عبدالحسن برزيده، كمال تبريزي، مجيد مجيدي و سيدرضا ميركريمي امروز ـ 25 خرداد ماه ـ نامهاي را خطاب به ميرحسين موسوي منتشر كردند.
ایسنا گزارش داد، در متن اين نامه خطاب به ميرحسين موسوي آمده است: با عرض تبريك و تهنيت به مناسبت ميلاد مسعود حضرت فاطمه زهرا سلامالله عليها به شما كه از سلاله پاك آن حضرتيد و سپاس از تلاش بينظير و مدبرانه حضرتعالي كه در جان و دل ما روزهاي خوش اول انقلاب را احياء و صداقت و مردمخواهي حضرت امام (ره) را زنده نمود و جوانان را كه گسسته از انقلاب مينمودند، با تمسك به اهلبيت عترت و طهارت، به جرياني عظيم در صحنه بزرگ انقلاب بدل ساخت، اين تلاش را ارج مينهيم و بزرگ ميشماريم. همه توفيق بزرگ شما، كه از ديدههاي ملت بزرگ ايران، منتخب محبوب ملتيد، آن بود كه بخش عظيمي از جمعيت خاموش را به صحنه آورديد، جمعيتي كه نامرديها و رياكاريها را به چشم ميديد و لاجرم سكوت پيشه كرده بود.
اما هنر بزرگ شما اين بود كه چنين جمعي را كه ايرانياند و عاشق ايران به پاي صندوقهاي رأي كشانديد. از ديده ما هنر آن نيست كه به هر ترفند صاحب قدرت شد، بل آن است كه قدرت حقيقت و صداقت را به مردم كه سرمايه اصلي انقلابند نماياند و شما چنين كرديد. پايان سخن ما تبريك مجدد اين سرافرازي و همنوايي با جان پاك شماست كه ما نيز دليل احساس خطر شما را با تمامي جان و دل درك كرديم و حتي به چشم ديديم. خدايتان مستدام بدارد و عزتتان روزافزون.
اینجا یک وبلاگ سینمایی است.کاری به سیاست ندارد یا از آن می گریزد.اما حکایت ما شده ماجرای آن پوستین که به غریق چسبیده بود و حتما حکایتش را می دانید.این روزها سینما و سیاست با هم تلاقی کرده اند و هنر هفتم نقشی چندگانه ایفا می کند در هیاهوی ستادها و فریادها. از فیلم تبلیغاتی کاندیداها بگیرید تا CD هاي تبليغاتي و تيزرهاي بلوتوثي كه با بهره گيري از تصاوير متحرك نقش مبلغين مجازي را بازي مي كنند. امادر اين ميان موج حمايت سينماگران از كانديداها نه تازگي دارد و نه نقشي چندان تعيين كننده،با اين وجود نبودش معناي حضور نخبگان را كمرنگ مي كند.تا امروز بيش از ۱۵۰۰ تن از هنرمندان ـ كه عمده آنها از افراد تاثيرگزار اين هنرند ـ از مير حسين موسوي حمايت كرده اند كه آخرين آنها شهرام ناظري و هماروستا هستند. از احمدي نژاد چهل پنجاه نفري حمايت كرده بودند كه ديروز هم ۴۷۰ نفر (كه همه آنها كاركنان اداره ارشاد شهرستانها هستند) به اين ليست اضافه شدند.باران كوثري هم تنها هنرمند اضافه شده به ليست ۵ نفره كروبي است.اما چند نامه مهم از ديروز از سوي چهره هاي مطرح سينما منتشر شده كه نمي توان از آنها گذشت.
