باز هم بگوئيد عدد ۱۳ نحس نيست! درست سيزده روز مانده به جشنواره بين المللي فيلم كودك و نوجوان ـ كه دو سه سالي است در همدان برگزار مي شود ـ دبير جشنواره عوض شد.ماجرا از آنجا آغاز مي شود كه اكبر نبوي منتقد سينما به دليل مشكلات موجود در آستانه برگزاري جشن تهديد به استعفا كرد و پنج شنبه گذشته متن استعفاي خود را به جعفري جلوه معاون سينمايي وزير ارشاد تحويل داد. در اين چند روزه هم مديران فارابي و معاونت سينمايي هم تلاش كردند با اخبار غير شفاف موضوع را سربسته نگاه دارند تا شايد طرفين به تفاهم نسبي برسند و رسانه اي شدن استعفاي دبير به معضلات موجود دامن نزند.اما ظاهرا روز شنبه در معاونت سينمايي جلسه اي تشكيل شد و ماجرا به اين شكل پايان يافت.در فاصله پيدا كردن يك دبير جديد و معرفي آن به خبرگزاري ها هم جعفري جلوه در گفت و گويي ضمن تاييد تلويحي اين استعفا تاكيد كرد كه جشنواره راه خود را مي رود (اصل خبر).در نهايت هم امروز مسعود احمديان(مدير دفتر جشنواره هاي بنياد فارابي) را به اين سمت منصوب كرد.
گرچه خبر دقيقي از موضوع اختلافات منتشر نشده اما به نظر مي رسد كه مساله اصلي مسائل مالي و كمبود اعتبار كافي براي برگزاري جشنواره باشد. همانگونه كه مي دانيد نبوي با ايده هاي تازه اي به ميدان آمده بود و يكي از طرح هايش اين بود كه جشنواره امسال با آثار مناسبي برگزار شود. اين موضوع از آنجا اهميت پيدا مي كند كه يكي از سه معيار اصلي هر جشنواره بين المللي كيفيت آثار،در كنار شيوه اجرايي و ميزان رقم جوايز است.نبوي كه به درستي تشخيص داده بود در دوره هاي مختلف تعداد آثار بخش مسابقه بسيار اندك بوده اند ـ تا آنجا كه از فرط محدوديت تقاضا ماهيت هيات انتخاب از ميان رفته بود ـ بنابراين سعي كرد با متقاعد كردن بنياد فارابي به سرمايه گذاري روي آثار ويژه كودكان و نوجوانان سينماگران را به اين وادي بكشاند.توليد هفت هشت فيلم (كه اين روزها در مراحل مختلف توليد هستند و قرار است به همدان برسند) نتيجه بخشي از تلاش نبوي است.هر چند كه گفته مي شود پروژه "همبازي" ساخته غلامرضا رمضاني فعلا متوقف شده، اما اين حركت گام مهمي بوده كه ممكن است ادامه پيدا كند(اينرا مطمئن نيستم اما اميدوارم).بااين حساب هزينه سرمايه گذاري روي اين آثار باعث شده كه تاثيراتي بر موقعيت اجرايي جشنواره پديد آيد و باقي ماجراها.
شايد اطلاع نداشته باشيد اما بايد تاكيد كنم كه جشنواره فيلم كودك و نوجوان يكي از مهمترين جشنواره هاي اين ژانر سينمايي در جهان است و بر خلاف جشنواره فجر در رده الف قرار دارد.اما متاسفانه دولت هاي مختلف كه سعي در تمركز زدايي از اين رويداد داشته اند آنرا از تهران جدا كرده و طي ۲۳ سال در استانهاي كرمان،اصفهان و همدان برگزار كرده اند.يكي از مشكلات اصلي جشنواره و مديران برگزار كننده هم از همينجا مي آيد چرا با برگزاري چنين رويدادي آنهم در مقياس بين المللي هزينه هاي زيادي مي طلبد كه بخشي از آن، فرض كنيد نيمي از هزينه ها بايد از سوي تشكيلات استاني فراهم شود كه معمولا دچار كم اعتباري هستند. محدوديت آثار مرتبط،كم توجهي به تجربه هاي گذشته،بهره نگرفتن از مديران متخصص و آزمون و خطاهاي متعدد از جمله ضعف هاي اين جشنواره در سالهاي متمادي است.با اينحال عوض كردن دبير جشنواره در آستانه برگزاري از اتفاقاتي است كه فقط در اينجا ديده شده و البته جاي نگراني دارد.

