اول – خدايش بيامرزد. امير قويدل را ميگويم، كارگرداني كه 17آبان درگذشت و ديروز سومين روز به خاكسپارياش بود.مرگ او مثل هر عزيز هنرمند ديگري آزردهام كرد. نميخواستم از مرگ بنويسم چرا كه معتقدم هنرمند نميميرد بلكه زنده است چون اثرش تا جهان هست ميماند و به او زندگي ميبخشد. مرحوم قويدل را از آثارش ميشناختم از برنج خونين تا ترن و بندرمهآلود و 6 اثر ديگرش. يكبار رفته بودم براي تست بازي در نقش اول "رخساره" كه دوستي اصرار كرده بود و قسمت نشد حضور داشته باشم (كه دوست عزيزم شهابحسيني در اين نقش بيادماندني به سينما معرفي شد)از قويدل دلگير نشدم چرا كه به تقدير معتقد بودم و هستم. دو سال پيش در جشنواره فيلم رشد مشهد بار ديگر زندهياد قويدل را ديدم و چند روزي باهم بوديم،چاي خورديم،سيگار كشيديم و توي استخر هتل شنا كرديم. به من گفت يك جايي ديدمت اما نگفت كجا و من هم يادآوري نكردم. گفت براي فيلم بعديام حتما پيشم بيا كه بهدرد جلوي دوربين ميخوري! اما بيماري و كهنسالي مجالي نداد تا فيلمي بعد از رخساره بسازد و قاعدتا اين داستان بازيگري پيشمان ماند و اجرايي نشد. خدايش بيامرزد آدم خوب و خونگرمي بود و حيف شد كه يكي از شاگردان ساموئل خاچيكيان را از دست داديم.
دوم - خدا جمشيد لايق را هم بيامرزد كه پنجشنبه چشم از دنيا بست و يادگارهايش را با ما تنها گذاشت. سلطانوشبان، روزيروزگاري، رگبار، دايرهمينا و دهها فيلم و سريال ديگر. آخرين بار در مراسم تشييع خسرو شكيبايي ديدمش كه عليرغم ناتواني جسمي آمده بود با شاگرد خودش وداع كند و ما نميدانستيم 15 ماه بعد هم خودش خواهد رفت.امروز از مقابل تالار وحدت و درميان اندوه همدورهايهايش به خانه ابدي رفت،خدايش بيامرزد.خداوند آراسته راهم بيامرزد،عباس شباويز تهيهكننده قيصر راهم.چه هفته بدي بود. سرشار از غم و مرگ و اندوه.
سوم - چهارشنبه گذشته رفته بوديم اولين نشست خبري عزتآلله ضرغامي كه بعداز 5 سال براي روزنامهنگاران و رسانهها گذاشته بودند. جلسهاي پر از اطلاعات و خبر و آمار،اما وقت كم بود و تعدادمان زياد. سوالات زيادي داشتم اما فقط يك سوال ميتوانستيم بپرسيم.همكاران بنا به نگاه و مشي رسانه خود در باره همه چيز پرسيدند،از انتخابات و درگيريها تا بودجه صداوسيما،افزايش شبكهها و ماهواره حتي آنتن ندادن شبكه هاي سيما كه البته جدا از پوشش خبري ديشب و امشب از شبكه اول دارد پخش ميشود.در اين نشست ترجيح دادم درباره موضوعي حرف بزنم كه كسي دربارهاش نپرسيد. ابتدا از بابت ساخت سريالهاي عظيمي كه در اين سالها ساخته شده و توانايي فيلمسازان ما را به رخ كشيده تشكر كرده و يادي كردم از "روزگار قريب" كه به حق سريالي ماندني است و نيز "درچشم باد" ساخته باارزش مسعودجعفري جوزاني كه عليرغم برخي ضعفها قابل دفاع است. هچنين ازكمدي خانوادگي "شمس العماره" به خاطر دوري از لودگي و ابتذال تشكر كردم و به طور مشخص سوال كردم " با توجه به اينكه هر سال در سه مناسبت نوروز و ماهرمضان و دههفجر سريالهاي مناسبتي توليدو پخش ميشود چرا اين آثار در آخرين زمان ممكن و معمولا يكي دوماه مانده به پخش كليد مي خورند و سازندگان ناچار مي شوند در ماراتن رساندن به آنتن دقت را فدا كنند آن هم در شرايطي كه اين سريالها از پربيننده ترين آثار هرسال هستند؟" البته رئيس صدا و سيما جواب مشخصي به اين مشكل نداد و بااشاره به اينكه به يك كارگردان يك سال وقت داده شد و ايشان ديرتر از بقيه كار را به دست مارساند تاكيد كرد كه علاقهمند است در مصاحبه اي مفصل با روزنامه ايران در خصوص آسيبشناسي اين توليدات با ما حرف بزند. اميدوارم اين فرصت فراهم شود و سوالات بيشمارم را در اين رابطه بپرسم و پاسخ بگيرم. البته معتقدم عزتالله ضرغامي يكي از باهوشترين مديران اين كشور است.