ترانه عليدوستي: فكرهايم را كردم به مير حسين راي مي دهم
داريوش مهرجويي:خیالمان راحت است که میرحسین کتاب خوانده و اهل هنر است
پروين سليماني هفته گذشته درگذشت؛ بازيگري كه ۶۵ سال در سينماي ايران حضور داشت. او يكي از دهها پيشكسوت سينماي ايران بود كه در سالهاي از كار افتادگياش دوران سختي را پشتسر گذاشت و البته تنها كسي نبود كه در حسرت يك سقف چشم از جهان شست. از اين دست بازيگران در سينما و تلويزيون ما زياد هستند، بسياري از فعالان هنر هفتم هم هستند كه سالها در پشت دوربين كار كردهاند و حالا در روزهاي از كارافتادگي با دغدغههاي معيشتي مشابهي عمر ميگذرانند.
پروين سليماني در هنگام مرگ ۸۷ سال داشت و در طول دوران هنرياش كه به 65 سال ميرسيد در بيش از ۷۵ فيلم سينمايي و دهها تئاتر صحنهاي و اثر تلويزيوني به ايفاي نقش پرداخته بود.یادم می آید سال ۷۷ وقتي به سراغ او رفتم، صاحبخانه به خاطر نداشتن وديعه اجارهخانه جوابش كرده بود و او نگران از این وضع در همان مصاحبه گفت: «از مسئولان فرهنگي ميخواهم در هنگام زنده بودن به فكر ما باشند.» سال اول دوران ریاست جمهوری خاتمی بود،این مصاحبه با همین تیتر بر صفحه اول نقش بست و فردا بسیاری از خوانندگان تماس گرفتند و اعلام همکاری کردند.اما شان هنرمند مانع از آن می شد که این تقاضا ها را به وی معرفی کنم.دو روز از این ماجرا نگذشته بود که شنیدم مشکلش حل شده و سه میلیون تومان ودیعه از سوی ریاست جمهوری در اختیارش گذاشته اند و تاکید کرده اند در این مورد حرفی نزند(احتمالا به خاطر درخواست دیگر هنرمندان).چند سال بعد و در تماسی دیگر با خبرشدم باز هم مشكل سر جاي خودش مانده که البته اين گره هرگز باز نشد.این مشکل تنها مختص مرومه سلیمانی نبوده و نیست. حالا هم اگر نظري به اعضاي خانه سينما، خانه تئاتر يا فلان اتحاديه هنري بيندازيم، ميتوانيم بسياري پيشكسوتان از كارافتاده را پيدا كنيم كه برخي با مقرري بيمه و مستمري امور را ميگذرانند و برخي در گوشهاي با خاطرات گذشته خود چشم به ديدار يكي از اعضاي خانواده و يا يك دوست دوختهاند. به نظر ميرسد توجه به مسائل از كارافتادگان حوزه هنر امري ضروري باشد كه هر چند بارها درباره آن سخن گفته شده اما به شكل ايدهآل و كاملي بدان پرداخته نشده است. كافي است به درگذشت هنرمنداني همچون نعمتالله گرجي، مهري مهرنيا و ... نگاهي بيندازيم. آن وقت خواهيم ديد كه پرداختن به مشكلات اين افراد كه پيرهاي هنر جامعه ما هستند نه تنها بسيار ارزشمند است، بلكه بايد در حوزه وظايف نهادها و تشكيلات صنفي قرار گيرد. البته بديهي است كه توجه به اين مسائل نياز به اعتبار و هزينههايي نيز دارد كه چندان هم زياد نيست. شايد بد نباشد چهرهها و ستارههايي كه اين روزها بر پرده سينما يا صفحه تلويزيون ميدرخشند، با نگاهي به گذشته خود، آينده را هم در مقابل ديدگانشان قرار دهند و به ياري آدمهايي بيايند كه جاده هنر را برايشان هموار كردهاند. لازم نيست نام ببريم، همنسلان پروين سليماني در همين نزديكيها زندگي ميكنند.