امیرو ایران نیست اما جایزه هایش و افتخاراتش و آثارش مایه افتخار ماست.سالهاست که رفته ولی خبرهایش و حضورش و نگاه ساده اش به جهان هست.امیرنادری که سال گذشته در ونیز ظاهر شده بود با فیلم"وگاس؛ براساس يک داستان واقعي"دیروز برای همین فیلم جایزه آینده را از جشنواره پاریس سینما در فرانسه دریافت کرد.مبارکش باشد. دلمان برایش تنگ شده بود.حالا هم که پس از سالها "سازدهنی" رنگ ورورفته را در تلویزیون می بینیم دچار نوستالژی می شویم و هنوز هم با دیدن عکسی از "دونده" دلمان می گیرد برای آن سینما.حالا هم "تنگنا" ما را می برد به دنیای علی خوش دست و " خداحافظ رفیق" به جهان زوال پذیر خیانت.
گزارش کامل را از قلم همکارمان در اعتماد اینجا بخوانید
بیست در اولین حضور بین المللی اش جایزه ویژه هیات داوران جشنواره کارلووی واری را دریافت کرد.کارگردان این اثر عبدالرضا کاهانی است که با خون دل آنرا ساخت و روانه جشنواره فیلم فجر ،سپس اکران نوروزی و بعد جشنواره چک کرد.پس مبارکش باشد این جایزه ۲۰ هزار دلاری.
پنجمين ساخته عبدالرضا كاهاني كه در كار با ۷ شخصيت و يك لوكيشن اصلي تجربه خوبي براي يك فيلمساز جوان به شمار مي آيد."بيست" داستان چند كارگر يك رستوران جنوب شهري را روايت مي كند كه ۲۰ روز فرصت دارند كار تازه اي براي خودشان پيدا كنند.صاحب رستوران كه مردي تنهاست به خاطر سالها برگزاري مراسم ختم در رستورانش دچار افسردگي شده به توصيه پزشك مصمم است رستوران را بفروشد حال آنكه هر يك از كارگران مشكلات زيادي در زندگي دارند كه حل آنها وابسته به كارشان است..."بيست" از آن دسته فيلمهاست كه به داستان وابستگي زيادي ندارد و قرار است با پرداختن به جزئيات به ويژه روحيات و رفتار شخصيت اصلي ( مالك رستوران) و نيز بررسي مسائل آدمهاي داستان مارا به هدفي رهنمون كند.اين هدف مي تواند پارادوكس مرگ و زندگي ، شادي و غم ،تنهايي و وحدت، آرامش و تشويش باشد.به هر حال هر كدام از اين نكات كه مد نظر نويسنده و كارگردان بوده بايد اذعان كرد در كارش موفق شده است.هر چند كه به نظر مي رسد مهمترين ايده فيلم تناقض شادي و غم باشد كه همزاد آدمهاي اين داستان و در شكل گسترده ترش آدمهاي جامعه امروز ما شده است.فیلم با شادی آغاز می شود و با مرگ به پایان می رسد.فیلمساز موفقیت اعظم خود را مدیون انتخاب موضوع فیلم یعنی زندگی آدمهایی که از غم مرگ پذیرایی می کنند است. اما كاهاني به عنوان كارگردان در اين فيلم موفق تر از كاهاني به عنوان فيلمنامه نويس است چرا در بخش متن مي توان از برخي شخصيت ها ايراد گرفت كه مثلا شناسنامه كاملي ندارند همچون مالك رستوران كه معلوم نيست براي چه همسرش را طلاق داده،همسرش حالا كجاست و آن پسر كه ادعا مي كند فرزندش است تا حالا كجا بوده و اساسا چرا شخصيت اصلي كه عليرغم عصبي بودن و تلخي اش روح مهربان و عادات انساني دارد به دختر بچه فيلم هيچ علاقه اي ندارد يا چرا به جنس مخالف علاقه نداشته اما يكباره با پيشنهاد همسر آشپز تصميم به ازدواج مي گيرد و... اما كاهاني به عنوان كارگردان نقاط قوت زيادي دارد كه ازآن جمله مي توان به انتخاب بازيگران، بازي هاي خوب به خصوص پرويز پرستويي كه به شدت خوب ظاهر مي شود و با آن بازي زير پوستي اش موثر است.حبيب رضايي كه تصادفا در اين فيلم خوب بازي مي كند و عليرضا خمسه كه اين بار در نقشي تلخ و دستي معلول با قدرت ظاهر مي شود و بقيه كه در مجموع خوب هستند( البته به غير از بازيگر نقش پسر مالك).فيلمبرداري و تدوين فيلم هم جاي تقدير دارند چرا كه تا ۹۰ درصد فيلم در لوكيشن اصلي (رستوران) مي گذرد و همين مي تواند دست سازنده اثر را ببندد.كاهاني در ثبت لحضات تنهايي صاحب رستوران به خوبي عمل مي كند و همين نكته است كه "بيست" را به اثري قابل تعمق مبدل مي كند.هر چند كه اثر درخشاني مي توانست باشد و حالا نيست.
