعداد زیادی از آثار سینمایی و تلویزیونی همکاری داشت که از آن جمله می توان به سریال هایی همچون ساعت شنی،مرگ تدریجی یک رویا،بی صدا فریاد کن و...همچنین فیلم های سینمایی و تله فیلم مانند مخمصه،پستچی سه بار در نمی زند،صندلی خالی و...اشاره کرد. این هنرمند که در این چند ساله سطح بدلکاری و جلوه های ویژه میدانی را در سینمای ایران به حد مطلوبی رساند. دیروز مشغول کار با گروه سازنده "چشمهای نامحسوس"  نخستین کار دکترمحسن موسویان و تهیه کنندگی علی اکبر صادقی یکی از آثار ۹۰ دقیقه ای ناجی هنر بود که در حوالی امامزاده داود تصویربرداری می شد و قرار بود که در یک صحنه از فیلم از اتوبوس در حال آتش گرفتگی پایین بپرد که چند لحظه پس از انجام این کار و غفلت راننده اتوبوس زیر چرخ های آن رفت و دقایقی بعد و قبل از رسیدن اورژانس درگذشت.

در این نکته که سینمای ایران به خصوص در بخش جلوه های ویژه و بدلکاری از استاندارد های جهانی فاصله دارد شکی نیست.ابدی که بارها به این نکته در مصاحبه هایش اشاره می کرد سعی داشته با اصول و قوانین صحیح این حرفه پرخطر را در سینمای ایران جا بیندازد و ارتقا دهد. شاید بسیاری از خوانندگان این سطور با خود بیندیشند سینمای ایران ارزش این گونه جانفشانی ها را ندارد یا او اساسا نباید دنبال این رشته پرخطر یا مثلا کارکردن در اینجا می رفت.اما باید با این هنرمند ارزشمند با احترام برخورد و یاد کرد چرا که او مسیری را برای دیگر علاقه مندان هموار کرده و با مرگ تاریخی خود نشان داد که سینمای ایران نیاز به فداکاری دارد. اهمیت و تلاش او یقینا ستودنی است و باید مثل یک قهرمان با او برخورد کرد.گزارش تصویری مرتبط از فارس