هنرمندان و به ویژه اهالی سینما یکی از فعالترین گروههای هر دوره انتخابات ریاستجمهوری در کشور ما هستند. در این دوره هم که تبوتاب انتخاب رئيس دولت دهم به مقطعی پرشور بدل شده هنرمندان سینما و تلویزیون و حتی اهالی ادب و تئاتر و هنرهای تجسمی هم به میدان آمدهاند و تلاش میکنند در حمایت از کاندیدای مورد نظر خود شهرت و نفوذشان را صرف کنند.هر چند به زعم نگارنده حمایت هنرمندان می تواند توجه برخی از اقشار را به نامزدها جلب کند اما از آنجا که بیشترین رای را عامه مردم و خصوصا هموطنان شهرستانی و روستایی به صندوق میریزند نمیتوان به اینگونه حمایتها تکیه کرد (یقینا موج حمایت بیسابقه هنرمندان را در دور دوم انتخابات دوره نهم از هاشمی رفسنجانی به یاد دارید). البته بیراه نیست که بگویم حمایت قشر نخبه و هنرمند و روشنفکر از یک نامزد رویکرد فرهنگی و هنری او را به نمایش میگذارد، همچنانکه میرحسین موسوی وهمسرش زهرا رهنورد در حوزه هنر ـ به طور خاص تجسمی و معماری ـ ید بیضا دارند و حمایت های اکثری از وی قابل پیش بینی بود.
احتمالا اطلاع دارید که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در بیانات پیشین خود هنرمندان را به طور تلویحی از حمایت و فعالیتهای انتخاباتی برحذر داشته است اما با این همه خبرهای متعددی هر روز درحمایت از نامزدها و به ویژه میرحسن موسوی میرسد.بد نيست بدانيد كه در دوره قبل(سال 84) جمال شورجه، فرجالله سلحشور، جواد شمقدري، اكبر حر، محمد نوريزاد، حسن نجاريان ، عطاءالله سلمانيان، ابوالقاسم طالبي، شهاب ملتخواه، جهانبخش سلطاني، مرحوم رسول احدي، اسماعيل سلطانيان، جواد اردكاني، پرويز شيخ طادي، سيد عليرضا سجادپور، بهزاد بهزادپور، سيداحمد ميرعلائي ، منوچهر حقاني پرست، مصطفي زماني،عليرضا سجادپور و ...از محمود احمدی نژاد حمايت كردند.اما این بار فعلا هنرمنداني نظيرجوادشمقدري، سيدعليرضا سجادپور ،جهانگير الماسي، جمال شورجه، جواد شمقدري، محسن علياکبري، هوشنگ توکلي، اسماعيل سلطانيان، عليرضا سربخش، محمد اسلاملو و شفيع آقامحمديان از وي حمايت كرده اند.
درحمایتازمیرحسینموسویایناسامیبهچشممیخورد:داريوشمهرجويي،احمدرضادرويش،مجيدمجيدي، محسنمخملباف،محمدرضافروتن،ناصرتقوايي،هدیهتهرانی،كامبوزياپرتوي،كيومرثپوراحمد،رضاکیانیان،عزت الله انتظامی،داودولیلیرشيدي،داريوشفرهنگ،عليرضاشجاعنوري،ابوالفضلجليلي،امراللهاحمدجو، منوچهرشاهسواري،عليرضازريندست،عليرضارئيسيان،پرویزپرستویی،حمیدفرخنژاد،حبیبرضایی،علیمصفا، ،پیام دهکردی،رسول صدرعاملی،پارساپیروزفر،شادمهرراستين،هاديمرزبان،مهرداداسكويي،لیلاحاتمی،گوهر