این روزها بازیگران سینما در صدر اخبار رسانهها و همچنين مديران جديد سينمايي قرار دارند. اخيرا بحث ممنوعالكاري بازيگران و رفع مشكل آنها كمرنگ شده و به جايش دستمزد ۹۰ ميليوني محمدرضا گلزار نقل مجالس سينمايي شده تا آنجا كه واكنش هاي موافق و مخالف زيادي برانگيخته شده است كه به جاي خود بدان مي پردازم. اما قارغ از اين بحثها گلشيفته فراهاني بازيگر مهاجر سينماي ايران ـ كه ظاهرا در پروژه جديدهاليوودي بازي خواهد كرد ـ در يك گفتگوي خواندني از وطن و كار در غربت سخن گفته و تاكيد كرده است"در ايران من يك شاه ماهي در رودخانه بودم، اما در هاليوود مثل يك ماهي در اقيانوس هستم و اين خيلي سخت است" با اين آرزو كه بازيگران مقيم خارج از كشور روزي به كشورمان بازگردند شما را به خواندن اين مصاحبه كه با شبكه الجزيره انجام شده دعوت مي كنم.اين مصاحبه را در مي توانيد ايسنا ببينيد.
با موفقيت دو بازيگر فيلم «تنها دوبار زندگي ميكنيم» در جشنواره سينهفن هند، تعداد جوايز بازيگري سينماي ايران از محافل جهاني به عدد ۴۱ رسيد.
آثار سينماي كشورمان در سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي چند هزار حضور جهاني داشتهاند كه نتيجه اين حضور بينالمللي دريافت بيش از ۱۲۰۰ جايزه از محافل و فستيوالهاي مختلف سراسر جهان بوده است. از ميان اين جوايز بيشترين سهم متعلق به آثاري بوده كه عنوان اولي را به دست آوردهاند يا سازندگان آنها اين مدالها را به دست آوردهاند. تعداد بسيار اندكي (۳تا ۵جايزه) به دستاوردهاي فني همچون فيلمبرداري اختصاص يافته و تعدادي از اين ۱۲۰۰ جايزه نيز به بازيگران ايراني رسيده است كه اكثر آنها از بهترين و تواناترين بازيگران سينماي ايران به شمار ميآيند و در جشنوارههاي داخلي نيز جوايز زيادي در رشته بازيگري دريافت كردهاند. از ابتداي سال ۸۸ تاكنون بازيگران سينماي ايران ۵ موفقيت در جشنوارههاي مختلف به دست آوردهاند و با توجه به ۳۶ جايزه در ۳۰ سال گذشته تعداد جوايز بازيگري ما به عدد ۴۱ رسيده است. جمعه شب پانزدهمين دوره جشنواره سينهفن هند به كار خود خاتمه داد. در اين جشنواره فيلم «تنها دوبار زندگي ميكنيم» كار بهنام بهزادي بروجني شركت داشت كه در روز اختتاميه موفق شد جايزه بهترين بازيگر مرد را به خاطر بازي عليرضا آقاخاني و جايزه بهترين بازيگر زن را به خاطر بازي نگار جواهريان به دست آورد. بد نيست بدانيد كه نخستين جايزه بازيگري سينماي ايران در سالهاي پس از انقلاب اسلامي از نخستين جشنواره پيونگ يانگ به دست آمده كه اين جايزه به جمشيد مشايخي براي «پدربزرگ» اهدا شد. سينماي ايران تا پايان سال ۸۶ مجموعا ۳۲ جايزه بازيگري به دست آورده بود. در سال ۸۷ نيز۳ جايزه در اين حوزه به بازيگران فيلمهاي مختلف اهدا شده و امسال هم ۶ جايزه به هنرپيشگان سينماي ما اختصاص يافت. براساس آمارهاي موجود نيكي كريمي با دريافت چهار جايزه از فستيوالهاي سن سباستين، قاهره، نانت و تائور مينا پرجايزهترين بازيگر ايراني بوده است. فرامرز قريبيان با ۳ جايزه (از زيمبابوه، مسكو و هند) و محمدرضا ناجي با ۳ جايزه (برلين، استراليا و سوريه) در رديفهاي بعدي قرار دارند، اما به لحاظ كيفيت جشنواره و اعتبار اين ۴۱ جايزه، معتبرترين نشان به خرس نقرهاي جشنواره برلين مربوط ميشود كه 2 سال پيش به محمدرضا ناجي بازيگر فيلم «آواز گنجشكها» اختصاص يافت.