پی نوشت: عکس های مراسم تشییع در صبح جمعه از فارس

+ نوشته شده در چهارشنبه 16 اردیبهشت1388ساعت 21:11 توسط بهمن عبداللهي |

جشنواره همدان در راه است، جشنواره فيلم و كودك كه امسال دوره بيست و سوم خود را پشت سر خواهد گذاشت؛ رويدادي كه عنوان بين‌المللي دارد و ۸۸ روز ديگر حال و هواي اين شهر تاريخي را پر از حضور فرزندان اين سرزمين مي‌كند. جشنوراه فيلم كودك و نوجوان همدان امسال براي سومين بار تجربه برگزاري را طي مي‌كند، سال اول ارديبهشت ماه بود، سال گذشته خرداد ماه بود و اين بار هم مردادماه، دقيق‌تر اگر اشاره كنيم مي‌شود ۱۱ تا ۱۵مردادماه. از نگاه صاحبنظران زمان برگزاري يك جشنواره چندان اهميتي ندارد بلكه آنچه به آن هويت و اعتبار مي‌بخشد، شيوه اجرا و كيفيت آثار شركت‌كننده است. درخصوص شيوه‌هاي اجرايي اين همايش سينمايي البته ضعف‌هايي همواره وجود داشته و انتظار مي‌رود امسال آزمون ۲۲دوره گذشته در كشور و دو دوره گذشته در استان همدان به كمك دست‌اندركاران بيايد اما درخصوص كيفيت فيلم‌ها بايد به بررسي آثار در دست توليد و آماده نمايش نگاهي انداخت.
فيلم‌هاي امسال
بنا به اعلام بنياد سينمايي فارابي بطور كلي تا اول ارديبهشت‌ماه ۸۶ پروژه سينمايي در مراحل مختلف (پيش‌توليد، فيلمبرداري، تدوين و فني) قرار دارند كه نگاهي به اين جدول تعداد قابل‌توجهي از آثار سينمايي كودك و نوجوان (درباره كودكان يا براي كودكان) را نشان نمي‌دهد. با اين حال اين مسئله جاي نگراني چنداني ندارد چراكه تعداد فيلم‌هاي شركت‌كننده در بخش مسابقه بلند سينماي ايران نشان مي‌دهد كه در سال ۸۷ مجموعاً فيلم سينمايي و در سال ۸۶ ، ۱۱ فيلم شركت داشته‌اند. از سوي ديگر امسال ۱۳فيلم در مراحل مختلف قرار دارند و اين موضوع نشانه خوبي براي جشنواره امسال است. باغ قرمز (به كارگرداني امير سمواتي) اين روزها مرحله فيلمبرداري را پشت سر مي‌گذارد و فيلم نويسنده (نادر طريقت) در مرحله تدوين قرار دارد. فيلم‌هاي كلانتري غيرانتفاعي (يدالله صمدي)، مسافر كربلا (بيژن شكرريز) و دويدن در ميان ابرها (امين فرج‌پور) نيز مراحل فني را طي مي‌كنند. اين فيلم‌ها هم آماده نمايش هستند كه برخي از آنها در جشنواره فيلم فجر حضور داشتند و بعضي ديگر هم براي اولين بار در جشنواره همدان به نمايش درمي‌آيند: يك وجب از آسمان (علي وزيريان)، و كسي در راه است (رهبر قنبري)، پاي پياده (فريدون حسن‌پور)، حيران (شاليزه عارف‌پور)، كودك و فرشته (مسعود نقاش‌زاده)، پريا (حسين قاسمي جامي)، گزارش مريم (اسماعيل براري) و... از سوي ديگر پروژه‌هايي هم مانند مرواريد (سيروس حسن‌پور)، فندقي (شاپور قريب)، ستاره‌هاي شهر عشق (محمدابراهيم معيري)، بچه‌ننه (ايرج طهماسب)، فيلمساز كوچك (كاوه سجادي حسيني) و... نيز در مرحله پيش‌توليد قرار دارند.
ساير فيلم‌هاي جشنواره
جدا از فيلم‌هايي كه نام برده شد، تعدادي از آثار ويدئويي در قالب‌هاي فيلم بلند، نيمه‌بلند و كوتاه هم در هر دوره از جشنواره شركت مي‌كنند كه از ميان تعداد بيشتري از آثار توليدشده سال انتخاب مي‌شوند. يقيناً بطور مشخص نمي‌توان تمام فيلم‌هاي اين بخش را در حال حاضر شناسايي كرداما نگاهي به دو دوره گذشته حكايت از آن دارد كه در اين بخش هيچ نگراني خاصي وجود ندارد و تعداد آثار به قدري است كه مي‌توان به راحتي دست به گزينش زد. در سال گذشته (دوره بيست و دوم) ۱۴ فيلم بلند، ۱۰فيلم نيمه‌بلند و ۵۱ فيلم كوتاه در بخش ويدئويي شركت داشته‌اند. در سال ۸۶ نيز ۹ فيلم بلند و ۲۸ فيلم كوتاه و نيمه‌بلند در بخش ويدئويي شركت داشتند. امروز كه كمتر از سه ماه به برگزاري جشنواره باقي مانده است، دست‌اندركاران در تلاش هستند تا امكانات و شرايط لازم را براي برگزاري هرچه بهتر و باشكوهتر جشنواره فيلم كودك و نوجوان همدان آماده كنند. از سوي ديگر نيز اهالي سينما مي‌كوشند فيلم‌ها و آثار خود را براي نمايش در اين جشنواره آماده كنند. در اين خصوص شكي نيست كه تلاش براي رسيدن به ايده‌آل‌ها ارزشمند و ستودني است اما بايد ديد امسال در حوزه كيفيت آثار، اجراي جشنواره و تعداد آثار شركت‌كننده شاهد چه اتفاقاتي خواهيم بود.