خيرانديش،کمالتبریزی،مازیارمیری،محمودعزيزي،مهنازافشار،هانیهتوسلی،حامدبهداد،مریمبوبانی،بهارهرهنما، پگاهآهنگرانی،النازشاکردوست،آهو خردمند،ستاره ولالهاسکندری،نیوشاضیغمی،ریمارامینفر،قطبالدينصادقي،فرشتهطائرپور،طنازطباطبایی،سحرولدبیگی،مریممعترف،نگارفروزنده،زهره حمیدی،،شهرهسلطانی،خزرمعصومی،شرارهرخام،صباکمالی،نگارجواهریان، ویشکا آسایش ،پرند زاهدی، امیرجعفری ،رضا داوود نژاد، حسین یاری، رعنا آزادیور، پرستو صالحی ،زهرا داوود نژاد ، احترام برومند ،فرهاد اصلانی، ، بابک حمیدیان،مهران رجبی،صابر ابر،امید و امین زندگانی،رامین ناصرنصیر،حبیب دهقان نسب،نیما فلاح، آناهیتا نعمتی، بهروز غریب پور ،سامان سالور ، یدالله نجفی ،آتوسا قلمفرسایی، ابوالحسن داوودی،اصغر فرهادی، اصغر هاشمی، امیر اثباتی، امیر غفارمنش،امیر واجد سمیعی، امیرمهدی ژوله، ایرج رامین فر، بهرام بدخشانی، بهناز نازی،بیژن میرباقری، پرویز آبنار، پریسا بختآور، پیمان و محراب قاسمخانی،تورج اصلانی،چیستا یثربی،حسن معجونی،خسرو معصومی،داود فتحعلی بیگی،سعید ابراهیمی فر، سیف الله داد،اميرشهاب رضویان، شهرام شاه حسینی،عزیزالله حمیدنژاد، علی ژکان،علیرضا امینی، فرهاد توحیدی، فرج حیدری ،مریم هژیروند،محسن امیریوسفی، محسن شاه ابراهیمی،محمد رسول اُف،محمدرضااعلامی،محمدرضاسکوت، ،مرضیهبرومند، محمدعلینجفی مصطفیخرقهپوش عبدالرضاکاهانی،فریالبهزاد،فریدونفرهودی،،مهرداد فرید،منیژهحکمت،مونازندی،مهدیصباغزاده،مهدیکرمپور،،مهنازافضلی،مهریشیرازی،مهوش شیخالاسلامی،نظامالدینکیایی،داریوشعیاری، و...
در حمايت از مهدي كروبي هم بهروز افخمي،علي معلم،ضياءالدين دري ومرجان شيرمحمدي را مي توان نام برد، البته فهرستي از حاميان سينمايي كروبي هنوز منتشر نشده اما مخملباف در نامه اخير خود از كروبي هم حمايت كرده بود، ضمن آنكه در همان دوران اعلام نامزدي كروبي خبري مبني بر فعاليت مصطفي زماني( بازيگر نقش يوزارسيف) در سفرهاي استاني اين كانديدا منتشر شد كه عملا اين اتفاق نيفتاد وزماني هم در حمايت وي تكذيبي نكرد. در اين ميان از حمايت هنرمندان از محسن رضايي چندان خبري يا بهتر است بگوييم اصلا خبري نيست.هر چند فيلم تبليغاتي رضايي را محمدعلي فارسي مستندساز ساخت كه مهدي جعفري هم آنرا تصويربرداري كرد.
حمایت 800 هنرمند سینما، تئاتر و تلویزیون از موسوی

عزت الله ضرغامی طبق عرف جاری سازمان صداوسیما از عوامل سازنده سریال "یوسف پیامبر"تقدیر کرد.در این عکس مصطفی زمانی در بین کتایون ریاحی و الهام حمیدی بازیگران نقش همسران یوزارسیف دیده می شوند. حتما می دانید که دوره مدیریت ضرغامی در رسانه ملی تمام شده و احتمالا این آخرین مراسم تقدیرش باشد.باقی عکس ها را از فارس ببینید.



