شمسالعماره سريالي ديدني بود كه خاطرهاش به سختي از ذهن بيننده پاك ميشود.شايد نتوان اين مجموعه را بهترين اثر آپارتماني (اثري با لوكيشن محدود و چند خانواده) دانست اما بدون ترديد يكي از نمونههاي باارزش كمدي خانوادگي در اين سالها و حتي ده سال اخير است. سامان مقدم كه براي دومين بار دست به تجربه ساخت اثري در مقياس تلويزيون زده موفق شده تا با گردآوري عناصري همچون داستان ساده، روايت جذاب،شخصيت پردازي،بازيگران مقتدر و طراحي صحنه اثري دلچسب ارائه كند كه هر شب بينندگان را به خود جلب مي كرد. جدا از اين مهمترين ويژگي و البته ارزش "شمسالعماره" را در دوري اثر از لودگي و كمدي مبتذل بايد جستجو كرد. در واقع گروه نويسندگان كوشيدهاند با استفاده از تقابل شخصيتها و تضادهاي رفتاري آنها، ديالوگهاي و كمدي موقعيت خنده را بر لب مخاطب بياورند.
شمسالعماره هر چند كه "دايي جان ناپلئون" را ياد آوري ميكند اما ارزش هاي خاص خود را دارد و اين موضوع به بيننده كمك مي كند تا به دنبال كشف و شهودي تازه باشد و يكياش قرار دادن خودش به جاي ليلا و بررسي خواستگاران مختلف است. يكي از نكات جالب مجموعه جهانبيني خاص آدمهاي داستان است كه از منظر خود به پيرامون نگاه و اين باور را تكرار ميكنند كه حقيقت ميتواند وجوه مختلفي به تعداد انسانهاي روي زمين داشته باشد. از جمله امتيازات اين كار ميتوان به بازيهاي چشمگير آن اشاره كرد. فرهاد آئيش و مسعود رايگان كه مثل هميشه خوب ظاهر شدند.رويا تيموريان و مرجانه گلچين كه عالي بودند. اميرحسين رستمي و ندا مقصودي كه بايد از چهرههاي خوش آتيه دانست و هانيه توسلي كه به غايت بازيگر خوبي است و حتي قويتر از "ميوه ممنوعه" ظاهر شده است.اساسا بازيگران "شمسالعماره" (البته به جز مليكا شريفينيا) آنقدر خوبند كه بازي خوب مهرانهمهينترابي به چشم نميآيد.
شمسالعماره، البته مثل ساير آثار تلويزيوني با ضعفهاي آشكار و پنهاني هم همراه است كه مشهودترينش محدوديت در نمايش برخي مضامين و موضوعات همچون عشق است.بيرون نرفتن دوربين از ساختمان ايده اي بوده كه مي توانست به كمك سازنده بيايد تا در اين فضاي محدود دست به خلاقيت بزند اما عليه خودش عمل كرده است. تكرار مكررات در برخي قسمتها و پايان سرهمبندي شده هم از ضعفهايي است كه ميتوان دربارهشان بيشتر سخن گفت.
جهت اطلاع: بهمن عبداللهی مقام اول رشته خبر هشتمین جشنواره کتاب و رسانه (اصلخبر)