+ نوشته شده در چهارشنبه 16 اردیبهشت1388ساعت 11:52 توسط بهمن عبداللهي |

داستان يوزارسيف هم به پايان رسيد و خاطره ۴۵ جمعه پرمخاطب تلويزيون ايران در يادها باقي ماند. «يوسف پيامبر» كه از پربيننده ترين آثار يك سال گذشته به شمار مي‌آيد، توانست نظر مخاطبان عام را به خود جلب كند اما منتقدان را نه. دلیلش هم روشن است داستان و شخصیت یوسف به قدر کافی جذاب است، درست مثل برخی شخصیت های دیگر تاریخ ادیان. یقینا اين سريال با ضعف‌هاي زیادی همراه بود اما از سوی دیگر حائز ويژگي‌هايي بود كه تماشاگر تلويزيون را به سوي خود مي‌كشاند. بدون شك يكي از مهمترين ويژگي‌‌هاي سريال «يوسف پيامبر» داستان تاريخي ديني آن بود. اين موضوع چه در تلويزيون و چه در سينماي ايران - و حتي جهان - همواره با استقبال مخاطبان مواجه شده است کافی است به آثاری همچون ده فرمان،محمدرسول الله،عیسی بن مریم و... نظری بیندازید. توجه تعداد اندكي از سينماگران به مقولات تاريخي و ديني، پرهزينه بودن ساخت سريال‌ها و فيلم‌هايي با اين مضامين، صرف انرژي و زمان بيشتر و البته اهميت وفاداري به روايات و متون باعث شده است شاهد توليد و نمايش آثار كمتري در اين زمينه باشيم. با اين حال آنچه در رسانه ملي با اين مضامين روي آنتن رفته، در مجموع از برنامه‌هاي پربیننده تلويزيون به شمار مي‌آيند هر چند تنها می توان به آثاری همچون امام علی به لحاظ کیفی و هنری اتکا کرد.در اين گزارش نگاهي به مشهورترين آثار سيما در حوزه دين و مذهب دارم.
كارگردانان علاقه‌مند
از ميان بيش از ۱۰۰ كارگردان سينما و تلويزيون چهار نام بيش از همه به چشم مي‌‌آيد. داود ميرباقري، مهدي فخيم‌زاده، فرج‌الله سلحشور و شهريار بحراني. ميرباقري كه سازنده يكي از بهترين آثار تلويزيوني سال‌هاي پس از انقلاب يعني «امام علي(ع)» است، جدا از اين اثر، در «معصوميت از دست رفته»، «مسافر ري» و «مختارنامه» به شخصيت‌هاي تاريخ اسلام در قاب تلويزيون علاقه نشان داده است. مهدي فخيم‌زاده كه دو سريال «تنهاترين سردار» و «ولايت عشق» را درباره امام‌ حسن مجتبي(ع) و امام رضا‌(ع) ساخته، روزهاي اخير مشغول بازي در سريال «مختارنامه» بود. فرج‌الله سلحشور كه بيش از ديگران به قصه‌هاي قرآن علاقه‌مند بوده، جدا از «يوسف پيامبر» به داستان اصحاب كهف (در مردان آنجلس) و ايوب پيامبر (در فيلم و سريالي به همين نام) پرداخته بود. شهريار بحراني هم با «مريم مقدس» اين شخصيت بزرگ دين مسيح را به تصوير كشيده بود و سريال «امام حسين(ع)» او نيز در همان ابتداي توليد متوقف شد.
سريال‌هاي ماندگار
در دو دهه اول سال‌هاي پس از انقلاب، تلويزيون علي‌رغم تمايلش به ساخت سريال‌هاي مذهبي و اسلامي فعاليت زيادي در اين بخش نداشت و در مناسبت‌هايي همچون ايام محرم، رحلت پيامبر يا شهادت حضرت علي(ع) تله‌تئاتر يا سريال‌هاي چندقسمتي توليد مي‌كرد كه عمده آنها با بازيگران تئاتري، دكورهاي محدود، بدون صحنه‌هاي نبرد سنگين یا حضور سياهي‌لشكر و ضعف‌هاي تكنيكي ساخته مي‌شدند اما سريال امام‌علي فصل تازه‌اي را در اين فضا باز كرد تا شاهد سريال‌‌هاي پروداکشن ديگري همچون مردان آنجلس، تنهاترين سردار و ولايت عشق باشيم. در سال‌هاي بعد هم البته سريال‌هايي همچون مريم مقدس، معصوميت از دست رفته و يوسف پيامبر ساخته شدند كه نكته مشترك همه آنها توجه نسبي به فيلمنامه یا ساختار بود.
سريال‌هاي پيش رو
اين روزها داود ميرباقري مشغول فيلمبرداري آخرين صحنه‌هاي سريال «مختارنامه» است، سريالي كه از پنج سال پيش آغاز شده و يكي از چند پروژه عظيم تلويزيون در سال‌هاي اخير محسوب مي‌شود. ميرباقري كه در كار جديد خود از ده‌ها بازيگر مطرح سينما، صدها سیاهی لشکر و لوكيشن‌هاي متعدد بهره مي‌برد، تلاش كرده تا روايت تازه‌اي از قيام مختار ثقفي مبارز شيعي ارائه دهد. در سال‌هاي گذشته بارها از ساخت سريال‌هايي با محوريت شخصيت‌هاي جهان اسلام همچون سلمان فارسي، حجربن عدي و... سخن به ميان آمده است. اگر امروز به سه دهه سريال‌سازي و ۱۰۰۰مجموعه در قاب تلويزيون نگاهي بيندازيم، خواهيم ديد كه حتي ۱۵ سريال هم در اين سال‌ها با موضوع دين، مذهب، تاريخ شيعه يا شخصيت‌هاي جهان اسلام ساخته نشده است.به نظر مي‌رسد استقبال از سريال‌هايي نظير «يوسف پيامبر» مي‌تواند توجه به اين موضوعات را بار ديگر در دستور كار مديران تلويزيون قرار دهد تا حداقل هر سال يك اثر شاخص در همين زمينه توليد شود.حالا اگر با کیفیتی بهتر برگزار شود که چه بهتر، منتقدان هم راضی می شوند.

+ نوشته شده در دوشنبه 14 اردیبهشت1388ساعت 19:44 توسط بهمن عبداللهي |

علیرضا خمسه می گوید مي‌توانسته با همين بهره هوشي يك كلاهبردار خوب باشد اما اين كار را نكرده است.او معتقد است بعضي‌ها دوست ندارند خمسه باشند، دوست دارند «براد پيت» باشند! آنها فكر مي‌كنند اگر دي‌كاپريو بودند، حتماً خوشگل‌تر بودند. او همچنین می گوید"از يكي مي‌پرسيد چرا به تهران آمدي، مگر شاد نبودي؟ مي‌گويد چرا، اما درآمدمان كم بود"

