تبليغاتX
دونده - همه مي خواهند بازيگر شوند؛بازيگران مي خواهند كارگردان شوند

در خبرها آمده بود «گلاب آدينه» تصميم دارد فيلمى را كارگردانى كند. اين بازيگر توانا بزودى پشت دوربين قرار خواهد گرفت تا در جايگاه يك كارگردان نخستين تجربه سينمايى اش را كليد بزند.
اين اتفاق يعنى حضور يك بازيگر زن روى صندلى كارگردان خبر تازه اى در سينماى ايران به شمار نمى آيد، چه بسا پيش از او بازيگرانى همچون نيكى كريمى در سينماى حرفه اى و هنرپيشه هايى مثل پروانه معصومى، مهناز افضلى، پرند زاهدى، پريوش نظريه و ...در سينماى تجربى و كوتاه دست به اين آزمون زده اند. حتى در ميان بازيگران مرد نيز اين اتفاق بارها در سينماى ايران روى داده كه برخى از آنها جزو موفق ترين فيلمسازان ما به شمار مى آيند. كه مجيد مجيدى نمونه اى قابل اشاره در اين بحث است. فرامرز قريبيان، فرامرز صديقى، حميد فرخ نژاد، جعفر والى، سعيد اميرسليمانى، بهزاد بهزادپور، سيامك اطلسى، محرم زينال زاده، مهدى و ناصر هاشمى، حميد جبلى، ايرج طهماسب،غلامحسین لطفی،فتحعلی اویسی، على مصفا و ...را نيز در همين حوزه مى توان مثال زد كه البته برخى از آنها - تقريباً اكثريتشان - فيلم هاى موفقى ارائه نداده اند، اما در جايگاه بازيگر موفق تر عمل كرده اند. كافى است نگاهى به كارنامه بازيگرى و فيلمسازى اين فهرست بيندازيد، آن وقت به اين واقعيت پى خواهيد برد.
سينماى ايران در سال هاى پس از انقلاب اسلامى نشان داد كه عرصه مناسبى براى فعاليت آنهايى است كه دغدغه فرهنگ و هنر دارند و مى خواهند «چيزى» به سينماى ايران اضافه كنند. رشد كيفى سينما در سال هاى پس از انقلاب و بويژه قرار گرفتن اين سينما در نقطه توجه بهترين جشنواره هاى جهان در ده، پانزده سال گذشته و دريافت صدها جايزه ريز و درشت حاصل اين رويكرد بوده است. در واقع سينماى پس از انقلاب كه به لحاظ ماهيت، نوع نگاه و كاركردش متفاوت از گذشته شده بود، بستر مناسبى براى حضور زنان در عرصه هايى به غير از بازيگرى فراهم كرد.
نگاهى گذرا به سياهه آثار و نام سازندگان آثار سينمايى در سه دهه گذشته حاوى اين نكته است كه تا امروز بيش از ۱۶ زن به عنوان كارگردان نام خود را به حافظه تاريخى سينماى ايران سپرده اند و با اين حساب گلاب آدينه هفدهمين بانوى فيلمساز خواهد بود كه پاى در اين وادى مى گذارد. به نظر مى رسد حضور زنان در عرصه كارگردانى ارزشمندباشد و علاوه بر آن كه توانايى زن ايرانى در عرصه هاى دشوارى همچون فيلمسازى به باور بنشاند، ممكن است سينماگران مؤلفى همتراز رخشان بنى اعتماد به سينماى ايران معرفى كند. اما اين موضوع تنها يك سوى ماجراست و روى ديگر آن كه ممكن است بازيگرى از خلاقيت خود در جلوى دور شود و سينماى ايران كه به واقع با كمبود بازيگران توانا روبه روست، او را نيز از كف بدهد.
سؤال اساسى اين است كه چه ارزش هايى در كارگردانى هست كه در بازيگرى نيست آيا پشت دوربين بهتر است يا جلوى آن پاسخ شايد پيچيده به نظر آيد، اما در واقع بسيار ساده است. سينماى ايران بضاعتى براى ارائه توانايى ها و قابليت هاى زنان ميانسال ندارد. بازيگران ديگرى هم هستند كه گرچه بازيگرى را ادامه مى د هند اما يا دغدغه ذهنى شان كارگردانى است يا اين تجربه را از سر گذرانده اند.
سينماى ايران، در سال هاى اخير به آثار جوان پسند و جوان محور بشدت متمركز شده و همين موضوع عرصه را براى ارائه توانايى نه تنها بازيگران زن بلكه بازيگران مرد نيز تنگ كرده است. آيا در پنج سال گذشته جز در چند مورد محدود اثرى ديده شده كه قهرمان اصلى اش مردان و زنان ميانسال و سالمند باشند آيا فيلمى ساخته شده كه شخصيت محورى آن عزت الله انتظامى باشد يا داستانش متكى بر شخصيت بازيگرى مثل على نصيريان آيا قرار است تا به آخر گلاب آدينه، پروانه معصومى و فخرى خوروش نقش مادرها و مادربزرگ هاى حاشيه اى را بازى كنند
برخى معتقدند سينما هنر بى رحمى است.خشونت سينما تنها در صحنه هاى روى پرده نيست، شايد خشونت سينما همين باشد كه بازيگران براى اثبات توانايى شان راه به انزوا ببرند و سال ها در انتظار يك نقش خوب چشم به راه بدوزند. گلاب آدينه يكى از بازيگرانى است كه اراده كرده تا به جاى بازى كردن، بازيگردان باشد. اشكالى هم ندارد، حالا كه زمينه اى براى كارش فراهم شده چرا كه نه اما باور كنيد او بازيگرى را بيشتر دوست دارد. اين ادعا را ديرآمدن به عرصه كارگردانى و كارنامه درخشان بازيگرى اش ثابت مى كند.

+ نوشته شده در شنبه 21 اردیبهشت1387ساعت 23:17 توسط بهمن عبداللهي |