حالا ديگر فيلمهاي تبليغاتي كانديداهاي رياست جمهوري به موثرترين وسيله انتقال پيام آنها مبدل شده ،دليلش هم روشن است.سينما يا به تعبير ديگر تصاوير متحرك، جادويي در خود دارد كه ميتواند بيشترين تاثير را در ذهن مخاطب ايجاد كند. اين روزها كشور ما در آستانه انتخابات دهمين دوره رياستجمهوري قرار دارد و گرچه رسانهها و ابزارهاي جديدي همچون اينترنت، ماهواره و موبايل به كمك ستادهاي تبليغاتي آمدهاند اما رسانههاي تصويري نقش ويژهاي به عهده دارند.از جمعه اين هفته فيلم هاي تبليغاتي ۴ كانديداي رياست دولت جديد روي آنتن تلويزيون مي رود و بحث داغ قضاوت در خصوص مضامين و ساختار كيفي آنها نقل مجالس منتقدان و اهالي سينما خواهد بود.در اين دوره مجيد مجيدي با سرپرستي يك گروه فيلم تبليغاتي ميرحسين موسوي، بهروز افخمي با كمك علي معلم و ضياءالديندري فيلم مهدي كروبي، محمدعلي فارسي فيلم محسن رضايي و جواد شمقدري فيلم محمود احمدي نژاد را كارگرداني كردهاند.هر يك از اين كارها مثل سالهاي گذشته 30 دقيقه است كه توسط خود ستادها ساخته مي شود و البته با تاييد تلويزيون پخش مي شوند.
براي آنكه بدانيد سابقه فيلم هاي تبليغاتي انتخاباتي چيست؟ بايد بگويم كه از سال 76 اين جريان راه افتاد. در دوره هفتم ۴ نفر كانديداي رياست جمهوري بودند كه در نهايت سيد محمد خاتمي پيروز شد و بسياري از صاحبنظران تاثير اين فيلم كوتاه را در نتيجه انتخابات به نفع سيداصلاحات بسيار موثر دانستند.بنابراين از دوره بعد توليد اين آثار مستند نه تنها براي كانديداها بلكه براي مطبوعات و حتي منتقدان سينمايي هم جذاب شد. در دوره هفتم فيلم تبليغاتي خاتمي را بهروز افخمي و سيفالله داد كارگرداني كردند. بهزاد بهزادپور هم فيلم ناطقنوري را برعهده گرفت و آنچنان كه گفته مي شود {يااحتمالا} حسين قاسمي جامي و احمد مرادپور فيلم ريشهري و رسول صدرعاملي فيلم زوارهاي را ساختهاند. در دوره هشتم هم۱۰نفر كانديدا بودند كه به اين ترتيب راي آوردند : سيد محمد خاتمي،احمد توكلي،محمد شمخاني،عبدالله جاسبي،سيد محمود كاشاني،حسن غفوري فرد،سيد منصور رضوي،سيد شهابالدين صدر،علي فلاحيان و سيد مصطفي هاشميطبا.فيلم هاي تبليغاتي را نيز بهروزافخمي براي خاتمي،ضياءالدين دري براي توكلي و فلاحيان و ...ساخته بودند. در دوره نهم ۸ تن نامزد رياست جمهوري بودند كه فيلمسازان تبليغاتي آنها به اين ترتيبند: كمال تبريزي و رسول صدرعاملي براي هاشميرفسنجاني،جواد شمقدري براي احمدينژاد،احمدرضا درويش براي قاليباف،سعيد ابراهيميفر و بهروزغريبپور براي دكتر معين،بهروزافخمي براي كروبي ،زندهياد رسول ملاقليپور براي محسن رضايي، محرم زينالزاده براي مهرعليزاده و داودميرباقري به همراه مهدي فخيمزاده براي لاريجاني.
مطالب مرتبط: درباره آخرين مراحل ساخت مستندهاي تبليغاتي نامزدها
سوم خرداد يكي از مهمترين كليد واژههاي هشت سال جنگ است، تا آنجا كه روز آزادسازي خرمشهر در نگاه هر ايراني از خاطرهانگيزترين ايام چند دهه اخير به شمار ميآيد. از همين رو سينماگران هم تلاش كردهاند تصاوير اين روز ملي را برافكار عمومي نقش بزنند. حال آنكه تا چه حدي توانستهاند تصوير ايثار و مقاومت مردم و رزمندگان را در 34 روز نخست جنگ تحميلي و آن 545 روز اشغال به تصوير بكشند، قدري نياز به بررسي و تأمل دارد.