خمسه، خمسه است و کاری اش نمی شود کرد.او با هر کسی که احساس راحتی بکند همین طوری حرف می زند و ذاتا آدم شادی است.اساسا شادی بخشی از وجوه درونی و بیرونی اوست و این مرا یا هر کس دیگری که او را می شناسد شاد می کند. با این بازیگر سینما و تلویزیون قبل از عید گفت و گو کردم. هنوز چند روزی از گرفتن جایزه سیمرغ بهترین بازیگر جشنواره فجر نمی گذشت اما تصمیم گرفتم با او درباره این جایزه اصلا حرف نزنیم و درباره سینما و تلویزیون هم تا جایی که شد نه. شب عید بود و حال مردم قدری خوب بود.بنابراین درباره "شادی" در جامعه و نبود نشاط حرف زدیم.او به نظرم شادترین بازیگر سینمای ایران است و انتخابش برای این مصاحبه مورد استقبال واقع شد.پارگراف اول و آن جمله ها بخش هایی از این گفت و گوست که فکر می کنم شیرین و خواندنی است به ویژه آنجا که می گوید هر سال عيد كه مي‌شود زنت را طلاق بده و يك زن تازه بگير آن وقت ببين چقدر شادتر مي‌شوي!! (مصاحبه کامل را در ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت 15:22 توسط بهمن عبداللهي |

پيمان معادي( بازيگر) و رابرت دنيرو  و اصغر فرهاديخبر خوب حال آدم را خوب می کند.چه خبری بهتر از اینکه "درباره الی" در یک جشنواره دیگر مورد تحسین واقع شده و جایزه بهترین فیلم را به دست آورده است،آنهم جشنواره ترایبکا که بانی اش رابرت دنیرو ستاره سینماست."درباره الی" که چهارمین ساخته سینمایی اصغر فرهادی به شمار می آید به خاطر حضور گلشیفته فراهانی درآن با حاشیه های فراوانی در ماههای گذشته همراه بوده است اما اهمیت فیلم به بازی این بازیگر نیست هر چند گلشیفته فراهانی بازی بسیار خوبی از خود ارائه داده و در کنار سایر بازیگران ( از جمله ترانه علیدوستی،شهاب حسینی و ...) با توانایی ظاهر شده است.در واقع ارزش فیلم آخر فرهادی به روایت متفاوت  و ساختار پیچیده آن است که در عین داشتن بافتی چند لایه بسیار ساده به نظر ‌می رسد.جریان داشتن روح زندگی در این کار یکی از ویژگی های فیلم است و سازنده کوشیده تا از مسیر طرح یک داستان ساده نقبی به درون آدمها و جهان داستان بزند. به جرات‌  می‌‌‌ توان گفت "درباره الی" یکی از ارزشمند ترین آثار این چند ساله سینمای ایران است و موضوع جهانشمول آن باعث شده تا در نظر داوران جشنواره برلین ۲۰۰۹ و نیز جشنواره ترایبکا آید.این فیلم حتی مورد توجه اعضای آکادمی اسکار در سفر به ایران واقع شده بود.جزئیات بیشتر را در اینجا ببینید.

+ نوشته شده در جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت 17:22 توسط بهمن عبداللهي |

حسن فتحی که به نظر می رسید از جرح و تعدیل "اشک ها و لبخندها" عصبانی است چند ساعت پیش در جمع خبرنگاران حاضر شد تا در این باره حرف بزند.اما آنچنان که انتظار می رفت تند و تیز حرف نزد و لحن آرام و صبوری اش ما را به وجد آورد.دلیل این امر هر چه باشد اهمیتی ندارد و البته واضح است که فتحی نمی خواهد به این سادگی مدیوم تلویزیون را ترک کند. کما اینکه در پاسخ به پرسشم مبنی بر اینکه علیرغم گلایه اش از شرایط تولید "میوه ممنوعه" و اعلام اینکه دیگر حاضر به ساخت سریال مناسبتی نیست، چرا بار دیگر و با "اشک ها و لبخندها" این عرصه را آزموده است؟ گفت:"سریال "شب دهم" را به مناسبت محرم سریال ساخته بودم و"میوه ممنوعه" را به مناسبت ماه رمضان، این بار هم علاقه مند شدم برای مناسبت نوروز کاری بسازم که البته بعد از عید پخش شد".