گفتني است، در يك ماه گذشته پرويز پرستويي به خاطر فيلم «بيست» از جشنواره باتومي گرجستان، علي شادمان بازيگر فيلم «با من حرف بزن» از جشنواره هند و حامد بهداد به خاطر «كسي از گربههاي ايروني خبر نداره» در جشنواره خاورميانه (دبي) جايزه بازيگري گرفتند. فهرست اين ۴۱جايزه را در ادامه مطلب ميتوانيد ببينيد.
مدیران جدید سینمای ایران چند هفتهاي است روي كار آمدهاند. با آمدن هر مديري ميتوان وعده هاي زيادي را رصد كرد. ازطبيعت مديران جامعه ما يكياش هم اين است كه فعاليتهاي مديران قبلي را زير سوال مي برند و با شعار تغيير و تحول، درهاي باز و اتاق شيشهاي تلاش ميكنند نظرات مختلف به ويژه مخالفان را جلب كنند. در اين يكي دوماهه هم دو مدير ارشد در حوزه سينما قرار گرفتهاند كه اولي جواد شمقدري معاون سينمايي و دومي عليرضا سجادپور مديراداره نظارت و ارزشيابي بودند. نكته جالب در اين دو مدير نظريات مخالف در مديريتهاي سينمايي قبلي دولت احمدينژاد بود كه بحثهاي زيادي را برانگيخت. حالا اين دو مسوول كه اتفاقا اهل سينما بودند(اضافه كنيد احمد ميرعلايي تهيهكننده سابق و مديرعامل جديد بنياد فارابي را) حرفهاي قشنگي ميزنند كه بايد ديد در عمل و در طول زمان چه اتفاقي بر سينماي ايران حادث خواهد شد.
رفع ممنوعالتصويري محمدرضا گلزار،رفع توقيف فيلمهايي همچون به رنگ ارغوان،سفربههيدالو و سنتوري، بازگشت و فعاليت دوباره گلشيفتهفراهاني و يكي دو موضوع ديگر از جمله مسائل مورد بحث مديران جديد سينماي ما بوده است.همچنان كه ميدانيم اين مسائل اساسا از همان ابتدا چندان مسائل مهمي نبودهاند كه وقت مديران پيشين ما را گرفته باشند آنهم در برابر مسائل مهمتري همچون ضعف فيلمنامهنويسي در سينماي ايران،مافياي پخش، بازگشت فيلمفارسي، پخش جهاني آثار ايراني، نبود ضابطه مشخص در سانسور و تسلط سليقه و ... نكته جالب در ماجرا اتفاقات متناقض در دو دولت قبلي و فعلي است كه ما را دچار ترديد مي كند. با اين حال باز هم به فال نيك مي گيريم و اميدواريم كار از اينكه هست خرابتر نشود. به نظر ميرسد همينكه اين دو مدير ـ برخلاف آن دو بزرگواري كه صندلي را ترك كرده اند ـ از بدنه سينما هستند خودش نعمتي است. ضمن آنكه بيان خيلي از وعدهها حتي اگر بوي شعار بدهد خودش انتظاراتي ايجاد مي كند كه به نفع سينماي ايران است حالا هر چقدر اندك باشد.