خبر برنده شدن فیلم بیست را اینجا می توانید بخوانید
"درچشم باد" را حتما ببینید.کاری ازمسعود جعفری جوزانی که از این جمعه پخش می شود، هر چند که بدون تماشای یک اثر حتی بدون آغاز پخش آن نمی توان به قضاوت دقدیق و روشنی دست یافت اما با توجه به مجموعه عواملی همچون سابقه فیلمساز، داستان "درچشم باد" و حضور عوامل حرفه ای مثل فیلمبردار،آهنگساز،بازیگران و البته اخباری که در این چند سال شنیده ایم و خوانده ایم می توان پیش بینی اثری درخشان و یا حداقل قابل توجه را داشت.اين سريال قرار بود جمعه پيش روي آنتن شبكه يك برود كه به خاطر يكي از آن بعضي دلايل ها!! به تعويق افتاد.
سريال تاريخي"در چشم باد"، وقايع سياسي و اجتماعي سه دوره از تاريخ معاصر ایران در سالهاي 1300، 1320و 1360 را بررسي ميكند كه دوره اول پايان دوره قاجار و دوره پهلوي و دوره دوم قيام ميرزا كوچك خان و دوره سوم يك دوره زماني خاص در بعد از انقلاب را كه دوره فتح خرمشهر است، در بر ميگيرد. در اين پروژه بازيگراني چون پارسا پيروزفر، اكبر عبدي، كامبيز ديرباز، سعيد نيكپور، سحر جعفري جوزاني، لاله اسكندري، جهانگير الماسي، محمود پاك نيت، محمد رضا هدايتي، هومن سيدي ودهها بازیگر مشهور ايفاي نقش كردهاند. ساخت اين سريال يكي از سختترين پروژههاي سريالسازي در تلويزيون است كه ۵ سال زمان برده و براي ساخت آن تا به حال از 480 لوكيشن استفاده شده و به بيش از 10 شهرستان و استان ديگر سفر شده است."در چشم باد"، قصه زندگي خانوادهاي است كه رويدادها و لحظات تلخ و شيرين زندگيشان از دوره قيام ميرزا كوچكخانجنگلي تا فتح خرمشهر به تصوير كشيده ميشود،داستان از زماني آغاز ميشود كه ميرزا كوچك خان جنگلي، در گيلان اعلام جمهوري ميكند و با اين اقدام دوران پر حادثه تاريخ معاصر ايران آغاز ميشود.
جعفری جوزانی که آخرین کارش "بلوغ" در سال ۷۷ به نمایش درآمده، از آغاز دهه ۸۰ درگیر تحقیق و نوشتن این سریال شد. او مصمم بود قبل از نوروز برای ضبط صحنه های مربوط به آغاز داستان که در آمریکا اتفاق می افتد به این کشور سفر کند اما موفق نشد و همین روزها به این سفر خواهد رفت که احتمالا از تصاویر موجود برای نسخه سینمایی این داستان استفاده خواهد کرد.این پروژه یکی از ۵ طرح بیگ پروداکشن سیما (در کنار یوسف،مختارنامه،روزگار قریب و کار نیمه تمام امام حسین) است که توصیه می کنم حتما ببینید. گزارش پشت صحنه از سریال هم که در مهر ماه ۸۶ تهیه کرده ام اينجاست.