حسن فتحی در صحبت هایش بارها تاکید کرد که ۲۰ سال است در تلویزیون کار می کند و به این کارکردن افتخار می کند چراکه این حوزه مخاطبانی از آحاد مردم را پوشش می دهد. او درباره سانسور سریال هم گفت که در این کار به نسبت "میوه ممنوعه" و "مدار صفر درجه" با جرح و تعدیل کمتری مواجه شده و حتی در "شب دهم" هیچ سانسوری نداشته است. او تاکید کرد - و از لفظ اعتراف استفاده کرد - که ساخت "شب دهم" به یک مو بند بوده و اساسا مخالفان زیادی داشته اما در نهایت با حکمیت دو تن ساخته شده و تنها یک دیالوگ به اصرار رئیس وقت شبکه(مهندس جعفری جلوه) حذف شده است و دیگر هیچ. او درباره حذفیات سریال آخرش چندان سخنی نگفت اما در خلال صحبت هایش توضیح داد که تیتراژ پایانی بعد از چند روز به همان شکل اولیه به کار اضافه شده چرا که بخش موسیقی تلویزیون زیر بار آن نمی رفته و بعد از بررسی آنها و پیگیری تهیه کننده مجددا به کار اضافه شده است. همچنین از ۴ کلیپ ساخته شده یک کلیپ کامل پخش شده و کلیپ دوم با حذف موسیقی اصلی و گذاشتن موسیقی کلیپ اول روی آن ارائه شده و آن دو دیگری هم بیرون گذاشته شدند.پایان سریال هم تقریبا همانی بوده که از روز اول طراحی کرده بودیم. فتحی به طور غیر مستقیم از برخی تعدیل ها پیرامون رفتار و گفتار شخصیتهای زن سریال هم حرف زد و در عین حال گفت ما هرگز کمدی با حضور خانمها در این حد در سیما نداشته ایم.این کارگردان همچنین گفت:"كار سختي است كه بتوان در يك كار تلويزيوني با تمام آحاد جامعه ارتباط همه‌گير و يكساني برقرار كرد هرچند برخي از اعتراضات از سر دلسوزي است اما مي‌خواهم بگويم دوستاني كه از بيرون صداوسيما فشارهايي بر مديران صدا و سيما مي‌آوردند باعث مي‌شد تا فشاري هم به ما وارد شود. استرس و اضطرابي كه از بيرون وارد مي‌شد به ما منتقل مي‌شد،با این حساب فكر مي‌كنم بايد كمي به هم اعتماد كنيم و با حسن نيت بيشتري با يكيگر ارتباط برقرار كنيم. كساني كه به ديانت من و تهيه كننده شك دارند به ديانت مسئولان صدا و سيما كه شك ندارند. به نظر من فشارهايي كه از بيرون به مسئولان وارد مي‌شود بايد كمتر شود تا ما هم با آرامش و امنيت خاطر بيشتري آثار خود را توليد كنيم." او با اشاره به اینکه اگر قدری با سعه صدر و اعتماد و ظرفیت بیشتر با سازندگان و آثار برخورد شود کارهای خیلی خوبی را در سیما شاهد خواهیم بود، اضافه کرد: "اگر «شب دهم» ساخته نمي‌شد آيا مخاطبان را از يك سريال خوب بي‌بهره نمي‌كرديم؟ خدا مي‌داند از اين كم‌لطفي‌ها چقدر شده است. من از پشت كوه نيامدم و تازه هم به تلويزيون وارد نشده‌ام. درحال حاضر در بيشتر خانه‌ها ماهواره است و خيلي ساده اگر يك سريال نتواند مخاطبان خود را جلب كند آنها به سراغ ماهواره مي‌روند. در روزگاري به سر مي‌بريم كه تكنولوژي آمده است. مي‌توان با ساير رسانه‌ها رقابت كرد اما نمي‌توان آنها را حذف كنيم". فتحی درباره کارکردنش با این شرایط گفت:"ما یا نباید با تلویزیون کار کنیم یا باید با قواعد آن کنار بیاییم.البته اگر خوش شانس باشیم به مشکل بر نمی خوریم مثل من که در "شب دهم" مشکلی نداشتم".کارگردان"اشک ها و لبخندها" از بازی متوسط و بعضا ضعیف بازیگرانش هم دفاع کرد و گفت ۹۵ درصد آنها از تئاتر آمده اند.حتی مهشاد مخبری ( بازیگر نقش سیمین)را پدیده بازیگری سریالهای نوروز امسال دانست.در عین حال نسبت به انتخاب بازیگران خوش چهره از پاساژ و ساحل دریا و خیابان به شدت انتقاد کرد. درباره دیالوگ بدون حد موزون کار هم گفت که ۹۵ درصد نوشته علیرضا نادری است و سعی شده بود به کارهای سینمای موزیکال نزدیک باشد.در این نشست اسماعیل عفیفه تهیه کننده کار هم او را همراهی کرد.

 به اعتقاد من با همه ضعف های این سریال و ملاحظه کاری های سازنده اش چه در ارائه این داستان زیبا(پاردوکس عروسی و عزا که در صحنه فینال به اوج می رسد) و چه در این جلسه اش ،باید حضور چنین کارگردانهایی در تلویزیون و صبوری آنها را ستود.