نگاهي به ژانر دفاع مقدس در سينماي ايران و نيز تلويزيون ما نشان ميدهد در اين 28 سال رقمي نزديك به هزار فيلم و اثر بلند، كوتاه، مستند و تلويزيوني با موضوع دفاع مقدس، مقاومت مردم و حاشيه جنگ تحميلي توليد شده است كه از اين ميان سهم فيلمهاي بلند حدود 300 اثر بوده است. از ميان اين 300 فيلم هم تقريباً 100 فيلم مستقيماً به موضوع جنگ تحميلي پرداختهاند اما همه اين آثار همنگاه دقيق و مستندي از جنگ نداشتهاند و بسياري از اين 100 فيلم هم با بهرهگيري از مضمون جنگ و مبارزه با نيروي متخاصم رويكردي تجاري و گيشهاي در پيش گرفتهاند و هر چند كه اين گونه آثار در دوران جنگ وجوه حماسي رزمندگان وتهييج افكارعمومي را بر ضد رژيم بعثي عراق برعهده داشتهاند، اما فيلمهايي بودهاند كه خيلي زود از دايره افكار جمعي بيرون رفتهاند اما شكل دوم آثار دفاع مقدس نوعي از فيلمها هستند كه با نگاهي واقعگرا، ظريف، انساني و البته برگرفته از ايدئولوژي اسلامي، مسائل و رويدادهاي اين دوران را دستمايه قراردادهاند. سينماگراني همچون زندهياد رسول ملاقليپور، ابراهيم حاتميكيا، احمدرضا درويش، عزيزالله حميدنژاد و... از گروه كارگرداناني بودندكه قهرمانان جنگ را بهخوبي معرفي كردند. در واقع بسياري از سينماگراني كه ژانر «دفاع مقدس» را در سينماي ايران پايهريزي كردند يا از اهالي همان منطقه جنگزده همچون خرمشهر و آبادان بودند و يا از جمله افرادي بودند كه تلخي و خشونت جنگ يا مبارزه آرماني را با پوست و گوشت خود احساس كردهبودند. بنابراين «خرمشهر» كه همچونموجودي زنده در ميان شخصيتهاي اين هشت سال شناخته ميشود از نگاه همين سينماگران به نيكي تصوير شده است. هرچند تعداد اين آثار تنها شش فيلم است. يكي از سينماگراني كه خرمشهر در آثارش نقش و اهميتي ماندگار دارد احمدرضا درويش است كه در سه اثر «كيميا»، «سرزمين خورشيد» و «دوئل» واقعه مقاومت مردم اين شهر و سقوط آن را بهخوبي تصوير كردهاست. تصويري كه درويش در اين سه اثر بويژه در فصل افتتاحيه ميدهد تصويري هنرمندانه توأم با خشونت يك جنگ نابرابر است كه هرگز در سينماي ايران نميتوان مشابه آن را پيدا كرد. رسول ملاقلي پور در «بلمي به سوي ساحل» روايتي از يك گروه رزمنده ارائه ميكند كه در مهرهماه 59 وظيفه دارند براي تهيه كروكي به دل نيروهاي دشمن بزنند. او گرچه در اين فيلم نگاهي ماجراجويانه دارد اما در آثار بعدياش همچون «پرواز در شب»، «نجات يافتگان» و «سفر به چزابه» با رويكردي هنرمندانه وقايع جنگ را بررسي ميكند.