+ نوشته شده در چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 19:0 توسط بهمن عبداللهي |

ورزش در جامعه ما طرفداران زيادي دارد، حتي بيش از سينما. فيلم‌هاي ورزشي هم مي‌تواند مخاطبان بسياري را به خود جذب كند، اما آثار ورزشي در سينماي ايران فضاي زيادي را به خود اختصاص نداده است. اين روزها گر چه آثاري با مضامين خانوادگي، كمدي و حتي كودك تماشاگران زيادي را به سوي سالن هاي سينما مي‌‌كشاند، اما برخي ژانرها همچنان با بي‌توجهي سازندگان آثار سينمايي مواجه‌اند. از اين خانه‌هاي خالي «سينماي ورزشي» است كه زير مجموعه‌اي از ژانر اجتماعي است. به نظر مي‌رسد با توجه به پتانسيل موجود در ورزش يا عناصر نهفته در آن همچون كشمكش، تعليق، تلاش قهرمان براي رسيدن به پيروزي، علاقه اجتماعي به برنده‌شدن و ... مي‌توان داستان‌هاي جذابي را به تماشاگر ارائه داد و در عين حال سرگرم‌كنندگي مضاميني همچون تلاش براي پيروزي، مقاومت و ايستادگي، پشتكار، پهلوان پروري و مفاهيمي از اين دست را به مخاطب انتقال داد.تاريخ هنر هفتم در كشور ما نشان مي‌دهد در مقاطع مختلف توليدكنندگان آثار سينمايي به‌خلق و نمايش‌ فيلم‌هايي با محوريت ورزش يا ورزشكار دست زده‌اند اما در نگاهي دقيق مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه عمده اين آثار به دليل ضعف‌هاي ساختاري و روايتي موفق به جلب نظر مخاطبان عام (به‌عنوان بدنه اصلي سينما) و مخاطبان خاص (منتقدان و صاحبنظران) نشده‌اند. همين تجربه باعث شده كه هر ساله از ميان 50 تا 100 فيلم سينمايي حتي دو تا سه مورد هم نتوانيم فيلم‌هاي ورزشي پيدا كنيم. در حالي‌كه سينماي جهان در نسبتي بالاتر فيلم‌هاي پرفروش و موفقي به لحاظ كيفي و هنري ارائه داده است: آثاري مثل گاو خشمگين، عزيز ميليون دلاري، فرار به سوي پيروزي، دونده، بيليارد باز، علي و...

آثار ورزشي در سينماي ايران با دو رويكرد مشخص ساخته شده‌اند؛ دسته اول فيلم‌هايي هستند كه بطور مشخص به يك ورزش خاص نظر داشته و در بستر داستاني مثلاً خانوادگي، حادثه‌اي و... ساخته‌ شده‌اند. دسته دوم نيز آثاري هستند كه در كنار تعريف‌كردن داستاني و مضموني ديگر در بخشي از فيلم به ورزش هم گوشه‌ چشمي داشته‌اند. در حوزه دسته اول آثار مي‌توان به فيلم‌هايي همچون صعود (فريدون جيراني)، آخرين تلاش (سيامك اعتمادي)، تعقيب (علي عبدالعلي زاده)، گالان (امير قويدل)، جوانمرد (جمشيد آهنگراني)، حريف دل (عبدالرضا گنجي)، ياس‌هاي وحشي (محسن محسني نسب)، شيرهاي جوان (محسن محسني نسب)، هدف اصلي (قدرت‌الله صلح ميرزايي)، فوتباليست‌ها (علي‌ اكبر ثقفي)، مثلث آبي (صابر رهبر)، خط پايان (محمدعلي طالبي)، سرعت (محمد حسين لطيفي)، كتوني سفيد (محمد ابراهيم معيري)، پنالتي (انسيه شاه حسيني) و... اشاره كرد.

درخصوص فيلم‌هايي كه بطور گذرا به ورزش و ورزشكار اشاره داشته يا در بخش‌هاي فرعي و داستانك‌هاي فيلم به ورزش پرداخته‌اند مي‌توان آثاري همچون دونده (امير نادري)، ديوار (محمدعلي طالبي)، آفسايد (جعفر پناهي)، قند تلخ (محمدرضا عرب)، در جست‌جوي قهرمان(حميدرضا آشتياني‌پور)، تختي (بهروز افخمي)، بچه‌هاي آسمان (مجيد مجيدي)، به من نگاه كن (شهرام اسدي)، اخراجي‌ها 2 (مسعود ده‌نمكي)، زمانه (حميدرضا صلاحمند)، زن شرقي (رامبد لطفي)، سكوت (علي سجادي حسيني)، باي سيكل ران (محسن مخملباف)، چپ دست (آرش معيريان) و... را نام برد.

بررسي سياهه آثار سينماي ايران با موضوع ورزش و ورزشكار حاكي از آن است كه معدود آثاري همچون بچه‌هاي آسمان توانسته است نظر منتقدان را به خود جلب كند و به‌عنوان اثري ارزشمند در حافظه سينماي ايران ثبت شود. عمده اين آثار با رويكردي تجاري ـ گيشه‌اي ساخته‌ شده‌اند اما در همين بخش هم هيچ يك از اين آثار در جدول آثار پرفروش سينماي ايران قرار ندارند. شايد وقت آن رسيده باشد كه در يك بازنگري مجدد به سينماي ورزشي بتوان در هر دو بخش تجاري و هنري اين حوزه موفق‌تر عمل كرد.

+ نوشته شده در سه شنبه 8 اردیبهشت1388ساعت 13:45 توسط بهمن عبداللهي |

ظاهرا ماجرای سانسور سریال "اشک ها و لبخندها" تمامی ندارد. بعد از توقف پخش سریال در روزهای نخست سال وپخش آن از ۱۵ فروردین،سايه قيچي روي سر سريال افتاده و صداي كارگردان را درآورده است. حذف بخشی از ترانه های سریال به خصوص ترانه پایانی آن - که از قسمت پنجم با صدای خواننده دیگری اجرا شد - گرفته تا حذف برخی از شوخی ها و صحنه های زد و خورد گروه خسرو  و برخی دیالوگ ها دليل اعتراض حسن فتحي است. خبرگزاري فارس خبر داده است كه فتحي مصمم است بعد از پايان سريال حرف هايش را درباره سريال بزند. اگر اين نشست مطبوعاتي برگزار شود احتمالا حرف هاي جالبي از سازنده "اشك ها و لخندها" خواهيم شنيد.

حتما مي دانيد كه حسن فتحي بعد از "میوه ممنوعه" گفته بود دیگر سریال مناسبتی کار نمی کند اما خلف وعده کرد و ساخت سریال نوروزی را برعهده گرفت. این سریال که قرار بود نوروز امسال از شبکه اول روی آنتن برود بدون اطلاع قبلی متوقف شد و با چانه زنی های کارگردان در اواسط تعطیلات تیزرهای تبلیغاتی آن پخش و در نتیجه از ۱۵ فروردین چشم بینندگان به جمال این اثر جا مانده از عيد روشن شد.  فارس نوشته است كه از اين سريال ۱۳ قسمتي ۳ قسمت كوتاه شده است!! به نظر مي رسد گرچه اين سريال از ضعف هاي آشكار نسبت به كارهاي پيشين فتحي همچون ميوه ممنوعه ،مدارصفر درجه و شب دهم برخوردار است اما مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته است.شنيده مي شود با همه اين اوصاف كار مناسبتي ماه رمضان امسال هم به وي پيشنهاد شده اما فتحي ساخت آنرا نپذيرفته است.خبر فارس اينجاست.

+ نوشته شده در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 15:30 توسط بهمن عبداللهي |

امروز با فشار يك دكمه مي‌توانيم از ميان چند سريال تلويزيوني يكي را انتخاب كنيم، هر شب چند سريال روي آنتن مي‌رود و اين جدا از ده‌ها فيلم و برنامه‌اي است كه هر شبانه روز پخش مي‌شود. روز‌گاري نه چندان دور دو شبكه داشتيم و ده پانزده ساعت برنامه. شنبه‌ها اوشين. بينندگان را دور هم جمع مي‌كرد و دوشنبه‌ها يك سريال خانوادگي، جمعه‌ها هم فيلم‌هاي سينمايي كه بيشتر شان سياه و سفيد بودند.حالا به مدد انفجار اطلاعاتي، تكنولوژي ديجيتالي و البته همت مديران، پنج شبكه داريم و هفتاد هشتاد ساعت برنامه.در 30‌سال گذشته حدود هزار سريال و مجموعه تلويزيوني از شبكه‌هاي مختلف سيما روي آنتن رفته است. آثاري كه تعداد زيادي از آنها ما را ساعت‌ها سرگرم كرده‌اند و برخي از آنها به جرياني اجتماعي بدل شده‌اند. بررسی همه این آثار یقینا کار ساده ای نیست اما در یک نگاه کلی می توان برترین سریال ها و مجموعه ها را در ژانرهای مختلف براحتی شناسایی کرد. با این رویکرد نگاهي داريم به 12 سريال ماندگار تلويزيون ايران در سال‌هاي پس از انقلاب اسلامي.

1-‌ سربداران: سريالي ساخته محمدعلي نجفي كه فيلمنامه‌اش را كيهان رهگذر نوشت و امين تارخ، علي نصيريان، محمدعلي كشاورز و ... در آن بازي مي‌كردند. اين مجموعه يكي از بهترين توليدات در حوزه آثار "تاريخي" به شمار مي‌آيد كه در سال 63 روي آنتن رفت.

2-‌ هزار دستان: كار ماندگار زنده‌ياد علي حاتمي كه از سال 58 تا 66 روي آن انرژي گذاشت و به‌عنوان مهم‌ترين اثر "تاريخ معاصر" تلويزيون تا امروز شناخته مي‌شود. هزار دستان سال 66 از شبكه اول پخش شد.شیوه روایت داستان، طراحی صحنه و لباس ارزشمند و بازی های بیاد ماندنی تنها بخش های کوچکی از این اتفاق بزرگ است.

3-‌ امام علي(ع): بدون شك در ميان آثار "مذهبي" سينما و تلويزيون ايران كار داود مير‌باقري در صدر قرار دارد.  كاري كه باهزينه‌اندكي ساخته شد و از سال 75 تا امروز در افكار عمومي جايگاه ويژه‌اي دارد.از موسیقی متن گرفته تا بازی ها و دیالوگ نویسی و ... کار میر باقری را متمایز از دیگر آثار مشابه می کند.