مهدي مدني هم در مستند «پلآزادي» به ساختن پلي ميپردازد كه منجر به پيروزي سپاهيان رزمنده در خرمشهر ميشود. محمدحسين لطيفي يكي از كارگردانان نسل جديد است كه با فيلم «روز سوم» بار ديگر تصوير خرمشهر را در نگاه سينماگران زنده كرد. او داستان آخرين روزهاي مقاومت در بخش غربي خرمشهر را با حضور دو شخصيت كه خواهر و برادرند روايت كرد؛ فيلمي كه هم جنبه هاي هنري قوي و هم ويژگيهاي تجاري را دربرداشت و به همين دليل مورد توجه هر دو گروه تماشاگران خاص و عام قرار گرفت. شايد در ميان مجموعه آثار سينماي ايران و بويژه ژانر دفاع مقدس بتوان چند اثر ديگر را پيدا كرد كه در فصلهايي از آن مقاومت مردم خرمشهر ، دوران سقوط و آزادسازي اين شهر تصوير و روايت شده باشد اما واقعيت اين است آنچنان كه بايد به اين اتفاق تاريخي در سينما پرداخته نشده و حق مطلب ادا نگرديده است. بويژه آنكه عمده فيلمهاي موجود - كه چند نمونه از آنها ذكر شد- به موضوع سقوط خرمشهر پرداختهاند و فيلمي كه حماسه آزاد سازي خرمشهر را نمايش بدهد ومشخصاً در اينباره توليد شده باشد هنوز ساخته نشده و جاي اين فيلم در سينماي ايران خالي است.
هیات داوران بخش نوعی نگاه جشنواره کن ۲۰۰۹ جایزه ویژه خود را به بهمن قبادی اهدا کرد.این جایزه چهارمین جایزه ایرانی ها ـ پس از سه جایزه جنبی در بخش هفته منتقدان برای زمزمه باد ـ از جشنواره کن امسال است. جایزه قبادی البته از جایزه شهرام علیدی مهمتر است چرا که نوعی نگاه بعد از مسابقه اصلی مهمترین بخش هر دوره از جشنواره کن به شمار می رود.
قبادی در فیلم جدید خود "کسی از گربه های ایرونی خبر نداره" فضایی متفاوت از سایر آثارش در پیش گرفته و در فضایی شهری داستان یک زن و شوهر را روایت می کند که در موسیقی زیرزمینی فعالیت می کنند و تصمیم دارند از کشور خارج شده، در لندن کنسرت موسیقی اجرا کنند.فیلم قبادی به دور از هرگونه خبر و جنجالی در تهران ساخته شد و در اولین حضور خارجی اش در فستیوال کن فرانسه شرکت کرد.هر چند که خودش تمایل زیادی داشت این فیلم در بخش اصلی حضور داشته باشد اما نوعی نگاه هم برای او کمک بزرگی بود تا پخش جهانی فیلمش راه هموارتری پیدا کند.جایزه قبادی از این جشنواره بدون در نظر گرفتن سه جایزه فیلم "زمزمه باد" از شهرام علیدی که به عنوان نماینده عراق در جشنواره شرکت کرده نهمین جایزه سینمای ایران در سال جدید است. قبادی که به همراه ۱۹ فیلم دیگر در بخش رقابتی نوعی نگاه حضور داشت، این جایزه ویژه را به همراه فیلم "پدر بچههای من" ساخته میا هنسن لاو از فرانسه از هیئت داوران این بخش به ریاست پائولو سورنتینو فیلمساز ایتالیایی گرفت.جايزه اصلي اين بخش هم به فيلم يوناني "دندان سگ" به كارگرداني "يورگوس لنتيموس" رسيد. اين فيلمساز پيش از اين جايزه دوربين طلايي كن ۲۰۰۰را براي فيلم "زماني براي مستي اسبها" دريافت گرفته بود. بد نيست بدانيد كه مراسم پاياني شصت و دومين دوره كن امشب برگزار مي شود و برندگان نخل طلا معرفيمي شوند.
مطالب مرتبط : سه جايزه بخش هفته منتقدان براي زمزمه باد