4-‌ افسانه سلطان و شبان: يكي از بهترين آثار تلويزيون در حوزه آثار "درام فانتزي" قرار مي‌گيرد كه داريوش فرهنگ در سال 62 تا 63 آن‌را ساخت و همان سال به نمايش درآمد. بازي مهدي‌هاشمي، گلاب‌آدينه و محمد مطيع در كنار داستان شيرين آن ميليون‌ها بيننده را پاي تلويزيون كشاند.

5-‌ رعنا: كار ديگري از داود ميرباقري كه در حوزه آثار "سياسي" جايگاه ويژه دارد، «رعنا» جدا از فيلمنامه محكم خود، ساختاري ارزشمند داشت و تأثير زيادي روي بينندگان سال 66 شبكه اول گذاشت.

6-‌ ساعت خوش: مجموعه اپيزوديك كه دومين تجربه كارگرداني مهران مديري به شمار مي‌آيد. اين كار با بهره‌گيري از بازيگران توانا در حوزه "طنز و كمدي"، شوخي‌هاي جديد، فرم تازه در اجرا و ... مورد توجه قرار گرفت و سر فصل تازه‌اي در آثار كمدي تلويزيوني باز كرد. «ساعت خوش» نوروز 73 و از شبكه دوم روي آنتن رفت.

7-‌ سرنخ: دومين تجربه تلويزيوني كيومرث پوراحمد كه در ژانر "پليسي" ساخته شد و به تعبيري نخستين مجموعه‌اي است كه پليس ايراني را با ويژگي‌هاي بومي به نمايش مي‌گذارد. جهانبخش سلطاني در نقش اوسيا و بهزاد خداويسي در نقش دستيارش ظاهر شدند. اين كار در سال 76 از شبكه اول پخش شد.

8-‌ كلاه قرمزي: مجموعه‌اي "عروسکی" كه در سال 72 و در قالب برنامه كودك ارائه شد. ايرج طهماسب با ظاهري دلنشين و حرف‌هاي ساده مقابل دوربين و حميد جبلي با صدايش به عروسك كلاه قرمزي بياني جذاب بخشيد. اين برنامه نه تنها ميليون‌ها كودك و نوجوان بلكه بزرگ‌ترها را هم تحت تأثير قرار داد و رفتار متناقض مجري و كلاه‌قرمزي كار را جذاب تر كرد. اين مجموعه هرچند سال به تلويزيون مي‌آيد و هر بار مخاطبان زيادي را به خود جلب مي‌كند.

9-‌ شب دهم: سريالي كه در نوروز 80 از شبكه اول پخش شد. كاري در حوزه آثار "مناسبتی" با ساختار قابل توجه و داستاني عشقي، خانوادگي، پليسي و البته مذهبي كه همچنان مورد وثوق بينندگان تمام اين سال‌هاست. حسن فتحي در عين حال بازي مناسبي از حسين ياري، كتايون رياحي و رويا تيموريان گرفت.این کار به مناسبت نوروز و ماه محرم سال ۸۰ ساخته شده بود.

10-‌ پدرسالار: يكي از بهترين نمونه‌هاي سريال‌هاي "خانوادگي" كه توسط اكبر خواجويي در سال 73 ساخته شد و از شبكه دوم روي آنتن رفت. كاري كه اخيراً نيز پخش شد و علاقه‌مندان زيادي داشت. ويژگي‌اصلي اين مجموعه جدا از بازي‌هاي بيادماندني، داستان جذاب آن بود كه تقابل سنت و مدرنيسم را در زندگي خانواده ايراني نمايش داد.هر چند ریتم کند و به حاشیه رفتن داستان را می توان از ضعف های آن دانست.

11-‌ ميوه ممنوعه: سريالی "عاشقانه" كه براساس داستان شاه لير و شيخ صنعان نوشته و توسط حسن فتحي ساخته شد. موضوع تازه آن و بدعت شكني تلويزيون در نمايش داستان عشق يك پيرمرد به دختر جوان نكته‌اي است كه نمي‌توان فراموش كرد. ساختار مناسب و بازي‌هاي قوی بويژه علي‌نصيريان از ارزش‌هاي كاري بود كه در ماه رمضان 86 از شبكه دوم پخش شد.

12-‌ روزگار قريب: يكي از معدود سريال‌هاي مبتني بر "زندگينامه" بود كه سال گذشته از شبكه سوم پخش و مورد استقبال مخاطب خاص و عام قرار گرفت و داستان زندگي محمد‌ قريب را با بازي مهدي‌هاشمي روايت مي‌كرد. كيانوش عياري كارگردان اين كار ماندگار است. فرم روايت، بازي‌هاي روان و كارگرداني درخشان از جمله ارزش‌هاي «روزگار قريب» بود.

جدا از همه این انتخاب ها ده ها سریال ارزشمند و دیدنی را می توان در تلویزیون این سه دهه شناسایی کرد که نام بردن از آنها حداقل کاری است که می توان در این فضای محدود انجام داد،آثاری مانند روزی روزگاری،همسران،علی کوچولو،هتل،کاراگاه شمسی،مرد هزار چهره ۱،پائیز صحرا،آیینه و...

+ نوشته شده در سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 10:56 توسط بهمن عبداللهي |